جنگها و تاریخ

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

جنگ مدیا

← آمار وب سایت

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :


Think,Befor We Act

/ساعتی در خود نگر تا كیستی/ از كجائی وز چه جائی چیستی/ در جهان بهر چه عمری زیستی/ جمع هستی را بزن بر نیستی

بزرگترین ژنرال آلمانی که هیچگاه معروف نشد؛قسمت سوم


قسمت اول

قسمت دوم

هنگامی که بالک وضعیت را درک کرد به سرعت به مرکز فرماندهی لشکر 336ام پیاده در نزدیکی ورچنه سولونووسکی رفت. قرار دادن دو مرکز فرماندهی لشکر در کنار هم در آموزه های نظامی آلمان خطا بود و یک هدف مناسب را در اختیار دشمن قرار می داد. به هرحال، بالک فهمید که در نبرد آتی همکاری آنی بین هر دو لشکر حیاتی است و با سیستمهای ابتدایی و غیرقابل اتکای مخابراتی آن روزگار تنها راه همکاری همین است. آلمانی ها آموزه های تاکتیکی شان را چون احکام مقدس نمی دانستند و فرماندهانشان این اجازه را داشتند که در بسته به وضعیت حتی از آموزه هایشان منحرف شوند. بالک هیچ گاه بی میل نبود که این امتیاز را به کار نبرد.

همانطور که بالک در حال تجزیه و تحلیل فرامین صادرشده از مرکز سپاه بود، فهمید که اگر تهدید جدید روسها آنچنان جدی باشد که پیشروی سپاه به سمت استالینگراد را مختل کند پس به سادگی باید تانکهای روسی را به آن طرف رودخانه می فرستاد ولی دستورات داده شده او را از این عمل به دور نگه داشته بودند. بالک ، به همراه ملنثین ،رئیس ستاد سپاه 48ام زرهی، سعی کرد تا مأموریت لشکر خود را به نابود کردن نیرویهای روسی در این سمت رودخانه عوض کند. این اولین بار بود که بالک و ملنثین با هم همکاری کردند و سرآغازی شد بر همکاری در بیشتر مراحل جنگ.


https://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/c/c9/Operation_Winter_Storm.png

مسیری که سپاه 48 باید برای شکستن حلقه ی محاصره ی ارتش ششم طی می کرد

به همراه هنگ های زرهی-نارنجک اندازی که هنوز در موقعیت قرار نگرفته بودند بالک انتخاب اندکی داشت اما ناچار شد که واحدهایش را قطعه قطعه کند. باوجود پشتیبانی هنگ پانزدهم زرهی-نارنجک انداز بالک، لشکر 233ام پیاده قادر نبود تا از نفوذ ده مایلی سپاه اول زرهی روسها به پشت رود چیر ،که در نیمه شب هفتم دسامبر به مزرعه ی اشتراکی 79 رسیده بود جلوگیری کند. در اینجا، روسها با غافلگیری به بنه ی لشکر 336ام پیاده زده بودند. اما هنگامی که روسها مواضعشان را در شب محکم می کردند بالک به صورت مرتب واحدهای باقیمانده اش را جمع کرد و آنها را برای حمله در روز بعدی آماده کرد.

برای بالک آشکار بود که حرکت بعدی روسها محاصره ی لشکر 336ام پیاده است. برای سد کردن آنها او جناح چپ لشکر را با گردانهای مهندسی-رزمی، ضدتانک و ضدهوایی خود پوشش داد. همزمان، او 3 هنگ مانوری خود را برای حمله به مواضع دشمن جلوبرد. قبل از سپیده دم هشتم دسامبر و درست زمانی که روسها آماده ی حرکت می شدند او حمله کرد. در انتهای روز سپاه اول زرهی روسها 53 دستگاه از تانکهایش را از دست داده بود و به صورت موثری قلع و قمع شده بود.

برای 3 روز بعدی بالک و لشکرش در یک سری نبردهای متحرک درگیرشدند و سرپلهایی که روسها در این سوی رود چیر به دست می آوردند با سرعت هر چه بیشتر از بین می بردند. لشکر 336ام پیاده در برابر حملات روسها نقش سندان و لشکر زرهی بالک نقش پتک را بازی می کردند. بالک مدام واحدهایش را در شب حرکت می داد و در روز با به کارگیری سرعت، غافلگیری و ضربه حمله می کرد. "حرکت در شب جانها را نجات می دهد" به صورت قاعده ی اصلی کار بالک درآمده بود. بالک شیوه اش را در خاطراتش ذکر می کند:

رئیس ستاد درخشان من ،سرگرد کینیتز، در یک سنگر ثابت در پشت خطوط درگیری باقی ماند و ارتباط بین خداوند، من و بقیه ی جهان را با بیسیم برقرار می کرد. من در حرکت بود و بر عملیات تمرکز داشتم. عموما من هر هنگ را چند بار در طول روز بازدید می کردم. درحالیکه من بیرون بودم مسیر عملیات برای روز بعد را برنامه ریزی می کردم. من نقشه ام را با تلفن به کینتیز می گفتم سپس به هر هنگ می رفتم و فرمانده ی آن را شخصا برای عملیات فردا توجیه می کردم. سپس به سنگر فرماندهی بازمی گشتم و به سرهنگ ملنثین تلفن می کردم. اگر نوبلدسدورف ،فرمانده سپاه 48ام زرهی، موافق بود فرماندهان هنگ را در جریان می گذاشتم که تغییری در نقشه نخواهد بود. اگر تغییراتی لازم بود در طول شب بیرون می رفتم و دوباره هر هنگی را بازدید می کردم. هیچ بدفهمی درکار نبود. در هنگام طلوع آفتا یکبار دیگر در یک موقعیت قاطع قرار می گرفتم.

تا پانزدهم دسامبر لشکر یازدهم زرهی به مدت 8 شبانه روز متوالی در یک دایره ی بی پایان شبها حرکت کرده بود و روزها جنگیده بود. بالک در توضیح آن روزها می نویسد:

هر روز مانند روز بعدی است. روسها از یک نقطه نفوذ می کنند، ضد حمله می کنیم و تا غروب همه جا را پاکسازی می کنیم. سپس، گزارش دیگری از 20 کیلومتر به سمت شرق درباره ی یک نفوذ به یک خط دفاعی با عجله برپا شده ی دیگر می رسد. تانکها، پیاده نظام و توپخانه در شبهای زمستان با چراغهای روشن رهسپار می شوند. آنها تا صبح در حساس ترین موقعیت روسها موضع گرفته اند. آنها را غافلگیر می کنند. آنها را در هم می شکنند. سپس یک گزارش دیگر درباره ی یک نفوذ در 10 یا 20 کیلومتر آن طرف تر می رسد.

در همین احوال، در روز دهم دسامبر ارتش چهارم زرهی به سمت استالینگراد حرکت کرد. مأموریت سپاه 48ام زرهی هنوز عبور از رود دن و دست به دست دادن با ارتش چهارم زرهی بود. اما زمانی که بالک واحدهایش را آماده می کرد تا در روز هفدهم دسامبر از رود عبور کنند روسها در جای دیگری دست به حمله زدند.

قسمت چهارم

قسمت پنجم

درباره وب سایت

Wars & History
رضا کیانی موحد - محمدحسین پاز
مدیر وب سایت :

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان