جنگها و تاریخ

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

جنگ مدیا

← آمار وب سایت

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :


Think,Befor We Act

/ساعتی در خود نگر تا كیستی/ از كجائی وز چه جائی چیستی/ در جهان بهر چه عمری زیستی/ جمع هستی را بزن بر نیستی

نبرد پرتوها؛ قسمت دوم

اکس گرات

با تمام ارزشی که نیکبین داشت آن را برای استفاده در فواصل دور طراحی نکرده بودند. کوشش برای ساخت یک نمونه اصلاح شده و دقیق بر پایه سیستمهای قبلی به ساخت اکس گرات انجامید.

اکس گرات از چند پرتو متوالی برای تعیین محل هدف استفاده می کرد. هر پرتو به نام یک رودخانه نامیده شده بود. پرتو اصلی "وسر" نام داشت و بسیار شبیه آنچه بود که در نیکبین استفاده شده بود اما فرکانسی بسیار بالاتر داشت. به خاطر طبیعت پرتوهای رادیویی این امر باعث می شد تا دقت سیستم -با آنتنی شبیه نیکبین- بسیار بیشتر از روشهای قبلی شود. عرض منطقه علامت گذاری شده به 100 یارد کاهش پیداکرده بود و برد سیستم تا 200مایل. پرتوها آنقدر نازک نبودند که هواپیماهای خودی نتوانند آن را بیابند. یک نمونه کم قدرت و عریض از نیکبین در همان ایستگاه نصب شده بود تا به عنوان راهنمای خلبانها استفاده شود. آنتن اصلی وسر در غرب شربورگ نصب شده بود. پرتوهای قطع کننده پرتو وسر عبارت بودند از 3 پرتو بسیار باریک به نامهای "راین"، "اودر" و "الب". در حدود 30 کیلومتر قبل از هدف ناوبر باید صدای علائم فرستاده شده از پرتو راین را می شنید و تجهیزاتش را آماده می کرد. این تجهیزات شامل یک زمانسنج با دو عقربه بود. هنگامی که علائم پرتو اودر دریافت می شدند زمانسنج به صورت خودکار آغاز به کار می کرد و عقربه ها شروع می کردند تا به سمت صفر بروند. هنگامی که علائم الب دریافت می شدند یکی از عقربه ها توقف می کرد و عقربه دیگر درجهت معکوس حرکت می کرد تا به صفر برسد. اودر و الب نشان می دادند که بمب افکن به 10 و سپس 5 کیلومتری نقطه رهاکردن بمبهایش رسیده است. ساعت به دقت زمان طی کردن بین دو پرتو دوم و سوم را اندازه گیری می کرد. زمانی که بمب افکن به الب می رسید یعنی به 5 کیلومتری هدف خود رسیده بود و چون فاصله بین الب و اودر نیز 5 کیلومتر بود بدین معنی بود که هنگامی که عقربه متحرک به صفر برسد هواپیما به بالای هدف خود رسیده است. در این زمان بمبها به صورت خودکار رها می شدند. برای اطمینان، علائم الب به گونه ای تنظیم شده بودند تا فاصله بین نقطه رهاکردن و نقطه برخورد نیز تصحیح شود.

http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/184/551922/xgrat/03.jpg

تصویر10: نمودار پرتوهای بکاررفته در سیستم اکس گرات

 

چون اکس گرات از فرکانسی بسیار بالاتر از نیکبین استفاده می کرد (60مگاهرتز) نیاز بود تا تجهیزات رادیویی جدیدی برای آن تولید شود. تعداد لازم برای مجهز کردن همه هواپیماها وجود نداشت و ناچار واحد با تجربه کاجی آر100 مجهز شدند و وظیفه داشتند تا دیگر اسکادرانها را به سمت اهدافشان هدایت کنند. برای این کار ابتدا هواپیمهاهای کاجی آر100 در گروه هایی کوچک حمله می کردند و منورهایی پرتاب می کردند تادیگر هواپیماها بتوانند هدفشان با چشم را بیابند. این اولین استفاده از مسیریابهایی بود که چند سال بعد نیروی هوایی سلطنتی آنها را در برابر آلمان بکاربرد.

اکس گرات در چند حمله به شهرهای کاونتری، ولفرامپتون و بیرمنگام تاثیری مناسب داشت. در حمله به بیرمنگام تنها از اسکادران معروف کاجی ار100 استفاده شد و تحلیل گران بریتانیایی نشان دادند که بیشتر بمبهای رهاشده کمتر از 100 یارد از خط مرکزی پرتو وسر فاصله دارند و کمتر از 100متر از محل اصابت هدف در طول پرتو وسر. این دقتی بود که بمب افکنهای روزپرواز نیز به ندرت می توانستند به آن دست پیدا کنند. حمله مشابهی به کاونتری از جانب دیگر واحد کاملا پشتیبانی شد و منورها بر فراز مرکز ویرانشده شهر رهاشدند.

ازکارانداختن اکس گرات بسیار سخت تر از نیکبین بود. برای مقابله با حمله به کاونتری از همان مدل مقابله با نیکبین استفاده شد که ثابت شد کاملا بی فایده است. اگرچه جونز طرح پرتوها را به درسی حدس زده بود اما فرکانس مدولاسیون پرتو به اشتباه 1500هرتز اندازه گیری شد در صورتی که فرکانس مدولاسیون سیستم 2000هرتزبود است. در آن زمان فکر می کردند که تفاوت زیاد نیست چرا که در یک هواپیمای پرسرو صدا ناوبر به سختی می توانست تفاوت دو صدا را تشخیص دهد.

درنهایت پس از سقوط یک فروند هاینکل111 در ساحل بریتانیا اسرار سیستم کشف شدند. اگرچه سقوط این هواپیما قبل از تهاجم به کاونتری بود اما یک رقابت بین سرویسهای دولتی مانع شد تا تجهیزات اکس گرات از روی هواپیما پیاده شوند تا این که سیل لاشه هواپیما را پوشاند و به تجهیزات آن صدمه زد. یک آزمایش نشان داد که گیرنده های جدید به صورت خودکار نقطه ها و خطها را کشف رمز می کنند و نتیجه را بر روی یک نشان دهنده در کابین خلبان نشان می دهند. این دستگاه به یک فیلتر خیلی حساس مجهز شده بود که تنها به فرکانس 2000هرتز حساس بود و فرکانس ضدپرتوی 1500هرتز بریتانیایی ها از آن عبورنمی کرد.


اکس گرات در نهایت با راه حلی دیگر از کار افتاد. یک پرتوی الب دروغین توسط بریتانیا درست شد که پرتوی راهنمای وسر را نه در 5 کیلومتری بلکه در 1 کیلومتری هدف قطع می کرد. چون قسمت نهایی حمله خودکار بود زمانسنج قبل از موقع برعکس می شد و بمبها را نرسیده به موقعیت هدف رها می کرد. تنظیم این پرتوی دروغین بسیار دشوار شده بود چرا که آلمانها از اشتباهاتشان در سیستم نیکبین درس گرفته بودند و تنظیم پرتوهای اکس گرات را حد امکان عقب می انداختند تا زمان کافی برای تنظیم الب دروغین وجود نداشته باشد.

وای گرات

زمانی که بریتانیایی ها کم کم در نبرد پرتوها دست بالا را پیداکردند به فکر افتادند که با سیستمهای آینده آلمانها مقابله کنند. آشکار بود که زمانی که آلمانها سیستم خود را بلااستفاده ببینند دست به توسعه یک سیستم جدیدتر خواهند زد. بریتانیایی ها فکر می کردند که اگر بتوانند این سیستم جدید را نیز به سرعت از میدان به درکنند، آلمانها تمام تلاش خود را برای بمباران شبانه کنارخواهند گذاشت.

آنها اطلاعات سری به دست آوردند که نشان می داد سیستم جدیدی به نام وای گرات یا واتن توسط آلمانها ساخته می شود. آر وی جونز مدتها بود که فهمیده بود آلمانها از اسامی رمزی استفاده می کنند که بسیار از معنی اصلی دور است. پس از پرس و جو او دریافت که واتن نام یک خدای یک چشم است. او نتیجه گرفت که سیستم جدید باید تنها از یک پرتو استفاده کند. از اینجا آنها نتیجه گرفتند که وتون باید بر پایه یک سیستم اندازه گیری فاصله ساخته شده باشد.او همچنین نتیجه گرفت که این سیستم ممکن است بر روی سیستمی که توسط یک جاسوسی از نروژ شرح داده شده بود کار کند. اطلاعاتی که از نروژ می رسید با نام رمز "گزارش اسلو" شناخته می شد و آشکارا قابل استفاده تر از آن بود که واقعی باشد و بسیاری آن را یک فریب اطلاعاتی از طرف آلمانها می دانستند. گزارش اسلو بیان می کرد که واتن کاملا دقیق است به هرحال گزارش بعدها بسیار صحیح تشخیص داده شد.

وای گرات از یک پرتو باریک استفاده می کرد که از بالای هدف عبور می کرد. سیستم از یک دستگاه جدید استفاده می کرد که علائم را از پرتو می گرفت و بلافاصله آن را به ایستگاه زمینی منعکس می کرد. ایستگاه زمینی به علامت منعکس شده گوش می کرد و تغییر فاز آن را با علامت فرستاده شده مقایسه می کرد. این یک راه دقیق بود که با اندازه گیری زمان رفت و برگشت علائم، فاصله هواپیما از ایستگاه و هدف تعیین می شد. با قراردادن هواپیما در مسیر پرتو موقعیت بمب افکن با دقتی قابل ملاحظه تعیین می شد. بمب افکنها مجبور نبودند تا پرتو را دنبال کنند درعوض خدمه زمینی آن را محاسبه می کردند و دستورات لازم برای تصحیح مسیر را به خلبان می دادند. یکی از بزرگترین نقطه ضعفهای سیستم این بود که هواپیماها نمی توانستند همزمان با هم از آن استفاده کنند.

http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/184/551922/xgrat/04.jpg

تصویر12:سیستم ناوبری شبانه وای گرات

حتی قبل از اینکه سیستم به بهره برداری برسد بریتانیایی ها آماده مقابله با آن بودند. آلمانها فرکانس سیستم واتن را خیلی بد انتخاب کرده بودند. فرکانس 45 مگاهرتز یعنی برابر با فرکانس فرستنده قدرتمند تلویزیون بی بی سی در قصر الکساندرا بود. تمام آنچه جونز باید انجام میداد این بود که باید علائمی که از هواپیما منعکس می شد دریافت می کرد و آن را برای پخش مجدد به فرستنده بی بی سی می فرستاد. ترکیب این علامت با علامتی که از هواپیما می آمد یک تغییر فاز با به وجود می آورد و در نهایت به صورت یک تاخیر ظاهر می شد. در ابتدا علامتی که از فرستنده بی بی سی ارسال می شد کم قدرت بود اما آن قدرت توان داشت تا دقت سیستم را به هم بریزد. پس از چند شب قدرت فرستنده کم کم را بالاتربردند.

زمانی که استفاده از واتن شروع شد خدمه بمب افکنها خدمه زمینی را متهم می کردند که علائم را بد می فرستند و خدمه زمینی خدمه بمب افکنها را متهم می کردند که ارتباط را از دست داده اند. زیاد کردن تدریجی قدرت فرستنده جونز باعث شد تا آلمان نفهمند که کسی در سیستم آنها خرابکاری می کند و فکر می کردند که سیستم خودشان معیوب است.

آلمانها در نهایت فهمیدند که چه اتفاقی افتاده است و لوفت وافه سیستمهای الکترونیکی ناوبری را کاملا کنارگذاشت. بمباران بریتانیا کمتر شد قسمتی به خاطر استفاده نکردن از سیستمهای ناوبری الکترونیکی ولی بیشتر به خاطر اینکه توجه هیتلر به روسیه جلب شده بود.



 

 

درباره وب سایت

Wars & History
رضا کیانی موحد - محمدحسین پاز
مدیر وب سایت :

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان