جمعه 28 بهمن 1390 05:45 ق.ظ نظرات ()

پس از سقوط دولت کمونیستی افغانستان و ورود این کشور به یک دوره جنگهای داخلی خونبار؛ پاکستان ،که همواره در آرزوی افغانستانی متحد با خود بود، بازیگری جدید به معادلات قدرت همسایه جنگ زده اش افزود: طالبان.

پیروزی طالبان بر مجاهدین برای مردمی که سالها در جستجوی امنیت بودند مژده فرخنده ای بود اما این شادکامی دیری نپایید چرا که طالبان با درک عجیبی که از شریعت اسلام داشتند خشونتی ماورای تصور را بر مردم افغانستان تحمیل کردند. هرچند که این خشونتها از دید افکار عمومی جهان محکوم می شد اما آمریکا ،که دیگر سودی در درگیر شدن در مشکلات داخلی افغانستان نمی دید و از سوی اسلام آباد مطمئن شده بود، با حکومت طالبان کاری نداشت تا آنکه انفجار برجهای تجارت جهانی در نیویورک زمامداران واشنگتن را به سختی تکان داد.

بوش پسر با نگاه کودکانه خود راه رسیدن به صلح را از میان میدان جنگ انتخاب کرد. اولین واکنش او نسبت به حملات تروریستی یازدهم سپتامبر جنگ با حکومت طالبان و سرنگون کردن امارت اسلامی افغانستان با یاری مجاهدین بود. بار دیگر دشمن مشترک مجاهدین را در کنار هم قرار داده بود.

راه صلح؛ شاهراهی به سوی قطر

اما حمله آمریکا به افغانستان و اشغال آن نه برای مردم افغانستان صلح در بر داشت و نه برای جامعه جهانی. طالبان در میان مردم پنهان شدند و جنگ با نیروهای ناتو و سربازان دولتی را با حملات تروریستی، بمب گذاری و عملیات انتحاری ادامه دادند.

طالبان تا به امروز دولت حامد کرزای را یک دولت دست نشانده خارجی معرفی می کردند و ادعا می کردند که اشغال افغانستان در حقیقت قسمتی از یک جنگ صلیبی بزرگتر بر علیه مسلمانان جهان است. آنان جنگ با اشغالگران و دولت کرزای را وظیفه دینی خود و جهادی مقدس دانسته اند.

اما واقعیتهای جهان سیاست هم سیاستمداران آمریکایی و افغانستانی و هم طالبان را به تجدید نظر در دیدگاه سیاسی خود واداشته است. امروزه، هر دو طرف کشمکش فهمیده اند که با توسل به زور نمی توانند به قدرت دست پیدا کنند و ناچارند که برای رسیدن به یک راه حل سیاسی با هم به تفاهم برسند.

طالبان ،که ده سالی را به موش و گربه بازی با سربازان ناتو و دولت کرزای صرف کرده اند، امروزه از طرف هواپیماهای بدون سرنشین آمریکایی به شدت تحت فشار قرار گرفته اند. هر چند که این هواپیماها در تعیین اهدافشان اشتباهات مهلکی داشته اند و بارها غیرنظامیان بیگناه و حتی سربازان پاکستان و ناتو را هدف قرار داده اند اما در مجموع عملکرد مثبتی از خود نشان داده اند و بارها و بارها تجمع چریکهای طالبان را با موفقیت درهم کوبیده اند. از دیگر سو، فشار فزاینده آمریکا به پاکستان سبب شده تا پاکستان هم به جای بهره برداری از طالبان برای نفوذ در نظام سیاسی افغانستان دست از حمایت گسترده طالبان بردارد. اظهارات خانم حنا ربانی کهر ،وزیر امور خارجه پاکستان، در دیدارش با حامد کرزای مبنی بر اینکه اگر کابل بخواهد، اسلام آباد آماده خواهد بود برای رسیدن به صلح، فشار بر شورشیان افغانستان را افزایش دهد نشان می دهد که اسلام آباد نیز طالبان شریک در قدرت را به یک نیروی سیاسی به حاشیه رانده شده و منفور ترجیح می دهد و دوست دارد تا متحدانش در فرآیند صلح داخل شوند.

مقامات پاکستانی در اواسط بهمن خبر سفر یوسف رضا گیلانی ،نخست وزیر این کشور، به قطر را اعلام کردند و گفتند تلاش های آشتی جویانه برای پایان دادن به نبرد میان دولت افغانستان و طالبان، از محورهای مذاکرات میان او و رهبران قطر است.

کرزای و متحدین غربی وی نیز دریافته اند که نفوذ طالبان در مناطق جنوبی افغانستان بیشتر از آن است که قبلا برآورد می کرده اند. با افزایش حملات کماندویی شبانه و هواپیماهای بدون سرنشین ناتو به مردم محلی و غیرنظامیان تعداد زیادی از مردم از اشغالگران دلزده شده اند و با طالبان اظهار همدردی می کنند. از طرفی قوم گرایی گاه تعصب آمیز قبایل پشتون سبب شده تا در مناطق جنوبی این کشور به طالبان گرایش بیشتری وجود داشته باشند.

در نهایت، بن بستی که دو طرف در آن قرار گرفتند سبب شد تا آمریکایی ها به مذاکره با طالبان علاقه نشان دهند. اما این تغییر مسیر چندان هم بی مشکل آغازنشد. اولین مشکل این بود که طالبان به عنوان یک گروه سیاسی موجودیت نداشت. طالبان مجموعه ای از چندین گروه مسلح است که در نقاط مختلف افغانستان پراکنده هستند و حتی گاه بین خودشان نیز درباره مسائل سیاسی تفاهم وجود ندارد.

اولین قدم برای مذاکره با طالبان این بود که این گروه دارای نمایندگی سیاسی ثابت باشند. دولت قطر داوطلب شد تا ، به عنوان یک دولت بی طرف، میزبان دفتر نمایندگی طالبان در کشور خود باشد. اما در همین اولین گام، دولت کرزای به مذاکرات روی خوش نشان نداد و حتی در اعتراض به این مذاکرات سفیرش را از قطر فرا خواند. طالبان رسما دولت افغانستان را به رسمیت نمی شناسد و آمریکا را تنها هم آورد سیاسی خود می پندارد. این گروه در یک بیانیه اینترنتی اعلام کرد: " برای آوردن صلح و ثبات در افغانستان است که ما تلاشهای سیاسی خود را برای ایجاد یک تفاهم با جامعه جهانی افزایش داده ایم تا وضعیت (مشکلات) کنونی حل شود...اما این تفاهم به معنای خاتمه جهاد نیست و همچنین به این معنا نیست که ما قانون اساسی دولت دست نشانده کابل را بپذیریم."

ندیده گرفتن دولت افغانستان توسط طالبان و مخاطب قرار دادن جامعه جهانی سبب شد تا این نگرانی در کرزای تقویت شود که این گروه قصد دارد دوباره قبضه کند. دولت افغانستان گمان می کرد که آمریکا با به رسمیت شناختن طالبان و انجام مذاکره پنهان با این گروه قصد دارد تا دولت رسمی افغانستان را دور بزند اما بعد از اینکه گراسمن، فرستاده ویژه آمریکا به افغانستان و پاکستان، به این کشور اطمینان داد که این مذاکرات در نهایت زیر نظر دولت افغانستان قرارخواهد گرفت دولت کرزای هم با احتیاط از انجام مذاکرات بین طالبان و آمریکا استقبال کرد. گراسمن در طی بازدید خود از افغانستان و در طی یک کنفرانس خبری در حضور جاوید لودین ،معاون وزارت امور خارجه این کشور گفت:" افغانستان و آمریکا از روند صلح افغانستان حمایت می کنند. تلاش ها در قطر برای افتتاح دفتر طالبان در این کشور اکنون به اقدامی نیاز دارد تا میان جناح های افغانی گفتمان صلح آغاز شود."در عوض، جاوید لودین نیز از افتتاح دفتر طالبان در قطر حمایت کرد.


اما با پیش شرط هایی که طالبان و آمریکایی ها برای همدیگر گذاشته اند رسیدن به یک توافق پایدار در کوتاه مدت غیرممکن به نظر می رسد. طالبان از آمریکایی ها تقاضا کرده اند که برای نشان دادن حسن نیت خود چند تن از فرماندهان و سران این گروه را که در زندان گوانتامانو هستند آزاد کند. طابان انتظار دارند که این گروه از لیست گروه های تروریستی خارج شود. آمریکایی ها هم در عوض از طالبان خواسته اند که کاسه خود را از گروه های تروریستی ،مانند القاعده، جدا کنند و به جای درگیری نظامی به فعالیتهای سیاسی روی آوردند.

دولت کرزای نیز انتظار دارد که در صلح با طالبان آنها را به پذیرفتن ارزشهای مندرج در قانون اساسی جدید افغانستان، مشارکت اجتماعی و سیاسی زنان، آزادی بیان و آزادی های فردی ملزم کند. دولت کرزای رهبری گفتگوهای صلح با طالبان باید در دست افغانها باشد و این مسئله ای است که آمریکا و جامعه جهانی نیز در اظهارات رسمی خود آن را پذیرفته اند.

اما ایران مذاکرات آمریکا با طالبان را حیله جدید این کشور برای ادامه حضور خود در افغانستان ارزیابی می کند. آقای پاک آئین ،رئیس ستاد افغانستان وزارت خارجه جمهوری اسلامی، در گفتگو با خبرگزاری مهر می گوید: "آنها [آمریکایی ‌ها] به دنبال جلب نظر طالبان هستند تا برای حضور دائمی و طولانی و حفظ پایگاه‌هایشان در افغانستان از طالبان چراغ سبز دریافت کنند. این مذاکرت تشریفاتی و تبلیغاتی است." پاک آیین اعتقاد دارد:" مهم‌ترین برنده مذاکرات میان طالبان و ‌آمریکا، طالبان است که توانسته جایگاه خود را تقویت کند و سابقه منفی خود را نزد افکار عمومی دنیا ترمیم کند."

از سوی دیگر گلبدین حکمتیار ،رهبر حزب اسلامی که در کنار طالبان و گروه حقانی با دولت مرکزی و سربازان ناتو می جنگند، مذاکرات صلح زیر نظر آمریکا را بیهوده می داند. او در اواخر دی ماه طی یک گفتگوی غیر مستقیم با بی.بی.سی گفته است:" من گفته ام که از تماسهای جداگانه هر گروه با نیروهای خارجی خودداری شود تا تجربه های تلخ گذشته تکرار نگردد. ما باید از راه توطئه های پنهانی و به حمایت و زور بازوی خارجی ها و بیگانگان در رسیدن به قدرت دوری کنیم. باید شرایط و وضعیتی را ایجاد کنیم تا نیروهای خارجی بدون قید و شرط افغانستان را ترک کنند و پس از حصول استقلال، حکومت مردمی ایجاد شود و این یگانه راه مطمئن پایان جنگ است."

گروه های جهادی هم خواهان سهم خود از مذاکرات هستند. احمد ضیا مسعود ،رئیس جبهه ملی و برادر احمد شاه مسعود، در این باره گفته است: "تا زمانی که نقش اپوزیسیون در مذاکرات صلح با طالبان برجسته نباشد، صلح در افغانستان عملی نمی شود."همچنین، محمد محقق ،رهبر حزب وحدت اسلامی،  گفت که مجاهدین و کسانی که در گذشته علیه طالبان جنگیده اند، طرف اصلی طالبان هستند و باید در گفتگوهای صلح حضور داشته باشند.

آمریکا امید داشت که با ساز و کارهایی که در عراق بکار برده است بتواند عراق را به عنوان یک نمونه موفق به جهانیان عرضه کند. اما بحران سیاسی که بلافاصله پس از خروج آمریکا در عراق ظاهر شد نشان داد که واشنگتن چندان در این زمینه موفق نبوده است. حال، آمریکا و ناتو قرار است تا افغانستان را ترک کنند و امنیت این کشور را به پلیس و ارتش افغانستان واگذار کنند. اما تجربه عراق سبب شده تا آمریکایی ها قبل از ترک افغانستان به فکر آرام کردن این کشور باشند. ظاهرا واشنگتن تصمیم دارد با با اطمینان بخشیدن به طالبان آنها را در قدرت شریک کند. وضعیت بهتر برای آمریکا زمانی حاصل می شود که بتواند یک منطقه خود مختار ،مانند منطقه کردستان عراق، برای طالبان در جنوب افغانستان تدارک ببیند که طالبان در آنجا با یک خود مختاری نسبی حکومت کنند و کاری به کار حکومت مرکزی نداشته باشند.

آینده مبهم، مشکلات آشکار

در روز 21 دی ماه ژنرال ظاهر عظیمی، سخنگوی وزارت دفاع افغانستان، اعلام کرد که ارتش این کشور در یک عملیات بزرگ امنیتی شرکت خواهد کرد. عظیمی از این طرح به عنوان بزرگترین عملیات نظامی ارتش افغانستان یاد کرده است و گفته است که کل مسئولیت رهبری و تنظیم این عملیات بر عهده نیروهای افغان خواهد بود.

این عملیات، نخستین آزمون بزرگ برای ارتش افغانستان پس از انتقال مسئولیت امنیت بخشهای از این کشور از نیروهای ناتو به نیروهای افغان خواهد بود و 18 ماه به طول خواهد انجامید. اما آیا افغانستان برای خروج نیروهای ناتو آمادگی دارد؟

دولت افغانستان، روند انتقال مسئولیت های امنیتی را تا به حال موفق ارزیابی کرده است. ژنرال کارستن جاکوبسون، سخنگوی نیروهای ناتو در کابل، نیز مرحله های اول و دوم واگذاری مسئولیت امنیتی به نیروهای افغان را موفقیت آمیز توصیف کرده است. هم اکنون نفرات ارتش افغانستان به صد و هشتاد هزار نفر رسیده است و مقامات نظامی افغانستان امیدوارند که تا زمان خروج ناتو از این کشور در سال 2014 استعداد این نیرو به دویست و چهل هزار نفر افزایش یابد. هزینه سالانه چنین نیرویی در حدود ۶ میلیارد دلار تخمین زده می شود. قرار است رهبران ناتو در جلسه ای در شهر شیکاگو در آمریکا در بهار آینده، درباره هزینه و اندازه نیروهای نظامی افغانستان تصمیم بگیرند.

اما مشکلات امنیتی تنها مشکل کرزای در آینده نخواهد بود. دولت حامد کرزای امروزه از عدم مشروعیت گسترده ای ،هم در بین مردم عادی و هم در بین نخبگان سیاسی، رنج می برد. بسیاری از اقلیتهای قومی این کشور کرزای را به جانبداری از پشتون ها متهم می کنند و او را مسئول فساد گسترده دستگاه دولت می دانند. علاوه بر مخالفان مسلح و گروه های تروریستی، چند گروه سیاسی عمده نیز با روش حکومتی کرزای مخالف هستند. جبهه ملی از جمله این گروه ها است که رهبر آن ، احمد ضیا مسعود، تلویحا کرزای را به دیکتاتوری متهم می کند.

کم شدن حمایت عمومی از دولت کرزای سبب شده تا گلبدین حکمتیار تهدید کند:" همه باید بدانند همانگونه که شوروری سابق نتوانست و موفق نشد حکومت کمونیستها را در افغانستان حفظ کند. آمریکا نیز به هیچ عنوان قادر نیست، حیات حکومت و حاکمیت دست نشانده های خود را تضمین کند. در این زمینه تجربه ناکام سی سال گذشته، برای عبرت آنها [قدرت های خارجی] کافی است." این تهدید نشان می دهد که بسیاری دولت افغانستان را تنها یک عامل دست نشانده آمریکا می دانند و برای آن ارزشی قائل نیستند.

حامد کرزای هم برای تضمین حمایت دولتهای غربی در ماه گذشته سفری پنج روزه به اروپا داشت و طی آن توانست با کشورهای ایتالیا، فرانسه و بریتانیا تفاهم نامه هایی جداگانه امضا کند. کرزای امیدوار است یک قرارداد همکاری استراتژیک با آمریکا امضا کند که مسئله ایجاد پایگاه های دائمی این کشور در افغانستان را نیز دربرگیرد. امریکا مایل است تا این همکاری ها در چارچوب یک اعلامیه تنظیم شود اما افغانستان تاکید دارد که این سند به صورت یک پیمان امضا شود.

ویگائوداس یوشاکاس، فرستاده ویژه اتحادیه اروپا در افغانستان، گفته است که متن پیش‌نویس پیمان همکاریهای استراتژیک میان اتحادیه اروپا و افغانستان در حال نهایی شدن است. به گفته او، این توافقنامه حاوی موضوعاتی مانند حقوق بشر، حقوق زنان، آموزش، تجارت و مسائل محیط زیستی خواهد بود.

البته مسائل امنیتی تنها دلنگرانی های دولت کرزای نیستند. هنوز دو سال مانده تا خروج نیروهای ناتو از این کشور رسما آغاز شود زمزمه هایی از کاهش سرمایه گذاری در افغانستان به گوش می رسد. خان‌جان الکوزی، معاون اطاق تجارت و صنایع افغانستان، گفته است :" دو عامل خروج نظامیان خارجی و عدم حمایت دولت از سرمایه‌گذاران باعث شده است که میزان سرمایه‌گذاری در افغانستان تا ۱۵ درصد کاهش یابد." اداره حمایت از سرمایه‌گذاری افغانستان نیز خروج نیروهای خارجی از این کشور را تهدیدی برای سرمایه‌گذاری‌های بزرگ در این کشور دانسته است.

بیشتر کشورهای عضو اتحادیه اروپا با بحران اقتصادی دست و پنجه نرم می‌کنند و اخیرا این نگرانی وجود داشت که احتمالا کمکهای این اتحادیه به افغانستان در سالهای آینده کاهش خواهد یافت. اتحادیه اروپا سالی یک میلیارد یورو به افغانستان کمک می‌کند. تیم اقتصادی دولت کرزای هم هنوز نتوانسته برای مشکلات اقتصادی این کشور نسخه ای مناسب ارائه کند. افغانستان تا رسیدن به استقلال سیاسی و اقتصادی راه درازی در پیش خواهد داشت.

 رضاکیانی موحد

منتشر شده در اطلاعات هفتگی شماره 3502 بیست و چهارم بهمن 1390