جنگها و تاریخ

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

جنگ مدیا

← آمار وب سایت

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :


Think,Befor We Act

/ساعتی در خود نگر تا كیستی/ از كجائی وز چه جائی چیستی/ در جهان بهر چه عمری زیستی/ جمع هستی را بزن بر نیستی

قند مکرر؛قسمت اول

نتیجه تصویری برای کیومرث صابری
حال که از هر دری سخنی گفتیم، بد نیست که نگاهی هم به تاریخ ادبیات بیاندازیم. مرحوم کیومرث صابری(فومنی) را بیشتر دهه ی پنجاهی ها و گروهی از دهه ی شصتی ها می شناسند اما گفتیم که به عنوان مقدمه نگاهی کوتاه به زندگی پربارش بیندازیم جهت دهه ی هفتادی ها و هشتادی ها.
کیومرث صابری طنز نویسی را در زمان شاه در مجله ی توفیق آغاز کرد. 3-4 سالی پس از آغاز جنگ با عراق ستون ثابتی در روزنامه ی اطلاعات (یکی از دو روزنامه ی موجود در آن زمان) بدست آورد به نام "دو کلمه حرف حساب" و دوباره با نام مستعار "گل آقا" به طنازی پرداخت. صابری به علت رابطه ی صمیمانه ای که به رهبران سیاسی کشور داشت حاشیه ی امنی به دست آورد تا بتواند بعضی از سیاستهای نظام را نقد کند. البته نقدهای او بیشتر به جزئیات می پرداختند و نه کلیات اما در زمانی که جمهوری اسلامی حتی انتقادهای اشخاصی چون مرحوم بازرگان را هم برنمی تافت طنز گل آقایی دریچه ای بود برای بیان مشکلات و نارسایی ها. همین مسئله سبب شد تا بسیاری از مخالفان سیاسی جمهوری اسلامی او را با لقب "سوفاف" مورد مرحمت خویش قرار دهند.

http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/184/551922/golagha.jpg
 سند تاریخی درباره ی رابطه ی صمیمانه ی مقام معظم رهبری با کیومرث صابری(گل آقا)
در سال 1369 بود که صابری تصمیم گرفت یک هفته نامه ی طنز با نام "گل آقا" راه اندازی کند. این هفته نامه مجالی شد برای جمع شدن قسمت عمده ای از طنزنویسان پیر و جوان و کاریکاتوریستهایی که پس از انقلاب مجال چندانی برای ارائه ی هنر خود نیافته بودند. گل آقا چونان کارگاهی سبب شد تا قسمت بزرگی از تجربه ی طنزنویسی گذشتگان به نسل جدید منتقل شود و طنز نویسانی چون زروئی نصر آبادی یا کاریکاتوریستهایی چون نیک آهنگ کوثر را می توان حاصل این انتقال تجربه دانست.
به هرحال صابری بازهم خط قرمزهای گذشته اش را رعایت می کرد و همین امر سبب شد تا سالها به انتشار "گل آقا" ادامه دهد. از میان سیاستهای ثابت گل آقا می توان به این امر اشاره کرد که او هیچگاه کاریکاتوری از یک روحانی را بر روی جلد نبرد در حالیکه در آن دوران تقریبا تمامی مقامات بلندپایه ی نظام از میان روحانیون بودند.
...اما آنچه سبب شد تا این مقدمه را بنویسم نه سیاستهای گل آقایی بلکه راه جدیدی بود که صابری در برابر شعر نو گذاشت. صابری با تخصیص ستون ثابتی به شعر نو، این گونه ی هنری را ،که تا پیش از آن عمدتا چهره ای عبوس،سیاسی و یا در بهترین رومانتیک و نچرالیست داشت، وارد عرصه ی طنز کرد. سالها بعد که تعداد اشعار نو در هفته نامه ی گل آقا رو به فزونی گذاشتند تعدادی از آنها را در کتابی با نام "قند مکرر، شعر نوی گل آقایی" چاپ کردند که امروزه این کتاب اگر نگویم نایاب بسیار کمیاب است. برای اینکه خاطره ای از صابری و تلاش بی بدیل او در اعتلای فرهنگ ایرانی و خدماتی که به زبان فارسی کرد برای نسلهای جدید و آینده باقی بماند چند شعری از اشعار نوی گل آقایی را در ادامه خواهم آورد.
رضا کیانی موحد

کار نیکو کردن از پر کردن است

من اندر کوچه صغری را نظر کردم

به ناگه مادرش از انتهای کوچه شد پیدا

من احساس خطر کردم

از آنجا با دلی غمگین

به صد حسرت گذر کردم

هلا ای مادر صغری!

منم من، شاعری احساس مند از خطه تهران

منم بیچاره ای از نسل بابا طاهر عریان

منم آواره ای مفلوک و سرگردان

برای خواستگاری آمدستم، های!

به روی بنده دربگشای!

بیا این شعر پر احساس را از دست من بستان

مرا با مهربانی پیش خود بنشان

پسرهای تو دیشب بنده را بر تیر برق کوچه بر بستند

به گرد بنده بنشستند

به جرم خواستگاری هفت دندان مرا با مشت بشکستند

به پای چشم من نقشی که می بینی

خدا داند که بادمجان کرمان نیست

حریفا! جای مشت است این

به پای لنگ و چشم لوچ من بنگر

مگو نچ نچ! مکن حاشا!

هلا ای مادر صغری!

بیا نزدیک دربگشا

وزیر ازدواجا! بنده اینجا گشتم از اندوه جزغاله

وزیرا! بنده هستم نوجوانی سی چهل ساله

من اندر حسرت شیرین صغری همچو فرهادم

من اکنون ساکن ویرانه های باقرآبادم

مرید میر"دامادم"

ندارم خانه ای، کاری، زمینی، ثروتی، چیزی

درون میزگرد هفته ات یک شب

بیا بنشین قضایا را به مخلص خوب حالی کن

به مثل پیش از اینها ماجرا را ماستمالی کن

که من آنسان که می بینم

ز کارت بوی توفیقی نمی آید

تو با بابای صغری گاوبندی کرده ای شاید؟

هلا ای شیشه بر! برگو کجایی؟ های!

گرفتم انتقام آن کتکها را

بکن شادی که من دیشب

شکستم شیشه های خانه بابای صغری را

 

درباره وب سایت

Wars & History
رضا کیانی موحد - محمدحسین پاز
مدیر وب سایت :

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان