چهارشنبه 14 دی 1390 02:43 ق.ظ نظرات ()

آمریکایی ها بهترین تانک جنگ جهانی دوم را نساختند. خدمه شرمن این تانک را نسبت به تانکهای آلمانی غیرقابل اعتماد و درجه دو می دانستند. آمریکا این نقص را با تولید زیاد و توجه به جزئیاتی که دیگران از آنها غفلت کرده بودند جبران کرد. در حقیقت، آمریکا بیش از هر کشور دیگری در جنگ جهانی دوم تانک ساخت. مسائلی چون استاندارد سازی، تعمیرات آسان،  قابلیت اعتماد مکانیکی و آسایش خدمه برای دیگر متفقین خارج از دسترس یا به کلی بیگانه بود. بریتانیا هیچگاه تانکی که از نظر فنی قابل اعتماد باشد نساخت و روسها به آسایش خدمه تانکهایشان توجه نداشتند. اما پرداختن به این جزئیات به آمریکا اجازه داد تا نقشی اساسی در نابودی قوای محور بازی کند.

بعضی ارقام

در سال 1940 تنها 464 دستگاه تانک در سرزمین آمریکا وجود داشت و تولید آن سال به 330 دستگاه رسید. 2 سال بعد آمریکا 24997 دستگاه تانک تولید کرده بود. یعنی کارخانجات آمریکا در عرض یکسال به اندازه تمام تولیدات آلمان هیتلری در تمامی دوران جنگ توسط تانک ساختند. در مجموع 130000 دستگاه تانک و خودرو زرهی در طول جنگ توسط آمریکایی ها ساخته شد. این رقم آمریکایی ها را بالاتر از روسها(با 100000 دستگاه) و خیلی دورتر از بریتانیایی ها (با25000 دستگاه) و آلمانها (با 24000 دستگاه) قرار می داد. شرمن با تولید تقریبا 50000 دستگاه  پرتعدادترین تانک ساخته شده در طول جنگ جهانی دوم بود.

برای رسیدن به پیروزی فقط کافی بود که آمریکا تمام نیروهایش را به این ادوات مجهز کند و به پیش براند. آمریکا همچنین تعداد زیادی تانک به کشورهایی  روسیه، بریتانیا، فرانسه، استرالیا و چین واگذارکرد.

تانک ها

اگرچه آمریکا در جنگ جهانی اول در طرف برنده قرار داشت اما پس از پایان جنگ اول آنها خودشان را چنان خلع سلاح کردند که تنها می توان آن را با خلع سلاح آلمان پس از پیمان ورسای مقایسه کرد. در سال 1920، قانونی از کنگره گذشت که زرهی را تحت کنترل پیاده نظام قرار می داد و بدین سان بودجه لازم برای تهیه واحدهای زرهی در سالهای بعد قطع شد. پیاده نظام تنها تامین هزینه تولید 2 دستگاه تانک در طول سال را برگردن گرفت! پس از سال 1932 و با دفاع مک آرتور از زرهی ورق برگشت.  ژنرال مک آرتور -که در آن زمان رئیس ستاد نیروی زمینی بود- به سواره نظام اجازه داد که اسبهایش را با تانک عوض کند و برای ساخت تانکهای سبک جدید انگیزه ایجادکرد. پس از آن 7 سال طول کشید تا خط تولید تانکهای متوسط در آمریکا به راه افتد. در سال 1940 و هنگامی که تانکهای آلمانی چند نبرد را به پیروزی رسانیده بودند، آمریکایی ها تازه به یاد تجدید سلاح افتادند. آنها در سال 1941بدون داشتن هیچگونه سابقه تولید تانکهای متوسط، نمونه هایشان را هرچه سریعتر تکیمل کردند و آنها را در اختیار متحد غیررسمی خود در اروپا -بریتانیا- قراردادند.

تانکهای سنگین نیز قسمتی از برنامه تجدید سلاح آمریکا بود. ملاحظات منطقی و کیفیت پایین تانکهای آمریکایی سبب شد که در سپتامبر 1942 برنامه تولید آنها متوقف شود. 2 ماه بعد اولین تانک تایگر آلمانی از خط تولید خارج شد. این وضعیت تا سال 1945 -که اولین تانک سنگین آمریکایی به جبهه رسید- ادامه داشتد. بدون شک این تانکها زمانی به خط مقدم رسیدند که برنده جنگ از قبل معلوم شده بود.

ام4 آ1 در گینه جدید در حین عملیات

طبقه بندی

شناسایی تانکهای گوناگون آمریکایی بسیار مشکل است چرا که سیمای ظاهری آنها وجه تمایز نمونه ها از همدیگر نبود. نمونه های ویژه به وسیله خوراندن قطعات تانکهای گوناگون به یکدیگر ساخته می شدند.

از این دیدگاه، شرمن مشکل سازترین است. ده ها زیرگروه از شرمن وجود دارد که هر نمونه برای یک کارویژه طراحی شده و چند زیرگروه فرعی تر را دربر گرفت.

استانداردسازی تقریبا یکی از کمترین نگرانی های آمریکایی ها بود. اگرچه آمریکایی ها صدها پیش نمونه مختلف ساخته بوند تنها چند نمونه اصلی بودند که استاندارد شده بودند. در حالیکه کوهی از لوازم یدکی در کارخانه ها بر روی هم انباشته می شدند عدم استانداردسازی سبب شد که تهیه لوازم یدکی تانکها برای مسئولان پشتیبانی واحدها به امری سرگیجه آور مبدل شود. آمریکایی ها تانکهایشان را به 3 دسته سبک، متوسط و سنگین تقسیم کرده بودند. در هر دسته اسم تانک پیش نمونه با حرف "تی" و یک عدد مشخص می شد. هر نمونه فرعی با اسم تانک به علاوه یک حرف "ئی" و یک عدد دیگر مشخص می شد. هنگامی که یک نمونه تانک استاندارد می شد و برای تولید انبوه مناسب تشخیص داده می شد حرف "تی" به "ام" و حرف "ئی" به "آ" تبدیل می شد. پس تانک شرمن برای آمریکایی ها تانک متوسط ام-4 است و نمونه های گوناگون شرمن با نامهای ام-4آ1 ، ام-4آ2 و ... شناخته می شدند. بریتانیایی ها برای هر نمونه ای که به دستشان می رسید یک اسم مستعار انتخاب می کردند. نامهایی چون لی، گرانت، شرمن، استوارت نامهایی بود که بریتانیایی ها با الهام از نام ژنرالهای بزرگ آمریکایی برگزیدند. آمریکایی ها نیز پس از جنگ این روش نامگذاری را به کارگرفتند.


تانکهای سبک

با افزایش تقاضا برای مکانیزه کردن نیروی زمینی در سال 1932، مک آرتور سنگ بنای تولید اولین تانکهای سبک آمریکایی را گذاشت. تولید تانکهای سبک تا سال 1944 ادامه یافت. اولین نمونه ها تانک ام-2 برای پیاده نظام و تانک سبک ام-1 برای سواره نظام بود. این تانکها تنها به یک قبضه مسلسل مسلح بودند تا اینکه در سال 1939 تانک ام-2آ4 به توپ مسلح شد. این تانکها گاه و بیگاه در صحنه نبردهای اقیانوس آرام به کارگرفته شدند. در این گیرودار، ترکیب هر دو نمونه سبب خلق تانک جدیدی با نام ام-3 شد. بریتانیایی ها نام استوارت را برای ام-3 انتخاب کردند و کمی بعد این تانک به هانی معروف شد. این تانکها قبل از اینکه آمریکا رسما وارد جنگ شود در شمال آفریقا و به همراه ارتش بریتانیا وارد کارزار شدند. استوارت به عنوان خودرو شناسایی تا پایان جنگ در خدمت بود و به صورت گسترده به متفقین دیگر -ازجمله چین- صادرشد. تقریبا 20000 دستگاه استوارت به همراه دنباله اش ام-5 ساخته شدند. یک نمونه متوسط با نام ام-7 از استوارت مشتق شد که کمی بعد به خاطر شرمن کنارگذاشته شد.

ام-2آ4 در نبردگوادال کانال

بزرگترین ضعف استوارت توپ ضعیف 37 میلیمتری آن بود که سبب شد مطالعات ساخت یک تانک جدید آغازشود. تانک جدید از سیستم تعلیقی که برای شکارچی تانک هلکت طراحی شده بود استفاده می کرد و یک توپ فوق سبک 75 میلیمتری را بکارمی برد. نتیجه این طراحی  چافی نام گرفت که احتمالا بهترین تانک سبک دوران جنگ بوده است هرچند که آنقدر دیر وارد کارزار شد که نتوانست نقشی اساسی در درگیریها بازی کند. پس از آن، آمریکایی ها تصمیم گرفتند که از این تانک جدید برای جایگزینی تمام تانکهای سبکشان استفاده کنند ولی پایان جنگ مانع اجرای این نقشه شد.

 

استوارت

چافی

تانکهای متوسط

زمانی که آلمان خاک فرانسه را به وسیله لشکرهای زرهی خود درنوردید قدرتمندترین تانک زرادخانه آمریکا تانک ام-2 بود که به یک قبضه توپ 37 میلیمتری مسلح شده بود! آنها برای ساخت تانک جدید با توپ 75 میلیمتری مجبور شدند که بیش از یک سال صبرکنند. تانک لی/گرانت یا تانک متوسط ام-3 یک راه حل موقت بود که توپ اصلی آن را بر روی بدنه اش نصب کرده بودند چرا که طراحان زمان کافی برای طراحی یک برجک جدید -که بتواند توپ 75 میلیمتری را حمل کند- نداشتند. این تانک اولین بار به همراه بریتانیایی ها در سال 1942 و در عملیات شمال آفریقا شرکت کرد. لی/گرانت از اغلب تانکهای ساخت بریتانیا بهتر بود اما در برابر تانکهای جدید آلمانی حرفی برای گفتن نداشت. مانند بیشتر تانکهای آمریکایی آن زمان، لی/گرانت تانکی بلند قامت بود و هدف سهلی برای هم آوردهای کوتاه قد خود به شمار می آمد.

لی/گرانت

با ظهور شرمن در پاییز 1942 آمریکایی ها می توانستند تانکهای لی/گرانت را به جبهه های کم اهمیت تر یا پشت جبهه انتقال دهند. شرمن با توپ 75 میلیمتری اش از یک دوره زمانی کوتاه سروری بهره برد. شرمن ها مدتها پس از اینکه تی-34 های روسی به آلمانها آموختند که نیاز به تانکهای قدرتمندتری دارند وارد صحنه شدند. تقویت سلاح پانزر-اشتورمگشاتز و ماردر نتوانست به صورت پایدار کفه برتری را به نفع متحدین سنگین کند. اگرچه آمریکایی ها به سرعت فهمیدند که تانکهایشان به ته خط رسیده اند اما ترجیح دادند به جای ایجاد یک وقفه برای طراحی یک مدل جدید تانکهایی که در دست دارند را بهبود دهند. تقریبا تمام اجزای اصلی شرمن تغییر کردند. نمونه های زیادی از شرمن با توپ قوی تر، زره ضخیم تر، سیستم تعلیق بهتر در جبهه ها می آمدند و می رفتند بدون اینکه بهبودی اساسی در کیفیت تانکهای آمریکایی به دست آید. در حقیقت، برتری عددی تنها چاره برای درمان مشکلات فنی بود.

 

 

 

جنگ درحالی به پایان رسید که آمریکا نتوانست جایگزینی برای شرمن بیابد. تنها تانک تی-23 بود که از ساخت نمونه آزمایشی فراتر رفت اما هیچ یک از آنها خاک آمریکا را ترک نکردند.

تانکهای سنگین

اولین تلاش آمریکایی ها برای ساخت تانک سنگین به صورت ملال آوری به شکست انجامید. تانکهای ساخته شده خیلی سنگین شدند و توپهایشان کم رمق. از تمام نمونه های آزمایشی تنها تانک ام-6 بود که برای تولید انبوه انتخاب شد اما قبل از آنکه تولید آن به 40 دستگاه برسد از خط تولید خارج شد!

پرشینگ

سوپرپرشینگ

موفقیت پانتر و  تایگر و عدم کیفیت آشکار شرمن آمریکایی ها را مجبور ساخت تا مجددا به ساخت تانکهای سنگین روی آورند. طراحی یک نمونه جدید با سیستم تعلیق شمشی در آن زمان موفق از آب درآمد. پرشینگ در عوض وزن کمتری که نسبت به تایگر داشت -40 تن در برابر 56 تن- از قدرت آتش بیشتر و حفاظت بهتری برخوردار بود. این تانک نیز دیرتر از آن به خط مقدم رسید که بتواند گامی اساسی برای رساندن آمریکا به پیروزی بردارد اما خود الگویی شد برای تمامی تانکهایی که آمریکا پس از پایان جنگ طراحی کرد. از میان تانکهای پس از جنگ آمریکا می توان به پاتون اشاره کرد.

توپهای خودکششی و شکارچی های تانک

آمریکایی ها -به پیروی از بریتانیایی ها- بدنه تانکهای موجود را برای ساخت توپهای خودکششی بکارگرفتند. بیشترین تعداد از آن توپ خودکششی ام-7 بود که نزد بریتانیایی ها به پریست معروف بود. این خودرو یک هویتزر 105 میلیمتری بود که بر روی بدنه تانکهای لی/گرانت نصب شد و کمی بعد شرمن ها نیز از این سلاح بی نصیب نماندند. بدنه چافی نیز برای نصب چندین توپ مختلف بکارگرفته شد. در میان این توپها، توپ 105 میلیمتری پریست بر روی چافی هم نصب شد تا این خودرو جایگزین پریست شود. پایان جنگ پایان تمامی این طرح های جدید بود.

آمریکایی ها برای جبران ضعف تانکهایشان در نبردهای زرهی رو در رو، به واحدهای زرهی و پیاده نظام خود تعدادی شکارچی تانک اختصاص دادند. این شکارچیان تانک از توپهای قوی تری نسبت به تانکهای معمولی استفاده می کردند و برخلاف رقبای روسی و آلمانی، این توپها بر روی برجکهای گردان نصب شده بودند. تفاوت در این بود که برجکهای شکارچی تانکهای آمریکایی روباز بود. بیشترین تعداد از آن شکارچی تانک ام-10 بود که از یک قبضه توپ 76.2 میلیمتری استفاده می کرد. اگرچه توپ ام-10 از شرمن قوی تر بود اما تنها برای رویارویی با پانزرهای سنگین مناسب بود. نسل دوم شکارچی تانکهای آمریکایی جکسون نام داشت که به یک قبضه توپ 90 میلیمتری مسلح شده بود.

ام-10

واپسین کلام

معرفی جامع تانکهای آمریکایی امری است محال. تعداد زیاد نمونه ها و گونه هایی که از تانکهای اصلی مشتق شده اند این کار را سخت و نتیجه را گیج کننده می سازد. برای رسیدن به نتیجه مناسب شاید بهتر باشد که خود را تنها به بررسی نمونه هایی که واقعا در جنگ شرکت کردند محدود کنیم.

ما علاقمندیم تا تعداد دقیق تانکهای آمریکایی را که تا پایان جنگ ساخته شدند بدانیم. اگر شما از این رقم خبردارید لطفا آن را با ما در میان گذارید.

نویسنده:دومینیک لومایر

 ترجمه :رضاکیانی موحد

 باهمکاری محمدحسین پاز

82 منتشر شده در ماهنامه جنگ افزار شماره

ISSN1735251-7

در صورت استفاده در سایر وبلاگها و سایتها لینک مطلب در Wars and history و نام نویسنده و یا مترجم را ذکر کنید.