جنگها و تاریخ

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

جنگ مدیا

← آمار وب سایت

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :


Think,Befor We Act

/ساعتی در خود نگر تا كیستی/ از كجائی وز چه جائی چیستی/ در جهان بهر چه عمری زیستی/ جمع هستی را بزن بر نیستی

روشهای بکارگیری زرهی به همراه پیاده نظام؛ قسمت چهارم

قسمت سوم

8-عملیات ششم

یکی از گروهان های ما در حالیکه زمین مرتفعی را اشغال کرده بود مورد حمله قرار گرفت و از موضع خود به عقب رانده شد. پشت این موضع ما 3 دستگاه تانک سبک متعلق به گردان داشتیم به علاوه ی 3 دستگاه تانک سبک از یک جوخه ی تانک. این 6 دستگاه تانک بلافاصله در یک ضدحمله مورد استفاده قرارگرفتند. ما موفق شدیم دشمن را از مواضع اشغالی عقب برانیم و آنجا را مجددا تصرف کنیم.


9-عملیات هفتم

یک روز پس از عملیات چهارم (تصویر-5) حمله ی مجددی شروع شد. این بار پیاده نظام ما در کنار تانکهای سبک بود. در ابتدا پیاده نظام ما در حالیکه از تپه ی سی به سمت تپه ی ای حرکت می کرد توسط آتش سلاح های سبک زمین گیر شد. تانکها بلافاصله پیشروی کردند تا با مسلسل و توپهای 37 میلیمتری تپه ی ای را زیر حمله بگیرند. پیاده نظام ما بلافاصله پشت سر تانکها حرکت کردند و با موفقیت تپه ی ای را تصرف کرد و تعدادی اسیر گرفتند.

پس از آن حمله ای بر روی تپه ی بی انجام گرفت. ورودی خندق کنده شده روی تپه ی به سمت انتهای تپه ی ای بود. تانکها سبک ما شروع کردند تا به سمت ورودی خندق شلیک کنند و دشمن بلافاصله تسلیم شد.

10-عملیات هشتم

چند کوشش ناموفق برای اشغال یک تپه ی کوچک توسط پیاده نظام صورت گرفت. در انتها، دو دستگاه شکارچی تانک ام-10 و چند دستگاه تانک سبک به جلو آورده شدند. آنها با آتش مستقیم به سمت تپه شلیک کردند. این آتشباری موفقیت آمیز بود و پیاده نظام ما تپه را اشغال کرد.

11- زرهی در کنار پیاده نظام

در گردان ما یک دستگاه تانک سبک به همراه هر گردان پیاده وجود دارد. دلیل استفاده از این تانکها دوتاست:

اول اینکه این تانک همواره به همراه یک گروهان پیاده به ویژه در پشت مواضع دفاعی ما قرار می گرفت و آماده ی ضدحمله بود تا بتواند موضع دفاعی را دوباره تصرف کند. در هنگام حمله، پیاده نظام دشمن سبک حرکت می کنند عموما با تفنگ، مسلسل سبک و خمپاره اندازهای سبک و چند سلاح ضدتانک سر می رسند. بنابراین اگر یک وسیله ی زرهی تا تانک در ضدحمله بر علیه دشمن استفاده شود تقریبا همیشه می تواند او را مجبور به عقب نشینی کند. ما این روش را در عملیات ششم با استفاده از تانک و در عملیات هفتم با استفاده از خودروهای نیم شنی بکارگرفتیم. آلمانها به خوبی از همین روش در عملیات چهارم بر علیه ما استفاده کردند.

دوم اینکه ی تانک در کنار پیاده نظام در حمله با آتش مستقیم مسلسل خود و به ویژه گلوله های با قدرت انفجاری بالا تلاشهای دشمن را ناکام می گذارند. همچنین، پیاده نظام می تواند به آرامی آن را دنبال کنند. متوجه شده ایم که این آتش مستقیم به مواضع دشمن شانس کمی برای زنده بودن می گذارد. ما این روش را در علمیات های هفتم و هشتم با موفقیت به کار بردیم. بدون این آتش مستقیم احتمالا تپه تصرف نمی شد. آلمانها نیز یکبار از این آتش مستقیم بر علیه ما استفاده کردند اما موفق نشدند قسمتی به خاطر اینکه ما موضع دفاعی مستحکمی داشتیم. به هرحال، آنها این روش را با موفقیت بر علیه واحدهای دیگر بکار گرفتند و به نظر می رسد که در هماهنگی این آتش مستقیم و پیشروی پیاده نظام با مهارت عمل می کنند. در قفصا الگوتار آنها این روش را با موفیت برعلیه عناصر پیاده بکاربردند. آلمانها تانکهایشان را به همراه پیاده نظام حرکت دادند و آتش مستقیم را بر روی مواضع آمریکایی ها اجرا کردند و مردان ما را مجبور کردند تا سرشان را پایین بگیرند تا زمانی که پیاده نظام و تانکهایشان به بالاسر سربازان ما رسیدند.

در تونس برای فرار از آتش مستقیم و منحنی دشمن، تمایلی برای دفاع از ضد شیب یک تپه در شب و دفاع از شیب آن تپه در روز وجود داشت. آلمانها در دفاع از شیبها خوب عمل می کردند و نیروهای ما نیز بزودی این روش را یادگرفتند. این روش به صورت زیر اجرا می شود:

تعدادی مسلسل در ضدشیب نصب می شوند تا مهاجمین را به سمت قله ی تپه هدایت کنند. بیشتر مدافعین در شیب سنگر می گیرند در حالیکه مسلسلهایشان به سمت قله ی تپه نشانه رفته اند. هنگامی که مهاجمین به قله رسیدند، مسلسلها شلیک می کنند تا مدافع خود را در خط الرأس بی دفاع بیابد. پیاده نظام مستقر در شیب ضدحمله را آغاز می کند در حالیکه مهاجم به قله رسیده و سازمان رزمش را از دست داده است. ضدحمله ممکن است بر روی قله یا دوطرف آن اجرا شود.

آلمانها این دفاع را بارها انجام دادند. یک مثال بارز آن نبرد تپه ی لانگ استاپ (در شرق مجزالباب) بود. افسری که در این عملیات بود گفت که آنجا 4 خط الرأس وجود داشت که توسط آلمانها اشغال شده بود. اولین خط الراس دفاع نسبتا ضعیفی داشت و آخرین آنها قویترین موضع بود. مسلسلهای زیادی در روی ضدشیب نصب شده بودند تا مهاجمین را به سمت بالا هدایت کنند. هنگامی که اولین خط الرأس اشغال شد تمام توپهای خط الرأس دوم به سوی خط الرأس اول شلیک کردند. بنابراین مهاجمین ناچار شدند از تپه پایین بیایند تا خط الرأس دوم را بگیرند و همین راه را تا آخرین موضع طی کنند. هنگامی که به خط الرأس آخر رسیدند فهمیدند که آلمانها عمده ی قوایشان را در آنجا مستقر کرده اند و با مسلسلهایشان به سمت قله نشانه رفته اند. هنگامی که مهاجمین به بالای تپه ی آخر رسیدند خود را در زیر آتش مسلسل یافتند. آنها با ضدحمله ی پیاده نظام آلمان روبروشدند که در نتیجه حمله ی ما شکست خورد و تلفات سنگینی دادیم. چنین دفاعی نیاز به چندین تصمیم گیری سخت دارد: بهترین خط دفاعی در شیب کدام است؟ بهترین مکان برای نصب مسلسل در ضدشیب کجاست؟ ضدحمله کی باید آغاز شود و آیا ضدحمله باید از یک سمت باشد یا از دو طرف به سمت قله اجرا شود؟

هدف اصلی از این دفاع حفاظت از مدافعین در برابر آتش مستقیم ادوات زرهی و آتش منحنی توپخانه و خمپاره است. در حقیقت، به نظر می رسد که این روش بهترین راه برای دفاع در برابر چنین حملات توپخانه ای باشد. طبیعتا بکارگیری توپهای ضد تانک در شیب و خط دوم دفاعی قسمت عمده ای از این روش دفاعی است.

درباره وب سایت

Wars & History
رضا کیانی موحد - محمدحسین پاز
مدیر وب سایت :

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان