پنجشنبه 7 تیر 1397 10:40 ق.ظ نظرات ()


 

تفنگهای ضد زره

اولین سلاح ضدتانک آلمان تفنگهای نسبتا ضعیف ضدتانک (  Panzerbüchse) بود که از سال 1917 تا 1943 در خدمت ورماخت بودند. Panzerbüchse  به معنی "تفنگ ضد زره" بوده و سابقه ی آن به موزر T- Gewer (اولین تفنگ ضدتانک جهان) در سال 1917 بازمی گشت. این تفنگ به عنوان یک پاسخ فوری در برابر ظهور تانک های بریتانیایی در جبهه غربی ساخته شد. به عنوان یک تفنگ گلنگدنی و با تیراژ در حدود 15،800 قبضه، این تفنگ از موفقیت متوسطی برخوردار بود.  Panzerbüchse39 یا (PzB39) مهمترین تفنگ ضدتانک آلمانی در جنگ جهانی دوم بود. این تفنگ نسخه بهبود یافته ی Panzerbuche38 یا (PzB38) بود.

سابقه ی آلمان در توسعه ی تفنگهای ضدتانک به اواخر دهه 1930 بازمی گشت. در تلاش برای ارائه ی یک اسلحه ضدتانک سبک وزن قابل حمل توسط پیاده نظام، این وظیفه به مهندس بی.بروئر، واگذارشد. PzB38 یک سلاح تک تیر با لوله ی عقب نشینی کننده بود. هنگامی که PzB38 شلیک می کرد، لوله در حدود 9 سانتیمتر عقب می آمد، شکاف گلوله گذاری باز می شد و پوکه بیرون می افتاد. شکاف گلوله گذاری همچنان باز می ماند تا تیرانداز یک فشنگ دیگر را در جان لوله قرار بدهد. سپس تیرانداز گلنگدن را به جلو حرکت می داد تا شکاف گلوله گذاری بسته شود و ماشه در وضعیت آماده برای شلیک قرار بگیرد. این مکانیسم پیچیده به آسانی گیر می کرد و در میدان جنگ موجب اشکال می شد.

اگرچه PzB38 با قطعات فولاد فشرده ، که با جوش نقطه ای به یکدیگر متصل می شدند، ساخته شد به علت مکانیسم پیچیده ی گلنگدن، ساخت آن بسیار دشوار بود و تنها تعداد کمی از آنها (1408 قبضه) در سالهای 1939 و 1940 در کارخانه Gustloff Werke  ساخته شد و تنها 62 قبضه از این سلاح توسط نیروهای آلمانی در حمله به لهستان در سال 1939 مورد استفاده قرار گرفت.

PzB39 قدم بعدی در توسعه ی PzB38 بود، و بهبودهای اساسی که در طرح آن داده شد سبب شد که ساخت PzB38 لغو شده و تولید PzB39 بلافاصله آغازگردد. با این حال آن نیز از همان مکانیسم پیچیده ی گلنگدن و فشنگ PzB38استفاده می کرد. PzB39 لوله ی PzB38 را حفظ کرد و تنها طول آن اندکی افزایش یافت و وزنش به 12.6 کیلوگرم کاسته شد. عملکرد PzB39 اساسا مشابه PzB38 بود. برای افزایش عملی نرخ آتش، دو خشاب، هر کدام حاوی 10 گلوله به هر دو طرف سلاح در نزدیکی گلنگدن متصل بود، هرچند که PzB39 اساسا یک تفنگ خشاب خور نبود. فشنگ گذار بازهم باید گلوله ها را از این خشابها به صورت دستی خارج کرده و فشنگ گذاری می کرد. 568 قبضه PzB39 توسط ارتش آلمان در حمله به لهستان استفاده شد. دو سال بعد، در آغاز جنگ علیه روسیه، 25998 قبضه PzB39 توسط نیروهای آلمانی مورد استفاده قرار گرفت. تولید کل PzB39 از مارس 1940 تا نوامبر 1941، زمانی که تولید آن متوقف شد، 39،232 قبضه بود. PzB39  تا سال 1944 در خدمت باقی ماند. در آن زمان PzB39 دیگر حتی در برابر خودروهای سبک تر  زرهی نیز حرفی برای گفتن نداشت.


 

 توپهای ضدزره

در نهایت نیروی زمینی نیاز به نمونه ی قویتری از سلاحهای ضدتانک را دریافت و طراحی یک توپ ضدتانک 3.7 سانتی متری، با نام پک-45، که بتوان آن را با اسب کشید توسط شرکت راین متال در سال 1924 در دستور کار قرار گرفت. اولین نمونه این توپ در سال 1928  آماده شد. با این حال، در اوایل دهه 1930، مشخص شد که توپخانه ی اسب منسوخ شده است و این توپ با جایگزینی چرخ های آلومینیوم-منیزیم با لاستیک های بادی به جای چرخ های چوبی اصلاح شد تا در واحدهای مکانیزه خدمت کند. توپ اصلاح شده ی پک-35/36 در سال 1934 جایگزین پک-45 شد و برای اولین بار در  سال 1936 در طی جنگ داخلی اسپانیا ظاهر شد. این توپ در طی اولین سالهای جنگ جهانی دوم، اسلحه ی اصلی ضدتانک بسیاری از کشورها را تشکیل می داد.KwK 36 L / 45  اساسا همان اسلحه بود اما به عنوان توپ اصلی  چند تانک، به ویژه مدل های اولیه ی پانزر-3 اصلاح شد.

پک-36، که یک سلاح با کالیبر کم بود، در حمله به فرانسه در سال 1940 منسوخ شده بود و خدمه ی آن آنها را در برابر تانکهای متفقین، مانند ماتیلدای مارک-2 بریتانیایی ها و  چار بی-1 و سوما اس-35 فرانسوی ها، ناتوان یافتند. با این وجود، این توپ در برابر تانکهای سبک، مانند رنو اف.تی-17  مؤثر بود و در طی عملیات بارباروسا در برابر تی-26های روسی جنگید. گسترش وسیع تانک های متوسط به سرعت اثربخشی این توپ را از بین برد. عملکرد ناچیز آن در برابر تی-34های روسی در جبهه ی شرقی منجر شد که برای پک-36 نام مستعار "کلون در" را به کار برند چرا که این توپ با شلیک به تی-34 کاری جز اعلام حضور خود انجام نمی داد و گلوله های آن اثری بر زره تی-34 نداشتند.

غیر منتظره نیست که چرا پک-36 در اواسط سال 1940 جای خود را  به پک-38 با کالیبر 5 سانتیمتر داد. اضافه کردن هسته ای از تنگستن به گلوله های ضدتانک قدرت نفوذ پک-38 را نسبت به قدرت پک-36 افزایش داده بود. با وجود ناتوانیپک-38 در برابر تی-34، این توپ به عنوان سلاح ضدتانک استاندارد در بسیاری از واحدها تا سال 1942 باقی ماند. کشف شد که خدمه ی پک-36 نیز می توانند با تی-34 دست و پنجه نرم کنند، به این شرط که از گلوله های ضدزره با هسته ی تنگستن استفاده کنند و یک شلیک مستقیم به زره عقب یا جانبی آن بکنند. شرایطی که البته به ندرت در جبهه ی جنگ پیش می آمد.

همانطور که پک-36 به تدریج جایگزین می شد، بسیاری از آنها را از روی عرابه ی خود باز کردند و بر روی خودروهای نیم شنی SdKfz 251  نصب کردند تا به عنوان یک سلاح ضدزره برای پشتیبانی پیاده نظام استفاده شوند. همچنین این سلاح ها را به نیروهای متحد آلمان، که در جبهه ی شرقی مبارزه می کردند (مانند ارتش سوم و چهارم رومانیایی) منتقل کردند. این بذل و بخشش در طی نبرد استالینگراد و عملیات محاصره ای روسها (عملیات اورانیوس) و زمانی که نیروهای رومانی تحت فشار نیروهای زرهی شوروی قرار گرفتند فاجعه آفرید. پک-36 همچنین در ارتش فنلاند (به ویژه در دفاع ازSuomussalmi) خدمت کرد، و همچنین در مجارستان و اسلواکی به کار گرفته شد.

در سال 1943، معرفی خرج گود Stielgranate 41 به این معنی بود که پک-36 بازهم می تواند در هر زرهی نفوذ کند، اگرچه سرعت پایین دهانه برد آن را محدود می کرد. پک-36ها، همراه با گلوله های دارای خرج گود، به واحدهای چترباز و سایر نیروهای سبک واگذارشدند. وزن سبک این توپ به این معنی بود که می توانند آن را به راحتی حرکت دهند و این تحرک آن را برای این واحدها ایده آل کرده بود.

همان طور که گفته شد جایگزین پک-36 از دور خارج شده، توپ پک-38با کالیبر 50 سانتیمتر بود. لوله ی طولانی تر و پرتابه ی بزرگتر، انرژی مورد نیاز برای نفوذ در زره را فراهم می کرد. پک-38برای اولین بار توسط نیروهای آلمانی در آوریل 1941 مورد استفاده قرار گرفت. هنگامی که آلمانی ها در سال 1941 در طی عملیات بارباروسا با تانک های شوروی مواجه شدند، پک-38 یکی از معدود سلاح هایی بود که می توانست به طور موثر در زره ضخیم 45 میلیمتری تی-34 نفوذ کند. علاوه بر این، این توپ از گلوله های زره شکاف Panzegranate40 استفاده می کرد که دارای یک هسته ی ساخته شده از تنگستن سخت بود، تا بتواند در زره تانک های سنگین کا.وی-1 نفوذ کند. اگر چه این توپ به زودی توسط سلاح های قوی تری جایگزین شد، اما پک-38 همچنان یک سلاح قدرتمند و مفید بود و تا پایان جنگ در خدمت ورماخت باقی ماند.

پک-40 با کالیبر 75 میلیمتر نسل بعدی توپهای ضدتانک بود که به خدمت ورماخت درآمد. این توپ ضدتانک با سرعت دهانه ی بالا در سالهای 1939-1941 توسط راین متال توسعه داده شد و از 1942 تا 1945 به صورت وسیعی مورد استفاده قرارگرفت. در حقیقت، این پک-40 بود که ستون فقرات ضدزره آلمان را برای نیمه ی دوم جنگ تشکیل می داد. توسعه پک-40 در سال 1939 آغاز شد و قراردادهای توسعه ی آن با کروپ و راین متال بسته شد تا یک توپ ضدتانک با کالیبر 7.5 سانتیمتر تولید کند. اولویت پروژه در ابتدا کم بود، اما عملیات بارباروسا در سال 1941 و ظهور ناگهانی تانکهای سنگین شوروی مانند تی-34 و کا.وی-1، اولویت ساخت آن را افزایش دادند. اولین نمونه های پیش تولید در نوامبر 1941 تحویل داده شدند.

مترجم: رضا کیانی موحد

منبع:

https://weaponsandwarfare.com/2018/02/16/german-tank-hunters/