جنگها و تاریخ

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

جنگ مدیا

← آمار وب سایت

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :


Think,Befor We Act

/ساعتی در خود نگر تا كیستی/ از كجائی وز چه جائی چیستی/ در جهان بهر چه عمری زیستی/ جمع هستی را بزن بر نیستی

تانکهای متوسط ژاپن در طی جنگ جهانی دوم؛قسمت اول

 

با پایان جنگ جهانی اول ژاپن سعی کرد تا عنصر زرهی را به نیروی زمینی خود اضافه کند. اولین گام آنها در ساخت تجهیزات زرهی کپی کردن از روی تانکچه ی انگلیسی گاردن لوید بود. این تانکچه تایپ-94 نام گرفت. زرهپوشهای سبکی مانند تایپ-94 ،هرچند که سلاحی کوچک و زرهی اندک داشتند اما برای استفاده در شرق آسیا بسیار مناسب بودند. قدم بعدی ژاپنی ها ساخت یک تانک سنگین بومی بود. این تانک سنگین تایپ-87 نام گرفت ولی از بخت بد در زمانی ساخته شد که ژاپنی ها یک موتور بومی مناسب برای آن نداشتند. به همین دلیل پس از ساخت یک نمونه ی آزمایشی پروژه ی آن کنار گذاشته شد و طراحی تانکهای سبک تری در دستور کار قرار گرفت.

در سال 1931 ژاپنی ها تانک تایپ-89 را به صورت انبوه تولید کردند. تایپ-89 اولین تانک واقعی ژاپنی ها بود. پس از آن در سال 1938 تانک تایپ-97 وارد کارزار شد و به تانک استاندارد نیروی زمینی ژاپن تبدیل شد. بهینه سازی های زیادی بر روی تایپ-97 صورت گرفت تا بتواند به عنوان یک تانک مناسب با همآوردهای غربی و شرقی خود رویارویی کند. بهترین بهینه سازی بر روی تایپ-97، تانک تایپ-4 بود که آنقدر دیر وارد معرکه شد که دیگر بود و نبودش در جنگ اثری نداشت.

تایپ-94

تایپ-87

 

 

تایپ-89

هنگامی كه روشن شد ساخت یک تانك سنگین بومی در ژاپن امکان پذیر نیست، پروژه ی تایپ-89 کلید خورد. در حقیقت، تایپ-89 اولین تانكی است كه طراحی آن كاملا در ژاپن انجام شد هرچند که طراحی آن بر اساس تانك مارك سی انگلیسیها ،که ژاپن آنها را در سال 1927 خریده بود، صورت گرفت.

قرار شد تا بدنه ی تایپ-89 سبک تر از تایپ-87 ساخته شود و به همین دلیل به جای آهن از فولاد در ساخت آن استفاده شد. بدنه ی تایپ-89 كمی قدیمی و نسبت به برجك و توپ كوتاه نصب شده بر آن بزرگ به نظر می رسد. به علت قیمت بالای بنزین ژاپنی ها کار بر روی یک موتور دیزل را آغاز کردند و پس از تولید 113 دستگاه تایپ-89 با موتور بنزینی تعداد 291 دستگاه تایپ-89 را با موتور دیزلی تولید کردند. در حقیقت، تانک تایپ-89 اولین تانک تاریخ با پیشرانه ی دیزل است که به تولید انبوه رسید. تایپ-89 جدید بسیار شبیه مدل اصلی است اما جایگاه فرمانده آن بزرگتر بوده و دریچه خروج آن دو تكه است. در تولیدات اولیه از بدنه ی مدل اصلی استفاده شد ولی بعدا بدنه را دوباره طراحی كردند و مسلسل را در سمت چپ قرار دادند.

سلاح اصلی تایپ-89 یک قبضه توپ 57 میلیمتری ،برای حمایت از پیاده نظام، بود و 2 مسلسل 6.5 میلیمتری سلاح اصلی را پشتیبانی می کردند. توپ اصلی می توانست در یک زره به ضخامت 20 میلیمتر در فاصله ی 500 متری نفوذکند.

طراحی تایپ-89 در سال 1929 تمام شد و تولید انبوه آن در سال 1931 آغاز شد. تایپ-89 در زمان آغاز جنگ با چین (سال1932) آماده ی نبرد بود و برای اولین بار در نبرد با چینی ها به خدمت گرفته شد. ژاپنی ها اولین هنگهای زرهی مستقل خود را با این تانکها تشکیل دادند. هرچند که قبل از آغاز جنگ در اقیانوس آرام این تانك منسوخ شده بود اما ژاپنی های تا سال 1945 آن را در چین و آسیا بكارگرفتند.

تایپ-89

 

تایپ-97

تجربیات رزمی ارتش ژاپن در منچوری نشان داد که تایپ-89 کندتر از آن است که بتواند واحدهای پیاده موتوریزه را همراهی کند. طراحی یک تانک جدید برای پشتیبانی پیاده نظام در سال 1937 به ثمر نشست و اولین نمونه ها توسط کارخانه ی تانک سازی میتسوبیشی در توکیو ساخته شد. هرچند که تایپ-97 در ابتدا گران قیمت به نظر می رسید ولی با آغاز جنگ دوم با چین ساخت آن را در اولویت قرار دادند.

وزن این تانک به 14 تن می رسید و توسط یک موتور دیزل به توان 170 اسب بخار جابجا می شد. سلاح اصلی آن یک توپ 57 میلیمتری با سرعت دهانه ی پایین برای مقابله با پیاده نظام دشمن بود. دو قبضه مسلسل سلاح های ثانویه ی تایپ-97 را تشکیل می دادند. ضعف این توپ در نبرد با تانکهای روسی در طی زد و خوردهای مرزی ژاپن با روسها در مغولستان سبب شد تا یک توپ 47 میلیمتری با طول بیشتر و سرعت دهانه ی بالاتر برای تایپ-97 طراحی و ساخت شود. این نمونه ی جدید شینهوتو نامیده شد.

از سال 1942 به بعد تولید تایپ-97 متوقف شد و شینهوتو جای آن را در خط تولید گرفت. در حدود 300 دستگاه از تایپ-97 های استاندارد نیز با تعویض برجک تبدیل به شینهوتو شدند. تا سال 1943 ،که تولید شینهوتو متوقف شد، جمعا در حدود 2100 دستگاه تایپ-97 ساخت شد. از نظر تعداد، تایپ-97 رکورد دار تانکهای ژاپن در جنگ جهانی دوم می باشد. این تانك در تمام دوران جنگ تانك اصلی ژاپن ماند. اگرچه تایپ-97 برای جنگ با چین مناسب بود اما در برابر تانكهای روسی و غربی حرفی برای گفتن نداشت.

تایپ-97

 

شینهوتو

 

ادامه مطلب

کی گفته که تاریخ برای درس گرفتن است؟

«برنامه ی مدارس ما صحیح نیست. هنوز یک مدرسه با تمام ملزومات نداریم و مدرسه زیاد می کنیم و افاده چی ناقص می سازیم. از هر طبقه در مدارس قبول میکنیم و یک رقم تدریس، ادارات ما روز به روز پر می شود از اجزایی که طرف حاجت نیستند. چند سال است که مدرسه فلاحت داریم، یک نفر که به حقیقت فلاحت بداند تربیت نشده است. اگر هم ندرتا یکی چیزی آموخته است به آبادی ملک پدرش نپرداخته ... ممالک مترقی برای هر حرفه، نجاری آهنگری، خانه داری، آشپزی، خیاطی و غره مدرسه دارند. مدرسه باید کارآگاهان سربزیر بسازد نه مفسدان سر به هوا... این را هم بگویم علام به هرفنی بیش از حاجت، وجود معطله خواهد بود.»

مهدیقلی خان هدایت (مخبرالسلطنه) خاطرات و خطرات، انتشارات زوار، 1375، چاپ چهارم، ص 57-58

آیا تفسیرها و تحلیل های ما از قیام حسینی به خوانش قاجاری از عاشورا برگشته است؟


Image result for ‫محسن حججی‬‎
عکس تزئنی است
این چند روز، پای منبرهای فراوانی نشستم. تحلیل های مختلف از عاشورا و رویدادهای آن بسیار متفاوت است. مهم نیست که استنادات تاریخی اینها، چه اندازه درست است؛ مهم این است که این افراد با مطالعات خود، برداشت هایی از عاشورا دارند و از مجموع آنها، در ذهن خود گزارشی گرفته، همراه با مسائل اجتماعی و سیاسی روز، مطالبی را ارائه می دهند. حالا فکر می کنم، به عدد خلائق منبری، تحلیل از عاشورا وجود دارد. البته از قبل هم این مسأله معلوم بود، اما هر بار، در ایام محرم، این مسأله ملموس تر خود را نشان می دهد. ما این وضعیت را در باره بسیاری از مسائل دینی داریم. در واقع، مراجع که منبر نمی روند تا حقایق را بگویند، چون محتاط اند، دانشگاهیان هم با توده های مردم سروکار ندارند و وظیفه شان هم تبلیغ دین نیست، می ماند جماعت اهل منبر که از رسانه های عمومی یا منابر مساجد و حسینیه ها، دین را معرفی می کنند. وقتی وضعیت تحلیل کربلا چنین متکثر و پراکنده و اغلب نامستند باشد، وضعیت تحلیل دین نیز شبیه این خواهد بود. این روال، بخشی از پروسه رشد افکار ساده دینی گسترده و طبعا کم عمق از معارف دینی در جامعه ماست، همانها که نمونه هایش را در کلیپ های خنده دار از منبری ها شاهدیم. 
نکته دیگر این که بسیاری از اینها، وابسته به جریان های فکری خاصی هستند و به راحتی بر اساس برداشت های خود، به هدایت آن جریانها و تأثیر گذاری روی مردم می پردازند. وقتی در سطح جامعه، این رویه حاکم باشد، تصور کنیم چه وضعیت آشفته ای از نظر فکر دینی پیش می آید. در حال حاضر، علاوه بر منبری های روحانی مرد، هزاران راهنما و مرشد زن هم وجود دارد که بر اساس مطالعاتی که دارند و درسهایی که خوانده اند، و اغلب ضعیف تر از تحصیلات طلاب مرد است، در باره عاشورا و تطبیق آن بر روزگار ما و جایگاه این مفهوم و آن مفهوم، سخن می گویند. تقریبا هیچ مرکزی هم وجود ندارد که مطالب اینها را چک کند، و شاید اساسا این کار ممکن نباشد. در واقع کار می بایست از سرچشمه درست شود که آن هم تقریبا محال است. حالا اگر مداحان را هم که هم شعر می خوانند و هم سبک دارند و هم به فکر هنر هستند و هم دین و فرهنگ و سیاست، همه را با هم یک جا می خواهند در مسیر درست ـ به زعم خود ـ هدایت کنند، آن وقت، عدد خلائق در این زمینه، بیشتر هم می شود. 
اما بالاتر از اینها، یعنی بدتر، این که زمانی کارهای جدی تری در باره عاشورا می شد، حالا آن کارهای علمی بسیار اندک شده است. بیشتر آثار، ادبیات عاشورایی است، گاهی هم گردآوری متون، متونی که هیچ کس نمی خواند، و هر کسی از اهل منبر، هرچه دل تنگش می خواهد می گوید. 
... واما امروز با یک اثر، از یک عالم بنام روبرو شدم، و از تحلیل های شگفتی که در باره عاشورا داشت، تعجب کردم. البته شاید شما تعجب نکنید، چون مذاق ها مختلف شده و دیگر «استناد» یا «درست» به معنای سنتی آن معنا ندارد؛ بلکه باید دید چه چیز به دل آدم می چسبد.
 ایشان در تحلیل عاشورا نوشته اند:
«ما باید جریان برگشت و توبه بنی اسرائیل را مطالعه کنیم تا راه برگشت خودمان روشن شود. آنها حدود چند هزار نفر از خود را در حال اطاعت کشتند [اشاره به آیه: فتوبوا الی بارئکم فاقتلوا انفسکم] تا آن خطای شان جبران شد. الان هم این همه شهید که امت می دهد، در واقع کفّاره ی مسامحه ی روز عاشورا است. شاید مقداری از آن خون جبران شود. وفاداری این امت به امام زمان (ع) جبران آن بی وفایی است. این که از این امت، خون هایی ریخته می شود، و اسیر و مفقود الاثر می دهند، و دیگر مصائبی که در این راه تحمل می کنند، بسیار گران بهاست. فرصت، فرصت طلایی است. فرصت کفّاره این هزار و چند صد سالی است که امت نتوانسته است آن خون را جبران بکند. هزار سال دربدری کشیدن، مشکل را حل نکرد، ولی تحمل وفاداری در بیست سی سال (عمر انقلاب اسلامی) مسأله را حل می کند. در آن هزار سال، بلا به سمت مردم می آمد، ولی در این بیست سال مردم به سمت بلا می روند... این به استقبال شهادت رفتن که در این دوران شاهدش هستیم، هرچند مقدارش نسبت به هزار سال اندک است، اما تأثیرش بیشتر است».
لطفا اگر وقت کردید، این متن را به چند جمله از یک تا ده، تفکیک کرده و در آن دقت کنید و ببینید نمونه ای از تحلیل های عجیب و غریب نسبت به عاشورا و وصل کردن آنها به روز چه سرنوشتی پیدا کرده است. خون این همه شهید که در نسلهای بعد از عاشورا ریخته می شود، کفاره گناه نسلی است که آن زمان آن خطا را مرتکب شدند، و اگر کسی از من بپرسد، وضع فعلیِ تحلیل ها و رفتار ما در ارتباط با عاشورا نسبت به بیست سال قبل تغییری کرده است یا نه، چه باید بگویم؟ آیا می توانم بگویم به دوره میانی قاجار و تحلیل های رایج آن دوره برگشته ایم؟ به نظرم چنین روالی خیلی هم طبیعی است، و از این هم پیش تر یعنی عقب تر خواهیم رفت، چرا که اصولا ـ و اولا ـ تفکر عقلی در میان ما ضعیف است. ثانیا این که حکومت ما مایل به تقویت این امور است، به هزار و یک دلیل، و یکی از آن دلایل این که به هر حال نشان می دهد  دیندار و حامی آنهاست. ثالثا این که نوع تربیت دینی ما اقتضای این امر را دارد، شرایط هم همین را می طلبد، اصلا حرفهای قدیم است که زنده می شود... و خیلی حرفهای دیگر.
برگرفته از کانال حجه الاسلام رسول جعفریان

 
  • تعداد صفحات :444
  • ...  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • ...  
 

درباره وب سایت

Wars & History
رضا کیانی موحد - محمدحسین پاز
مدیر وب سایت :

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان