جنگها و تاریخ

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

جنگ مدیا

← آمار وب سایت

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :


Think,Befor We Act

/ساعتی در خود نگر تا كیستی/ از كجائی وز چه جائی چیستی/ در جهان بهر چه عمری زیستی/ جمع هستی را بزن بر نیستی

بزرگترین ژنرال آلمانی که هیچگاه معروف نشد؛قسمت اول

Bundesarchiv Bild 101I-732-0118-03, Hermann Balck.jpg

دسامبر 1942 برای آلمانها در روسیه فاجعه آمیز بود. ارتش ششم در استالینگراد محاصره شده بود. ژنرال مانشتاین ،فرمانده گروه ارتش دن، نقشه کشیده بود تا با شکستن محاصره توسط حمله ی ارتش چهارم زرهی ،از جنوب شرقی به سمت ولگا، و تک پشتیبانی سپاه چهل و هشتم زرهی، از سمت شمال و گذشتن از رود دن، آنها را نجات دهد. اما قبل از اینکه دو واحد آلمانی دست به دست هم بدهند ارتش پنچم زرهی روسها ،تحت فرمان ژنرال روماننکو، از رود چیر ،از شاخه های فرعی دن، گذشت و در خطوط آلمانها نفوذکرد.

سپاه چهل وهشتم زرهی ناگهان با نابودی روبرو شد. تنها نیروی موثر رزمی این واحد لشکر یازدهم زرهی بود که تنها چند روز قبل در نزدیک رود روسلاول در بلوروس ،در حدود 400 مایلی شمال غرب عملیاتی شده بود. این واحد هنوز به ستون یک و به تدریج داشت وارد منطقه می شد که با یک مأموریت غیرممکن مواجه شد. اما رسیدن عناصر طلایه دار لشکر به همراه فرمانده ی لشکر ژنرال هرمان بالک ،یکی از بهترین فرماندهان نظامی تاریخ معاصر همراه بود.


بالک ،که جنگ را با درجه ی سپهبدی به اتمام رساند، امروزه هم ،جز برای علاقمندان جدی جنگ دوم جهانی، یک شخصیت ناشناخته است. لشکر زرهی او در طی 3 هفته تمامی ارتش پنجم زرهی روسها را نابودکرد. آنچه که وی با آن روبرو شد به صورت کمیابی افسانه ای است: روسها 7 برابر زرهی، 11 برابر سرباز پیاده و 20 برابر او توپخانه داشتند. اما بالک ،که از خط مقدم فرماندهی می کرد، با پای مردی در برابر حملات دشمن ایستاد و بارها و بارها واحدهای روس را دفع، غافلگیر و نابود کرد. در طی چند ماه لشکر وی یک هزار تانک دشمن را شکار کرد. به همین دلیل ،و به دلیل دیگر موفقیتهایش، بالک یکی از 27 افسر آلمانی است که در تمام طول جنگ به مدال صلیب شوالیه به همراه برگهای بلوط، شمشیر و الماس ،معادل 2 یا 3 مدال افتخار در فرهنگ نظامی آمریکا، دست یافت.

سرلشکر فردریش ولهلم فون ملنتین می گوید: بالک ادعا داشت که باید به عنوان بزرگترین فرمانده ی میدان ما شناخته شود. و او در موقعیتی است که می داند چه می گوید.  ملنتین به عنوان یک ژنرال ستاد در طی جنگ برای بزرگترین ژنرالهای آلمانی ،از جمله رومل و گودریان، کار کرده است.

یک مشخصه ی بارز نبود که بالک را چنین فرمانده ی برجسته ای کرده بود. هرمان بالک هزاران عامل کوچک را در خود جمع کرده بود که عمیقا توسط آموزشی که در زمان رشد دیده بود در وی نهادینه شده بود. آنچه که در واقع او را برجسته می کرد در نهایت یک توانایی سازگار در تشخیص یک وضعیت تقریبا به صورت آنی، تصمیم گیری درباره ی آنچه که باید انجام دهد و سپس اجرای آن بود. در وضعیتهای ویژه او همیشه آنچه را که از یک افسر ارشد آلمانی تعلیم یافته انتظار می رفت انجام می داد و همیشه آن را سازگار و بدون تزلزل به انجام می رساند. او هرگز عصبی نمی شد و تقریبا هیچگاه یک اشتباه تاکتیکی انجام نداد. او همیشه یک گام از دشمنانش جلوتر بود حتی در موارد اندکی که ابتکار عمل را غافلگیرانه از دست می داد.

مانند بسیاری از افسران عالی رتبه ی هم نسلش، بالک از یک خانواده ی نظامی برخواسته بود اما از یک خانواده ی نظامی عجیب. پدر پدربزرگش تحت فرمان دوک ولینگتن در لژیون شاهی آلمانی خدمت کرده بود و پدربزرگش یکی از افسران ارتش بریتانیا بود. پدر بالک ،ویلیام بالک، یکی از نویسنده های طراز اول ارتش آلمان در دوران قبل از جنگ جهانی اول بود و به عنوان فرمانده ی لشکر در طی جنگ به مدار پور مریت ،بالاترین مدال افتخار ارتش آلمان، رسیده بود. بالک در یک لشکر پیاده نظام کوهستان افسر بود و در دوران جنگ جهانی اول در جبهه های غرب، شرق، ایتالیا و بالکان به عنوان فرمانده ی گردان جنگیده بود. او 7 بار مجروح شد و در اکتبر 1918 برای دریافت مدال پور مریت پیشنهادشد اما جنگ قبل از اینکه مراحل اهدای مدال طی بشود به انتها رسید.

در ابتدای جنگ جهانی دوم، بالک فرمانده ی یک هنگ پیاده نظام بود که در زمان عبور گودریان از روز موز در می 1940 در نوک پیکان حمله قرار داشتند. هنگامی که سربازان خسته ی او پس از عبور از روی بر روی زمین غش کردند بالک به سر ستون رفت، یک تفنگ برداشت و به نوک ارتفاعی که هدف اصلی واحدش بود اشاره کرد. با اعلام اینکه او قصد دارد تپه را با یا بدون آنها بگیرد شروع به حرکت کرد. سربازان برخواستند و او را تا بالای تپه دنبال کردند.

در ابتدای سال 1942 بالک بازرس واحدهای متحرک فرماندهی عالی ارتش شده بود. این همان مقامی بود که مربی اش ،گودریان، در سال 1938 به دست آورده بود. اما بالک اصرار داشت که به میدان نبرد بازگردد. او بعد در خاطراتش نوشت:

"در موقعیت من به عنوان بازرس نیروهای متحرک من تنها می توانم اختیاراتم را از میان تجربیات مستقیم از جبهه اعمال کنم. این دلیل رسمی است مبنی بر اینکه چرا تقاضا کردم به عنوان فرمانده ی لشکر به جبهه منتقل شود. [اما] دلیل واقعی این بود که به اندازه ی کافی در فرماندهی بوده ام. من همیشه یک سرباز بوده ام نه یک کارمند دفتری و نمی خواهم که در زمان جنگ تبدیل به یکی از آنان بشوم."

قسمت دوم

قسمت سوم

قسمت چهارم

قسمت پنجم

مترجم: رضا کیانی موحد

منبع:

http://www.historynet.com/the-greatest-german-general-no-one-ever-heard-of.htm

درباره وب سایت

Wars & History
رضا کیانی موحد - محمدحسین پاز
مدیر وب سایت :

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان