جنگها و تاریخ

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

جنگ مدیا

← آمار وب سایت

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :


Think,Befor We Act

/ساعتی در خود نگر تا كیستی/ از كجائی وز چه جائی چیستی/ در جهان بهر چه عمری زیستی/ جمع هستی را بزن بر نیستی

قند مکرر؛قسمت دوم

چه کسی بود؟

اهل دانشگاهم

حرفه ام حرّافی است!

جزوه ای دارم از عهد عتیق

مطلبش بکر، عمیق!

 

اهل دانشگاهم

مرکبم بود ژیان

خوش خرامیدن را کبک از او می آموخت!

موتورش وقتی سوخت،

مکانیکها همه عاشق بودند

عاشق قطعه ی نو

با دلار آزاد

خانه شان ویلاباد!

هستی ام رفته به باد!

 

اهل «ته قیقاتم»!

می زنم گاه سری،

به کلاس آزاد

تا کنم اهل و عیالم را شاد!

حق تدریس مرا می دانی؟

کمتر از کارگر افغانی!

 

وقت تدریس، مرا اندر مغز

جریانی درد «قرض»

نوسان دارد «ارز»!

عصر، هنگام غروب،

با تنی کوفته بر می گردم

حالتم یک جوری

در کفم لِنگ خروسی، عدسی، بلغوری!!

 

گوشی من زنگی زد

چه کسی بود صدا زد:«استاد!

خانه ات خواهم داد!»

 

اهل دانشگاهم

حرفه ام حرّافی است

باز بِگم یا کافی است؟!

 

ف-ر :راوی

پیقولاد

وارد باغ شدیم

و نمی دانستیم

که زِ وارونی بخت

باغبان کرده کمین پشت درخت!

من که آن عهد زبل بودم و شیطان و بلا

از درختی پربار

رفته بودم بالا

من شدم غرق شناسایی اندیشه ی یک سیب گلاب

«که فلک دسته گلی داد به آب!»

تو شنیدی که یکی می آید

تیز در رفتی و با من گفتی:

«های ... ملا در رو»

بنده فی الفور پریدم پایین

تا به خود جنبیدم

باغبان نیز رسید

حالتم شد نمکین!

چشم شهلای من از ضربت اردنگی آن بی انصاف

لوچ شد مثل اوشین!

باغبان گوش مرا سخت کشید

آنچنان سخت که پنداشتی از بیخ برید!

من به ضرب کتک افتاده به خاک

تو زدی از سر دیوار به چاک!

من از آن روز دگر شکر خدا

شده ام ناشنوا!

ولی از گردش چرخ و ایام

تو وزیری شده ای صاحب نام!

زن من می می گوید:

اصغری لخت و پتی است

مملی پاره شده شلوارش

سقف هم نمناک است

ما چه سازیم، اگر در برود زهوارش؟

«با خبر باش که سر می شکند دیوارش!»

و من انگار نه انگار که اصلا سخنی می شنوم!

مردمان می گویند:

«آی ... آقای وزیر!

وضع ما آشفته است

بختهامان خفته است

توی دنیا، آیا

نیست یک تن که به فریاد دل ما برسد؟!

های ... آقای وزیر....!»

 

و تو انگار نه انگار که اصلا سخنی می شنوی!

بر خلاف کری من که ز «پیقولاد» است

گوش ارباب مناصب، کر مادرزاد است

«آنچه البته به جایی، نرسد فریاد است!»

ملانصر الدین

پی نوشت: پیقولاد نوعی از ثقل سامعه است که به واسطه کشیده شدن گوش آدم توسط باقبان به علت بالا رفتن از درخت گوجه یا گردو، در خردسالی حاصل می شود و با انواع دیگرش فرق دارد.

درباره وب سایت

Wars & History
رضا کیانی موحد - محمدحسین پاز
مدیر وب سایت :

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان