منوی اصلی
جنگها و تاریخ
  • پنجشنبه 1 شهریور 1397 09:38 ق.ظ نظرات ()
    تاریخچه ی کوتاهی از تاثیر انقلاب صنعتی بر جنگهای قرن نوزدهم را می توانید در اینجا بخوانید.
    آخرین ویرایش: دوشنبه 29 مرداد 1397 08:56 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • سه شنبه 30 مرداد 1397 10:05 ب.ظ نظرات ()
    خدمت دوستانی که تلفنا، اس ام اساَ، وب کماَ، تلگرافا و.... سوال کرده اند که این هواپیمای کوثر چی هست و تاریخچه اش چی هست عرض کنم که این هواپیما همون هواپیمای معروف اف-5 تایگر هست که حدود 60-70 سال قبل آمریکایی ها ساخته اند... حالا اینکه این نمونه ساخت ایران هست یا همون هواپیماهای زمان شاه که رنگش کردیم بنده اطلاع ندارم.... و اینکه اگر این هواپیما اگر نمونه ی کپی ایرانی همون هواپیمای ساخت شیطان بزرگ هست قابلیت پرواز کردن هم داره بازهم بنده اطلاع ندارم.... 
    چیزی که اطلاع دارم این هست که الان 40 ساله داریم برای دنیا شاخ و شونه می کشیم ولی هنوز نتوانسته ایم یک طرح بومی که واقعا بومی بومی باشد(در هیچ حوزه ای و هیچ زمینه ای) به دنیا ارائه کنیم... همه چیزمان کپی برداری ناقص همین غرب و غربی هاست که 24 ساعت در بلندگوهای رسمی آنها را به فحش بسته ایم.... مترو غربی، هواپیمایی غربی، صنعت غربی، آموزش و پرورش غربی، آموزش عالی غربی، سانترفوژ غربی، خودروسازی غربی، حتی نظام حکومتی مان هم کپی نظام حکومت غربی است... مطلقا و مطلقا هیچ چیزی از درون ایران و ایرانی نجوشیده است که در دنیا بی همتا و منحصر به فرد باشد.... کلا خسته نباشیم
    (نظر دهی را بازگذاشتم که اگر خواستید چیزی بگویید متهم نشویم به دیکتاتورشیپ)
    آخرین ویرایش: سه شنبه 30 مرداد 1397 10:13 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • دوشنبه 29 مرداد 1397 09:11 ق.ظ نظرات ()


    آخرین ویرایش: سه شنبه 6 شهریور 1397 08:24 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • جمعه 26 مرداد 1397 10:48 ق.ظ نظرات ()

    ترجمه رضا کیانی موحد

    Whippet.jpg

    ویپت در موزه نظامی بروکسل

    ویپت مارک آ تانک ساخت انگلیس متعلق به جنگ جهانی اول بود که به منظور کامل کردن تانکهای کند مارک 5 با استفاده از جابجایی و سرعتشان بکارمی رفتند تا بتوانند خطوط دشمن را بشکافند.

    تشریح

    این خودروی زرهی برای حملات سریع ساخته شد. بنابراین زنجیر آن با دید مدرنتری نسبت به تانکهای سری 1 تا 5 طراحی شد. آنها مستقیما از لیتل ویلی – اولین نمونه تانک- مشتق شده بودند و فاقد فنر برای سیستم تعلیق بودند. جایگاه خدمه برجکی ثابت به شکل مربع در انتهای بدنه بود. تانک دارای دو موتور در جلوی بدنه بود و هر کدام یک زنجیر را حرکت می دادند. برای حرکت به سمت جلو هر دو موتور درگیر می شدند و برای چرخیدن یکی متوقف شده ودیگری کار می کرد. پس در تئوری راهی ساده برای هدایت تانک یافته بودند ولی درعمل ثابت شد که این راه غیر ممکن است چون هر زنجیر با سرعتی غیر قابل پیش بینی می چرخید. پس ازاینکه اولین بساط اولین آزمایش گسترده شد قابل فهم بود که راننده ها بسیار محتاطانه رشد می کنند و در هر گردش تانک را متوقف می کنند و متوقف کردن هر زنجیر دیگری را بیرون می انداخت. موتورها نیز مستعد ایستادن بودند وقتی که خورشیدی بسیارسریع می چرخید. مخزن سوخت در جلوی بدنه واقع شده بود. سلاحها عبارت بودند از 4 مسلسل هاچکیس 303. که هر کدام یک جهت را پوشش می داد. با وجود تنها 3 خدمه ، مسلسل چی باید که دائم اینور و آنور می پرید و دست آخر توسط فرمانده یاری می شد. بعضی وقتها یک مسلسل چی دیگر را سوارمی کردند و اغلب برای ایجاد فضای بیشتر یک مسلسل را جا میگذاشتند. با توجه به اینکه همه آنها قابل جابجایی بودند، می توانستند تمام اطراف را با تنها یک مسلسل پوشش دهند.

    File:Whippet2.jpg

    قسمت پشتی یک ویپت در موزه نظامی بروکسل که در 17 آگوست سال 1918 آسیب دید


    آخرین ویرایش: جمعه 26 مرداد 1397 01:16 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • دوشنبه 22 مرداد 1397 06:52 ب.ظ نظرات ()
    این فیلم تبلیغاتی ارتش روسیه است درباره ی دخالت نیروهای نظامی این کشور در جنگ های داخلی سوریه .... دیدنش خالی از لطف نیست.
    آخرین ویرایش: جمعه 26 مرداد 1397 01:17 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • دوشنبه 22 مرداد 1397 09:23 ق.ظ نظرات ()
    یاد داشتی از حجه الاسلام رسول جعفریان استاد دانشگاه و مسئول کتابخانه دانشگاه تهران
    سالهای سال است که ما تمدن اسلامی را به بزرگانی چون کندی، فارابی، بیرونی، ابن سینا، فخر رازی، خواجه نصیر و تنی چند از بزرگان علم و دانش در دنیای اسلام می شناسیم؛ روی نوآوری ها و تکاپوی های علمی آنها تأکید می کنیم و بویژه این که افکار آنان هزار سال است که تمدن اسلامی را سیراب کرده و شکوه و عظمتی ویژه به ما بخشیده، تأکید می کنیم. در اینجا، و ضمن تأکید این که اینان بهترین های دوره های میانی تاریخ تفکر و تاریخ علم در میان ما هستند، دو نکته دیگر را هم باید مد نظر قرار دهیم. 
    نخست آن که بدانیم حاصل تکاپوی علمی و آثار آن در تمدن اسلامی، طی قرون مختلف، چه مقدار بوده، و مهم تر آن که، آیا این میراث علمی، میراثی پویا و متحول متناسب با مفهوم علم و فرضیه و تغییر و پیشرفت علمی بوده، یا آن که بیشتر در فضایی جامد و بی تحرک امتداد یافته است. به نظرم روشن است که با همه عظمتی که این میراث دارد، ما نتیجه روشنی از آن دانش برای ایجاد تحول و انقلاب علمی نگرفته ایم و درجا زده ایم، حالا لازم است بار دیگر تأمل کنیم که اشکال کار در کجا بوده است. 
    نکته دیگر این است که در تمدن اسلامی، روشن کنیم اساس این تمدن، روی علم و دانش برگرفته از آثار این بزرگان بوده، یا نوعی دانش توده ای و مردمی سطح پایین در سراسر این تمدن جریان داشته، و هزاران نسخه و اثر از آن شبه علم باقی مانده؛ افکار پوسیده ای که در قالب کتاب و رساله، دست طبیبان و منجمان و قصه گویان بوده و مردم را از آنها سیراب می کرده اند. در این مورد هم ناچاریم اعتراف کنیم تنها بخش اندکی متعلق به خروجی آن اندیشوران نامی در تمدن اسلامی، و اما بخش عمده، مربوط به همان علم توده ای و مردمی است که حاصل و برکشیده هزاران سال اندیشه های علمی عامیانه میان بشر بوده، و بطن اندر بطن در جوامع مختلف امتداد یافته است. 
    نکته مهم این است که آن عالمان، می بایست، دانش علمی را به گونه ای سامان می دادند که بتواند این اسکلت فلزی و سخت را که دانش توده ای را حفظ و حراست کرده، بشکنند و تحول و تحرک را در علم پدید آورند، اما چنین اتفاقی نیفتاد و در واقع، پاردایم حاکم بر دانش یونانی هزار سال دیگر هم دوام آورد.
     این که چرا آنها نتوانستند به این نقطه برسند، نکته بسیار مهمی است. در یک کلام، به رغم بزرگی آن افراد، دانش علمی و به طور خاص علوم تجربی ما همان چیزی بود که که بخش مهمش از یونان، و بخش های اندکش از ایران و هند و تجربه های مردمی عرب بهم تنیده شده و محصولی را به عنوان «علوم تجربی» در میان ما شکل داد. بدنه این دانش، و ارکان آن، سبب انقلاب علمی در میان ما نشد، و ما نتوانستیم پارادایم یونانی علوم تجربی و علومی مانند جغرافی و نظیر اینها را تغییر داده و مسیر تازه ای را آغاز کنیم. اگر این انقلاب علمی شده بود که ما باید آثار آن را می دیدیم. چشم که داریم.
    بدتر از همه آن که از قرن ششم هجری به بعد، همین تحرک علمی مختصر نیز از بین رفت و با برآمدن اندیشه های شبه عرفانی و تسلط همه جانبه جهان بینی عرفانی بر تمام معرفت بشری، راه علوم تجربی را کاملا سد کرد. ما یک سره به بزرگانی چون فارابی و ابن سینا می نازیم، اما نه تنها آثار خوب آنها برای زمانشان، در دوره بعد نتوانست چارچوب تازه ای برای علوم تجربی بگشایند ـ به مانند آنچه در قرن پانزدهم و شانزدهم و بعد از آن در غرب پدید آمد ـ بلکه چنان جمودی و سکونی بر دانش تجربی ما حاکم شد، که تا هزار سال بعد که حالا باشد، فقط توانستیم به آن افتخار کنیم و به آن ببالیم، اما نتوانستیم هیچ در بسته ای را بگشاییم. زمانی که چراغ علم این بار و دوباره از غرب به این سوی آمد، تسلط و هیمنه آن، چنان ما را به تعجب واداشت که طالب علمان ما، همه مدارس قدیم را کنار گذاشتیم و سراع علوم جدید رفتند. این آثار همان انقلاب علمی است که این بار و مثل دوره ای که یونان میان ما آمد، در میان ما پدید آمد و ما را از گذشته برید. البته مقاومت های بیهوده ای کردیم، و هنوز هم می کنیم و این را به اسم دینی کردن و سنتی کردن علم جدید دنبال می کنیم، اما بیشتر آنچه نوشته می شود، راه به جایی نمی برد. متاسفانه  برخی از ما، مقاومت مان بیشتر است، و با ادبیات عوام پسند، مرتب یاد از عظمت گذشته علمی می کنیم، این که نسخه های این آثار فراوان  است، این که در قرن چهاردهم و بعد از آن آثار ما در اروپا چاپ می شده و ...، اما حقیقت آن است که دنیا راه خود را می رود و علم به سمت گشودن افق های تازه حرکت می کند، بدون این که ملاحظات ما را در نظر بگیرد.
    آخرین ویرایش: دوشنبه 22 مرداد 1397 09:24 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
تعداد صفحات : 239 ... 2 3 4 5 6 7 8 ...