جنگها و تاریخ

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

جنگ مدیا

← آمار وب سایت

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :


Think,Befor We Act

/ساعتی در خود نگر تا كیستی/ از كجائی وز چه جائی چیستی/ در جهان بهر چه عمری زیستی/ جمع هستی را بزن بر نیستی

فراخوان جذب نویسنده برای جنگها و تاریخ

عزیزانی که به نوشتن درباره ی تاریخ نظامی گری و سلاح های نظامی علاقمندند و در این حوزه خود را مستعد می بینند لطفا با من تماس بگیرند به آدرس زیر:
saboro2004@yahoo.com

برای «نادر»ترین مرد

متن زیر را هفته ی قبل برادرم در کانالش گذاشته بود، بد نیست خواندنش و توصیه می شود اکیدا:



شروع نوشتنم در این کانال با چند خط از بزرگمردی بود که امروز دهمین سالگرد فوتش است. ابوالمشاغلی که هیچ وقت زیر بار حرف زور نرفت و همیشه کاری را انجام می داد که فکر می کرد درست است، هرچند غلط باشد!
دوازده یا سیزده ساله بودم. نمایشگاه کتاب در محل دائمی نمایشگاه های تهران برگزار می شد و برادر بزرگترم،رضا، که از پنج شش سالگی به من الفبا و جدول ضرب و شطرنج و خیلی چیزهای دیگر یاد داده بود گفت می خوام ببرمت یه جای خوب. حدس می زدم جای خوبش نمایشگاه کتاب باشه. 
بزرگترین کتابفروشی که دیده بودم شاید در کل دویست کتاب هم نداشت و دیدن نمایشگاه کتاب در آن فضای بزرگ برای من مثل شنا کردن یک ماهی کوچک قرمز در اقیانوس لایتناهی بود.
سالن ها و غرفه ها را یکی یکی پشت سر گذاشتیم تا در یک انتشاراتی رضا توقف کرد. به فروشنده پشت میز چیزی گفت و او هم ما را دعوت کرد به داخل انتشاراتی. چند کتاب هم از همانجا خرید و منتظر شدیم.
حوصله ام داشت سر می رفت که یک آقای چهل پنجاه ساله خوشتیپ با سیبیلی جذاب وارد غرفه شد. بلافاصله رضا سمتش رفت و با او گرم صحبت شد، انگار نه انگار من وجود خارجی دارم. از چیزهایی حرف زدند که سر درنمی آوردم ولی حرفی از دهان آن مرد سیبیلو شنیدم که بارها رضا در خانه تکرارش کرده بود. آقای مورد نظر با خنده به رضا گفت:«مث اینکه سر تو هم مث ما بوی قورمه سبزی می ده ها!»
بعد خودنویسی از جیبش در آورد و با دست خط خوش در صفحه اول یک کتاب نوشت: تقدیم به رضا که مثل من سرش بوی قورمه سبزی می دهد. امضا، نادر ابراهیمی.
آنجا بود که برای اولین بار با یک آدم معروف روبرو شدم. آن زمان آدمهای معروف سلبریتی نبودند، یکی بودند مثل من و شما، خاکی و گرم و مهربان!
وقتی به خانه رسیدم با سرعت به کتابخانه مان رفتم تا مطمئن شوم نادر ابراهیمی همان اسمی است که از کودکی کتابهایش در قفسه کتابخانه مان وجود داشت. 
برخورد گرم او هیج گاه از خاطرم نمی رود. آن خنده و لبخند و بوی قورمه سبزی!
یک دهه هست از رفتنش می گذرد، نویسنده ای بزرگ، بزرگمردی آزاد اندیش و هنرمندی به معنای واقعی کلمه که در زمان بودنش آنچنان که باید قدردانش نبودیم. 
و کاش آن زمان به قدری بزرگ می بودم که متوجه حرفهایش می شدم. همنشینی با او، حسرتی است مانده بر دل...
علی کیانی موحد

نقش زیردریایی ها در جنگ جهانی اول؛ قسمت دوم و آخر

 از ابتدای سال 1915 ، هنگامی که تلفات کشتی رانی در برابر حملات زیردریایی ها به طور قابل توجهی افزایش یافت، دریاداری بخش قابل توجهی از منابع خود را به جنگ های ضدزیردریایی اختصاص داد، و از دانشمندان، مهندسان، دانشگاهیان و دیگران برای کمک به توسعه راه هایی برای از بین بردن زیردریایی ها کمک خواستبا اعتقاد بر این که بهترین دفاع حمله است، سلاح های اصلی ضدزیردریایی در جنگ جهانی اول ظاهر شدند:

·        شکارچیان سطحی: دریاداری حمل و نقل ابتدا چند فروند، سپس صدها فروند، و بعدتر هزاران فروند کشتی برای مقابله با زیردریایی ها به اقیانوس ها فرستاد. این کشتی ها شامل انواع ناوشکن ها، ناوچه ها، قایق های تفریحی و کشتی های بادبانی مسلح (Q-ships) بودند که به عنوان تله در دریاها ول بودندبرخی از کشتی ها به گیرنده های صوتی غیرفعال مجهز شده بودند، که می توانست سر و صدای موتور یک زیردریایی را در سطح اب تشخیص دهد، اما تنها در صورتی که خود کشتی شکارچی در حال حرکت نباشد.

·        بمبهای زیرآبی: در سال 1916 بسیاری از این کشتی های ضدزیردریایی تهاجمی با یک سلاح جدید به نام بمب زیر آبی مسلح شدندبهترین ازنوع این بمب های زیر آب مشتق شده از مینهای زیر آبی بودند که حاوی 300 پوند TNT یا آماتول بوده و دارای فیوز های هیدرواستاتیکی بودند که می توانست برای انفجار در عمق 40 و 80 فوت و بعدتر تا 50 تا 200 فوت تنظیم شودنداز آنجایی که بمبهای زیرآبی از پاشنه ی کشتی به آب انداخته شده در عمق کم عمق منفجر می شدند، کشتی مهاجم باید حداکثر سرعت را داشت و یا آسیب جدی به پاشنه ی خود را بپذیرد.بنابراین، کشتی های کندرو نمی توانستند از بمبهای زیرآبی 300 پوندی استفاده کنند تا زمانی که فیوز هایی با تنظیم برای عمق بیشتر ساخته شدنددر تمام سال 1916 نیروی دریایی بریتانیا تنها دو زیردریایی را با بمب زیرآبی غرق کرددر سال های 1917 و 1918، هنگامی که بمبهای زیرآبی بهبود یافته بود و بیشتر در دسترس بود، نرخ شکار توسط این سلاح به میزان قابل توجهی افزایش یافت.

·        شکارچیان هوابرد:  زمانی که جنگ آغاز شد، سن صنعت هوانوردی کمتر از ده سال بود. نیروی دریایی سلطنتی در حدود پنجاه فروند هواپیمای آبنشین و هفت فروند کشتی هوایی (زیپلن) برای دیده بانی نیروی دریایی دشمن دراختیار داشت. برخی از این هواپیما به شکار زیردریایی ها اختصاص داده شدند اما، با توجه به عدم اطمینان از موتور، سرعت کم، ظرفیت سوخت و بمب محدود، و عوامل دیگر، بی فایده بودند. با این حال آشکار شد که زمانی که یک هواپیما در نزدیکی یک زیردریایی ظاهر می شد، زیردیایی به عمق آب شیرجه می رود و بی حرکت می شوداز این رو گشت زنی هوایی برای مجبورکردن زیردریایی ها به ماندن در زیر آب سودمند بود و در نتیجه کشتی ها را قادر می ساخت تا منطقه ی خطر را دور بزنند و از حمله جلوگیری کنند. در سال 1915 نیروی دریایی سلطنتی هواپیماهای آب نشین بهبود یافته (کرتیس آمریکایی) و بالن های بیشتری به دست آورداینها با بمبهای 100 یا 520 پوندی با فیوز ضربه ای و یا بمبهای زیرآبی 230 پوندی با فیوز تاخیری، که در عمق هفتاد پا منفجر می شود، مسلح بودند، اما نرخ شکار زیردریایی توسط هواپیما اساسا صفر باقی ماند.

·        زیردریایی های شکارچی: نیروی دریایی سلطنتی بر اساس این نظریه که "دزد را برای گرفتن یک دزد بفرست" آبهای ساحلی آلمان را با زیردریای های مجهز به هیدروفون پرکردگشت های اولیه هیچ شکار تأیید شده ای نداشتند، اما حضور زیردریایی های بریتانیایی در آبهای آلمان، از جمله دریای بالتیک، که در آنجا خدمه ی زیردریایی های آلمان آموزش می دیدند، موجب اضطراب فراوانی شد و روالهای آموزشی را مختل کرداز آغاز سال 1915، زیردریایی های بریتانیایی شروع کردن تا زیردریایی های آلمانی را به تعداد قابل توجهی به اژدرببندنددریاداری طراحی و تولید یک زیردریایی کوچک (کلاس R) را مخصوصا برای شکار زیردریاییها در دستور قرار داد، اما دیگر خیلی دیر شده بوداگر اژدرهای بریتانیایی بیشتر قابل اعتماد بودند، زیردریایی بدون شک می توانستند بسیاری از زیردریایی های آلمانی را از بین ببرند.

·        مینها: از روزهای اول جنگ، هر دو طرف درگیر در جنگ از مین های تماسی که در آب های کم عمق کاشته شده بودند، معمولا برای دفاع و گاهی برای حمله استفاده می کردند. میدان های مین دفاعی برای جلوگیری از نیروهای دشمن از نفوذ به آب های ساحلی برای بمباران ساحل، جلوگیری از حمل و نقل دریایی، و یا حمله ی دشمن کاشته شدند. چنین مین ریزی هایی با توجه به اهداف و برنامه ریزی انجام می شدند و خطوط مخفی امن برای کشتی رانی و نیروی دریایی خودی را در اختیار می گذاشتند. به منظور حمله به کشتی رانی بریتانیا، زیردریایی های آلمانی اغلب به مجبور بودند تا میانهای مین را دورزده و یا با قبول خطر به قلب میدان مین بزنند. بسیاری از زیردریایی ها در میدان های مین بریتانیا گرفتار می شدند و یا به مینهایی می خوردند که جابجا شده یا ول شده بودندمین ریزی تهاجمی پیچیده تر بود و اغلب یا به هدف می خورد و یا بی فایده بود. شناورهای سطحی، تحت پوشش تاریکی و با عجله، مینها را در مسیرهایی مانند خطوط دریایی و یا گاهی اوقات حتی در راه های امن میدان های مین خودی می کاشتند، تا کشتی های دشمن و یا کشتی های تجاری را غافلگیر کنند. بعدا در جنگ، هر دو طرف زیردریایی ها را برای مینگذاری به کار گرفتند و دو سلاح دریایی بسیار خطرناک را با هم ترکیب کردند.

برای جلوگیری از دسترسی زیردریایی های آلمانی به اقیانوس اطلس از طریق کانال انگلیس، بریتانیا خطوطی از مینها را در سراسر کانال از دوور انگلستان، تا کیپ گریس-نز فرانسه کاشت. با این حال، در سال های 1915 و 1916، مینها تماسی بریتانیا معیوب بودند، و تا زمانی که دریاسالاری به کپی و تولید انبوه مینهای استاندارد آلمان نپرداخت میدان "دوور" نتوانست از عبور زیردریایی های آلمانی جلوگیری کند.هنگامی که میدان دوور در نهایت موثر شد، زیردریایی مجبور شدند برای رسیدن به اقیانوس اطلس شمال اسکاتلند را دور بزنند و حدود 1400 مایل (حدود هفت روز) به سفر آنها اضافه شد.

پس از اینکه ایالات متحده وارد جنگ شد و به نیروی دریایی سلطنتی یک نوع مین محرمانه با فیوز مغناطیسی عرضه کرد، متفقین طرحی برای کاشت 200،000 عدد از این نوع مین در سرتاسر دریای شمال از جزایر اورکنی تا ساحل نروژ ریختند. اگرچه نیروهای آمریکایی و بریتانیایی در این بنا به اصطلاح در این دیوار دفاعی حدود 80،000 مین کاشتند، اما بیشتر این مینها نیز معیوب بودند و آسیب اندکی به آلمان ها وارد کردند. با این وجود، مینهای متفقین در همه ی مناطق به عنوان قاتل زیردریایی ها شناخته شدند.

·        استراق سمع: هنگامی که جنگ آغاز شد، ارتباط بیسیم و یا تلگراف بی سیم یک فن آوری نظامی جدید بود که بریتانیا در آن خبره بود. با بهره گیری از امتیاز یک دفترچه ی رمز نیروی دریایی آلمان، که به صورت اتفاقی به دست آمده بود، و همچنین استفاده از کمبود خبرگی در مخابرات و امنیت بیسیمهای آلمان، بریتانیا به طور کامل در ارتباطات نیروی دریایی آلمان نفوذ کرد. بریتانیا ابتدا در روش کشف جهت رادیویی برای شناسایی و شناسایی فرستنده های ساحلی و دریایی آلمان استاد شدند. با استفاده از دفترچه کد به دست آمده، آنها اکثر مخابرات نیروی دریایی آلمان را می خواندند. سرویس استراق سمع دریاداری (معروف به اتاق 40) با استفاده از این اطلاعات پربها را فعال کنید به رهگیری زیردریایی های آلمانی می پرداخت. یک مورخ انگلیسی نوشت که  در اوایل سال 1915، اتاق 40 قدرت مجموع ناوگان زیردریایی آلمان، نرخ رشد آن ... موقعیت هر ناوگان ... تعداد زیردریایی های در حال گشت یا در بندر، و اینکه چه هنگام قرار است به دریا بروند... تلفاتشان، هنگامی که یک زیردریایی به پایگاهش بازنمی گشت، و در اغلب موارد، میزان تهدید [زیردریاییها] در هر منطقه ی خاص را می دانست.


 

ادامه مطلب

جنگ شیمی دانها

 
  • تعداد صفحات :460
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  
 

درباره وب سایت

Wars & History
رضا کیانی موحد - محمدحسین پاز
مدیر وب سایت :

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان