چهارشنبه 24 اسفند 1390 01:21 ب.ظ نظرات ()


"ما زمین می دهیم و زمان می گیریم."

هرگاه که صحبت ابوالحسن بنی صدر ،نخستین رئیس جمهور ایران، می شود مادرم این جمله را با تمسخر بر زبان می آورد و آن را نشانه خیانت بنی صدر می داند. من واقعا نمی دانم که بنی صدر درباره جنگ با عراق چنین جمله ای را بر زبان آورده است یا نه اما بسیاری از هموطنان من بنی صدر را یک خائن بالفطره می دانند و عملکرد او را در جنگ نمونه ای از خیانتهای وی می شمارند. مخصوصا عقب نشینیهای ارتش در هفته های اول جنگ و واگذاری خرمشهر و قصرشیرین و سوسنگرد همگی به حساب خیانتهای وی نوشته شده اند.

اینکه بنی صدر از نظر سیاسی خائن بود یا نه بحث جداگانه ای است که شاید بعدها به آن بپردازیم اما درباره عملکرد نظامی وی شاهدی پیداکرده ام که نه تنها بنی صدر را تبرئه  می کند بلکه ادعا می کند که تصمیمات ابتدای جنگ در رده تاکتیکی اصلا ربطی به بنی صدر نداشته اند. امیر سرتیپ سید مجتی تهامی نه تنها از ابتدای جنگ، بلکه ماه ها قبل از آغاز جنگ در منطقه جنوب حضور داشته و در مصاحبه با روزنامه جام جم گوشه هایی از اتفاقات ده روز ابتدای جنگ را بازگوی می کند. تیمسار تهامی در برابر سوالات خبرنگار جام جم درباره عقب نشینی های اول جنگ به شدت موضع می گیرد و از عملکرد ارتش در آن روزها دفاع می کند. وی ادعا می کند که بنی صدر در روز اول مهر برای بازدید به خط اول جبهه آمده بود و وقتی خبرنگار از تأثیر تصمیمات بنی صدر بر روند جنگ می پرسد بازهم از بنی صدر دفاع می کند. خواندن خواطرات تیمسار تهامی خالی از لطف نیست. خواندن آن را به شما عزیزان پیشنهاد می کنم.

رضاکیانی موحد

 

جام جم آنلاین: با این كه نزدیك به 70 سال دارد و بیش از 20 سال از پایان جنگ می‌گذرد، اما هنوز تاریخ و دقیقه شروع تك‌تك عملیات‌ها و اسم نفر به نفر گروهانش را بخوبی به خاطر دارد.

حتی اسم راننده نفربرها و سربازهایش را از حفظ است. وقتی از این همه حضور ذهن متعجب می‌شوم با تاكید می‌گوید: «آدم ممكن است عزیزترین خاطرات خانوادگی‌اش را فراموش كند، اما این دست خاطرات را هرگز از یاد نمی‌برد.»او مسوول گردان 283 لشكر اهواز یعنی اولین گردانی بود كه مامور می‌شود راهی مناطق مرزی و مقابله با نیروهای متجاوز عراقی شود، به همین خاطر اولین گردانی است كه در گلوگاه خوزستان مورد حمله دشمن قرار گرفت.

لابه‌لای صحبت‌هایش از یك چیز گلایه‌مند است و آن، این كه درباره عملكرد نیروهای ایرانی در جنگ تحمیلی كسانی به قضاوت نشسته‌اند كه صلاحیت این كار را ندارند و با فنون رزمی ناآشنا هستند. به باور امیر سیدمجتبی تهامی قضاوت درباره عملكرد ارتش و دیگر نیروهایی كه در دوره 8 ساله در جبهه‌ها حضور داشتند، فقط باید توسط متخصصان صورت بگیرد. برای همین وقتی می‌بینید در گفته‌هایم از كلمه عقب‌نشینی استفاده می‌كنم، ‌برنمی‌تابد و می‌گوید: «حماسه‌ای را كه در دوره دفاع مقدس 8 ساله دیدید بر تارك تاریخ جهان خواهد درخشید. منتها گلایه من از انتقادهایی است كه نسبت به برخی عملیات‌ها می‌شود، بدون آن كه صلاحیت نقد داشته باشند. جنگ قواره‌های علمی دارد». وی پس از بازنشستگی، عضو هیات علمی دانشگاه عالی دفاع ملی می‌شود با ما در مرور10 روز آغازین دفاع مقدس، همراه باشید.

لطفا مختصری درباره بیوگرافی خود و نحوه ورودتان به ارتش بگویید.

متولد فروردین 1323 هستم. تحصیلات ابتدایی را در شهرستان كاشمر و دبیرستان را در تربت حیدریه به پایان رساندم. مرداد 1345 در آزمون ورودی دانشكده افسری پذیرفته و در مهر 1348 فارغ‌التحصیل شدم. رسته زرهی را انتخاب كردم، چون نقش تعیین‌كننده‌ای در جنگ‌ها و نبردهای زمینی دارد. برای ادامه تحصیلاتم در دوره مقدماتی به دانشكده زرهی شیراز رفتم. بعد از اتمام دوره در اردیبهشت 1349 جزو سهمیه مركز زرهی شیراز انتخاب شده بودم، لیكن درخواست انتقال به بجنورد را كردم.

چرا چنین درخواستی داشتید؟

(با خنده می‌گوید) برای این كه تازه نامزد كرده بودم و دوست داشتم نزدیك مشهد باشم. به هر حال سال 1353 به دوره عالی اعزام شدم، دوره عالی زرهی را تابستان 1354 به اتمام رسانده و به اهواز منتقل شدم تا شهریور 57 كه در آزمون ورودی دانشكده فرماندهی ستاد شركت كرده و پذیرفته شدم. دوره فرماندهی و ستاد بالاترین مقطع تحصیلات تكمیلی نظامی در ارتش‌هاست. مجددا در تیر ماه 1358 بعد از پایان این دوره به لشكر 92 در اهواز برگشتم و افتخار مسوولیت فرماندهی گردان 283 زرهی را به دست آوردم كه یكی از گردان‌های حماسه‌ساز در دوران دفاع مقدس بود. این گردان در زمره قدیمی‌ترین گردان‌های سوار زرهی ارتش است و بنده از اسفند 58 با این گردان به عملیات تقویت پاسگاه‌های مرزی اعزام شدم.

علت اعزام گردان شما به نوارهای مرزی چه بود؟

هدف، تقویت پاسگاه مرزی از پاسگاه طلاییه قدیم در شرق حورالعظیم تا پاسگاه مرزی كیلومتر 25 در مقابل پاسگاه زید عراق بود، زیرا گزارش‌های اطلاعاتی مبنی بر تحركات و اقدامات مشكوك نیروهای نظامی عراق و ازجمله توزیع اسلحه در برخی از مناطق مرزی دریافت شده بود.

این شرارت‌هایی كه به آن اشاره می‌كنید، دقیقا از چه زمانی توسط عراقی‌ها شروع شد؟

عراقی‌ها از 6 ماهه دوم سال 1358 در مرزهای غربی خوزستان تحركات سیاسی و نظامی خود را تشدید كرده بودند. گردان 283 نیز به عنوان تقویت پاسگاه‌های مرزی و امنیت مرزها چنین ماموریتی را به عهده گرفته بود. این ماموریت تا اواسط شهریور 1359 برقرار بود. هوای خوزستان در تابستان بسیار گرم است و آمار افراد گرمازده شده در گردان خیلی بالا رفته بود، با درخواست گردان و موافقت لشكر، با توجه به افزایش درجه حرارت هوا، یكی از گروهان‌های رزمی گردان در تقویت پاسگاه‌های مرزی ابقا گردید و سایر یگان‌های گردان در اواخر تیر ماه 1359 به پادگان اهواز مراجعت كردند و مقرر گردیده بود پس از مدت یك ماه ماموریت تقویت پاسگاه‌های مرزی به یكی دیگر از گروهان‌های رزمی گردان واگذار شود. عصر روز جمعه 15 شهریور بود و من آماده تحویل پست افسر نگهبانی پادگان شماره یك اهواز به افسر نگهبان جدید بودم كه پیك مركز پیام لشكر 92 یك نامه سری را آورد. پاكت را كه باز كردم دیدم ماموریت جدیدی را ركن سوم ستاد لشكر 92 به گردان واگذار كرده است و خیلی صریح و مختصر دستوری با این مضمون صادر شده بود، حركت كنید و به عنوان نیروی پرده پوشش لشكر از پاسگاه مرزی نهر عنبر در جنوب موسیان تا پاسگاه صفریه در شمال بستان در منطقه استقرار یافته و نتیجه را گزارش كنید. بلافاصله پس از تحویل و تحول مسوولیت نگهبانی وارد دفتر كارم در پادگان شدم و با احضار فرماندهان و مسوولان ستاد گردان از عصر همان روز به انجام اقدامات لازم برای كسب آمادگی گردان مشغول شدیم.


بعد از دریافت این نامه سری اولین اقدامی كه انجام دادید چه بود؟

ابتدا فرماندهان گردان‌ها و مسوولان ستاد گردان را احضار كردیم. سپس در جلسه‌ای ماموریت جدید ابلاغ گردید، تجزیه و تحلیل ماموریت صورت گرفت، وظایف بخش‌های مختلف ستاد و یگان‌ها و كارهایی كه قبل از حركت به محل جدید باید انجام می‌شد فهرست‌بندی و اولویت‌ها مشخص شد. برای روشن شدن موضوع لازم به یادآوری است كه هر گردان دارای ده‌ها تن مهمات بار مبنا و به همان اندازه نیز بار مهمات ذخیره عملیاتی است. علاوه بر آن باید خواربار 15 روزه مورد نیاز گردان بارگیری می‌شد. باید تانك‌بر، برای حمل تانك‌ها و نفربر‌های زرهی شنیدار گردان در اختیار قرار می‌گرفت تا خودرو‌های زرهی روی آنها برای حركت به محل جدید بارگیری می‌شدند، اما چون در آن شرایط تانك‌برهای یگان‌های ترابری نیروی زمینی در استان موجود نبود، ناگزیر باید از تریلرهای شخصی استفاده می‌شد و با هماهنگی پلیس راه اهواز تریلر‌های مورد نیاز جهت دریافت كرایه حمل از لشكر و بارگیری بار و بنه گردان به پادگان اهواز هدایت می‌شدند. كار سختی بود زیرا راننده‌های تریلر‌ها و خودرو‌های شخصی سرعت حركت به مقصد را خواستار بودند و این امر با توجه به مقررات و فرهنگ سازمانی نظامیان و ملاحظات اساسی حركت و جابه‌جایی یگان‌های نظامی مغایرت داشت و محموله آنها اكثرا تانك‌ها و سایر خودرو‌های زرهی یا مهمات بنه گردان بود كه رعایت احتیاط همه‌جانبه در حین حركت ضرورت داشت.

به طور مرتب باید به رانندگان هشدار می‌دادیم كه حداكثر سرعت آنها از سرعتی كه برای یگان‌های گردان تعیین شده است بالاتر نرود زیرا بسیار خطرناك است و امكان بروز انفجار محموله‌ها وجود دارد. پس از ورود گردان به مواضع عین‌خوش، مدت 3 روز شناسایی منطقه واگذاری به گردان در خط پاسگاه‌های مرزی به طول انجامید.

علت این عدم آمادگی به چه خاطر بود؟ آیا این وضعیت بعد از پیروزی انقلاب اسلامی به وجود آمده بود؟

بله. سازمان‌ها از نظر نیروی انسانی تكمیل نبودند، به همین دلیل شما می‌دیدید كه بسیاری از تجهیزات آماده است، اما نیروی آماده‌ای نبود كه متولی آن شود. به عنوان نمونه این را بگویم كه مثلا در لشكر 92 استعداد نیرو‌های انسانی موجود در مشاغل افسری، درجه‌داری و سربازی نسبت به سقف پیش‌بینی شده در جداول سازمانی یگان‌ها كمبود داشت. پس از طی دوره فرماندهی و ستاد، برابر طرح تقسیم ابلاغی باید مجددا به لشكر 92 اهواز اعزام می‌شدم، به علت مشكلات خانوادگی تقاضا داشتم به مشهد اعزام شوم، اما به من ابلاغ شد كه هم‌اكنون لشكر 92 خوزستان، 30 درصد سازمان خود افسر دارد. یعنی اگر یك یگان باید 100 نفر افسر داشته باشد، ‌30 نفر افسر موجود دارد. در حالی كه برخی از لشكرها در سایر مناطق بالغ بر 130 درصد سقف سازمانی خود افسر دارند. اوضاع به قدری بهم ریخته بود كه حفظ استعداد نیروی انسانی یگان‌ها تا حد زیادی از دست فرماندهان خارج شده بود و در صورت مخالفت فرمانده با جابه‌جایی‌های نیروی انسانی، متقاضیان جابه‌جایی از كانال‌های دیگری خواسته خود را پیگیری و عملی می‌ساختند. روزی برای بازدید از تیپ 3 زرهی لشكر 81 زرهی به شبه جزیره فاو در خاك عراق رفته بودم، هنگام مراجعت در ساحل شرقی اروندرود، افسری زرهی تعریف می‌كرد پس از پیروزی انقلاب از لشكر 92 به شهربانی ساری منتقل شده بود. این یعنی فاجعه! چون یك ارتشی با وظایف پلیس آشنا نیست، اما به قدری اوضاع آشفته شده بود كه چنین جابه‌جایی‌هایی صورت می‌گرفت.

از ماموریت گردان تحت فرماندهی خود می‌گفتید... .

بله. در عصر روز 30 شهریور 1359 تلكسی از لشكر 92 آمد كه لشكر یك مكانیزه عراق در محور نفوذی العماره، چنانه، ‌جسر نادری و دزفول شروع به حركت كرده و به مرز نزدیك می‌شود و لشكر 10 زرهی عراق نیز در جناح چپ و شمالی لشكر یك مكانیزه و در برابر مواضع عین‌خوش در حال پیشروی به خط مرزی است. باید بگویم این معبر استعدادی در حد سپاه دارد، یعنی تا 4 لشكر می‌توانند در آن محور وارد عمل شوند، لیكن ارتش عراق در آغاز جنگ با دو لشكر در این منطقه وارد عمل شد.

این اتفاق در همان روز 31 شهریور رخ داد؟

بله. در نخستین ساعات بامداد روز 31 شهریور ماه حمله ‌یگان‌های عراقی از مرزهای بین‌المللی در منطقه گردان به خاك ایران آغاز و یگان‌های گردان با نیرو‌های متجاوز درگیر شدند. حركت یگان‌های ارتش عراق سریع بود. یگان‌ها تقاضای كمك می‌كردند چون دائما در حال محاصره شدن بودند. گردان نیز به طور مرتب وضعیت منطقه را به لشكر مخابره و تقاضای تغییر ماموریت می‌كرد. تا این كه لشكر حدود ساعت 11 صبح روز 31 شهریور تغییر ماموریت گردان را ابلاغ كرد، تا با استفاده از معابر مناسب موجود عمل تاخیری را انجام دهید و در پهلوداری جناح راست تیپ 2 در شرق روستای عین‌خوش قرار گیرید. یعنی برای جلوگیری از محاصره كامل یگان‌های گردان توسط لشكر‌های یك مكانیزه و 10 ‌زرهی عراق ضمن مبادله آتش و اجتناب از درگیری قطعی حداقل زمین را با حداكثر زمان مبادله و با استقرار در جناح راست مواضع عین‌خوش مانع از محاصره یگان‌های تیپ 2 زرهی توسط یگان‌های دشمن شوید.

این عقب‌نشینی ناشی از ضعف ارتش ایران بود یا یك روش جنگی محسوب می‌شد؟

متاسفانه طوری در جامعه جا افتاده كه عملیات تاخیری را بسیار كم اهمیت تلقی می‌كنند و این مساله بسیار زیانبار است. طی واحدهای آموزشی نظری و عملی برای دانشجویان مقاطع تحصیلات عالی و تكمیلی در زمینه عملیات تأخیری، ملاحظات و قواعد اساسی، اصول و اهداف عملیات، نحوه تقسیم نیروها و روش‌های اجرای عملیات، انواع مواضع تأخیری و نحوه نظارت و هدایت عملیات، در زمره سرفصل‌های اصلی آموزشی در كمیته‌های عملیات و تاكتیك دانشگاه‌های معتبر نظامی جهان است. اهمیت اجرای عملیات پدافندی و نیز اجرای عملیات تأخیری، عقب‌نشینی و عقب‌روی به عنوان زیرمجموعه‌های عملیات پدافندی، برابر روش‌های علمی در شرایطی كه ضرورت ایجاب می‌كند، اگر بیشتر از اهمیت عملیات آفندی و تك‌های موفقیت‌آمیز به مواضع دشمن نباشد، حداقل همسطح آنهاست. اجرای صحیح عملیات تاخیری، عقب‌نشینی و عقب روی توسط ارتش‌های برخی از كشورها در جنگ‌های جهانی، به عنوان مثال ارتش اتحاد جماهیر شوروی سابق در برابر ارتش آلمان نازی در جنگ دوم جهانی و نیز موارد مشابه در جنگ‌های منطقه‌ای بین همسایگان، سبب جلوگیری از شكست این قبیل كشورها توسط نیروهای نظامی كشور متخاصم و فراهم‌سازی شرایط مناسب برای كسب پیروزی نهایی آنها در جنگ شده است. بدیهی است اظهارنظرهای غیركارشناسانه و قضاوت‌های سطحی در مورد این عملیات تاكتیكی اثر بخش، در هر جامعه‌ای سبب انحراف افكار عمومی آن جامعه نسبت به حقایق و ضرورت‌های اجتناب‌ناپذیر اتخاذ تصمیمات تاكتیكی براساس واقعیت‌ها و اقتضای شرایط صحنه‌های مختلف نبرد می‌گردد و برای مصالح جامعه زیان‌آور است.

تصمیم‌های راهبردی یا تاكتیكی براساس ارزیابی‌های راهبردی یا برآوردهای عملیاتی، اطلاعاتی و سایر برآوردهای ستادی و با توجه به قابلیت‌های خودی و دشمن و واقعیت‌های عینی موجود در صحنه‌های نبرد و میدان‌های رزم، در قالب فرآیندهای عقلایی و علمی اتخاذ می‌گردد. گزینش نوع عملیاتی كه باید به اقتضای شرایطی ویژه در زمان و مكان معینی در میادین رزم اجرا شود و نیز قضاوت در این زمینه‌ها، در صلاحیت متخصصان و كارشناسان علوم نظامی حاضر در صحنه‌های نبرد قرار دارد.

اما خب حق بدهید با توجه به شرایط آن موقع چنین تصور شود كه ارتش هنوز صلابت خود را نیافته و هنگام حمله عراق غافلگیر شده و ناچار دست به عقب‌نشینی زده است!

نه این گونه نباید تصور شود. حتی ممكن است قوی‌ترین ارتش هم مورد حمله قرار بگیرد اما به اقتضای شرایط یا تدابیر جنگی ویژه‌ای، «عملیات تاخیری» انجام بدهد. مثال می‌زنم. در سال 1941 میلادی، ‌آلمان نازی از توافق با شوروی سابق در زمینه اشغال و تقسیم كشور لهستان به دو بخش شرقی و غربی بین دو كشور، عدول كرد و پس از تسخیر لهستان نیروهای ارتش آلمان حمله خود را به سمت خاك اتحاد جماهیر شوروی آغازكردند. ارتش شوروی نیز در مقابل تجاوز نظامی آلمان به موازات تخلیه شهرها و كارخانه‌ها، منطقه لنینگراد در شمال، مناطق اكراین و روسیه سفید در مركزجبهه و شبه جزیره كریمه در جنوب را رها كرد و تا نزدیكی مسكو (25 مایلی غرب مسكو) عقب‌نشینی كرد و ارتش آلمان را با زمین سوخته مواجه ساخت. شوروی با این كار ضمن به حداقل رسانیدن ویرانی‌ها، خسارات و تلفات انسانی خود، خطوط تداركاتی ارتش آلمان را بسیار طولانی كرد و یگان‌های آلمانی را در شرایط سخت و یخ‌بندان منطقه در زمستان سال 1941، زمینگیر كرد. ارتش شوروی با اجرای عملیات كمین و دستبرد ضربات سهمگینی را به یگان‌های ارتش آلمان وارد ساخت و با این عقب‌نشینی به اقتضای شرایط صحنه‌های نبرد، توانست با همكاری و حمایت نظامی متفقین ارتش آلمان را شكست دهد .

اما ما داریم درباره جنگ ایران و عراق صحبت می كنیم...

بله. می خواهم بگویم عملیات تاخیری برخاسته از دانش نظامی و متناسب با شرایط جبهه و نیروها اتخاذ می شود.

تصمیم به اجرای عملیات تأخیری در آغاز تجاوز ارتش عراق توسط یگان‌های لشكر 92 زرهی و معدود یگان‌های تقویتی آن، از جمله در محور شمال‌غربی خوزستان بسیار حیاتی بود و باعث حفظ نیروها، تانك‌ها، توپ‌ها، مهمات و نیروهای انسانی شد. كافی بود گردان 283 و تیپ 2 دزفول در همان منطقه عین خوش می‌ماندند، فكر می‌كنید چه اتفاقی می‌افتاد؟ لشكر 10 زرهی عراق با پشتیبانی‌های سنگین توپخانه و هوایی به طور جبهه‌ای در حال پیشروی بود و همزمان با آن یگان‌های لشكر یك تفنگدار موتوریزه عراق در معابر جناحی تك خود را آغاز كرده و قادر خطوط عقبه یگان‌های خودی را در مناطق سه‌گانه دشت ‌عباس، شرق ارتفاعات علی گره زد یا منطقه سه‌راهی سرخه و جسر نادری قطع كرده و آنها را محاصره كنند. اگر نیروهای ایرانی در مواضع عین خوش تن به درگیری قطعی در جنگی نا برابر با یگان‌های لشكر 10 زرهی عراق می‌دادند، قطعا محاصره می‌شدند و این یعنی از بین رفتن میلیون‌ها دلار سرمایه‌های كشور و تلفات سنگین و غیرقابل جبران انسانی. یگان‌های خودی در منطقه مورد بحث با اجرای عملیات تاخیری توانستند از روز 31 شهریور تا عصر 4 مهر، به مدت 5 روز زمان كسب كرده و سر انجام با كشانیدن نیرو‌های عراقی به زمین و شرایط نامناسب و با بهره‌گیری از فرصت مانع طبیعی رودخانه كرخه و تن دادن به درگیری قطعی پیشروی ارتش عراق را در غرب رودخانه كرخه سد كنند.

آیا واقعا تنها راه همین بود؟

خود را جای فرمانده بگذارید، تعدادی از نیروهای یگان در محاصره‌اند، برخی به اسارت درآمده‌اند و شما در عین حال باید مأموریت دیگری را هم به عهده بگیرید. به همین دلیل، شبانه ضمن هماهنگی با سركار سرگرد دهقان سرپرست موقت تیپ 2 زرهی دسته موشك‌انداز تاوگردان در جناح راست تیپ ابقا و باقیمانده گروهان‌ها به منطقه تپه‌های ورودی تنگ ابوغریب جابه‌جا شدند و به طور تعجیلی تا صبح روز یكم استقرار یافتند. حدود ساعت 4 صبح به گروهان دوم ابلاغ گردید با رعایت تامین به سمت مواضع عین خوش حركت و به گردان ملحق شود و عقب روی و الحاق آن باغافلگیر ساختن یگان‌های عراقی بدون حادثه جدید باموفقیت اجرا گردید. روز یكم مهرماه حدود ساعت 10 صبح ریاست جمهوری وقت، ریاست ستاد مشترك ارتش و فرمانده گروه اطلاعات رزمی لشكر 92 به مواضع تیپ 2 در عین خوش وارد شدند. همزمان با حضور آنان مأموریت اجرای عملیات تاخیری به یگان‌ها ابلاغ گردید.

لازم به یادآوری است كه یك لشكر با برخورداری از درجه یك آمادگی رزمی، براساس قواره‌های تاكتیكی معمول در اكثر ارتش‌ها، با توجه به نوع زمین، تنها قادر است در عرض بین 16 تا 18 كیلومتر در برابر تك هماهنگ شده و سنگین یگان‌های متجاوزی كه استعدادی حداكثر دو یا سه برابر آن دارند پدافند كند. در حالی كه در آغاز جنگ، لشكر 92 مسوولیت منطقه‌ای به عرض حدود 300 كیلومتر از موسیان تا خرمشهر را برعهده داشت.

پس درگیری واقعی شما با نیروهای دشمن چه زمانی آغاز شد؟

عصر روز چهارم مهر وضعیت منطقه غرب دزفول بسیار بحرانی شد. یگان‌های عراقی با پشتیبانی سنگین هوایی تا غرب و جنوب‌غربی سه‌راهی سرخه پیشروی كرده بودند و بین یگان‌های لشكر 10 زرهی و یك مكانیزه عراق الحاق صورت گرفته بود. خطر درگیری قطعی بین یگان‌های خودی با نیروهای دشمن قریب‌الوقوع شده بود و این حادثه با ملاحظات اساسی «عملیات تأخیری» مغایرت داشت و درصورت وقوع به نفع نیروهای عراقی و به زیان نیروهای خودی بود.

عبورارتش عراق از رودخانه كرخه باتوجه به حجم ویرانگری‌ها و تبعات زیانباری كه در پی داشت در آن شرایط بحرانی برای هیچ‌فردی، به‌ویژه برای گردان 283 كه به صورت عینی عمق فاجعه رامی دید، قابل قبول و قابل تحمل نبود. گردان در اتخاذ تصمیمی سرنوشت‌ساز مورد هدایت و یاری ذات اقدس خداوند واقع گردید و با استقرار در ساحل شرقی مانع طبیعی رودخانه كرخه و خط الرأس‌های نظامی ارتفاعات كمانه بزرگ به عنوان تنها یگان خط مقدم نبرد و تنها گزینه موجود تصمیم به درگیری قطعی و دفاع قاطع در امتداد ساحل رودخانه با هدف سد پیشروی یگان‌های عراقی در غرب جسر نادری گرفت.

گروهان‌های رزمی گردان و نیز 6 دستگاه نفربر های، ام ـ 113 دسته موشك‌انداز تاو گردان از عصر روز چهارم مهر 1359 تا صبح روز پنجم مهر 1359 با نظارت مستقیم فرماندهان گروهان‌ها و گردان در بهترین و مشرف‌ترین مواضع ممكن استقرار پیدا كردند.

هدفی كه از این ماموریت‌ها دنبال می‌كردید دقیقا چه بود؟

هدف گردان این بودكه پیشروی نیروهای دشمن را در غرب كرخه متوقف سازد. از عصر روز پنجم مهرماه 1359 حمله سنگین یگان‌های زرهی و تفنگدار موتوریزه ارتش عراق با پشتیبانی‌ آتش توپخانه و بمباران‌های هوایی برای تصرف ساحل دور رودخانه كرخه و عبور از پل و گدارهای موجود در شمال و جنوب آن آغاز شد.

تعداد 3 دستگاه تانك و 2 دستگاه نفربر زرهی یگان‌های عرا قی كه از سمت پاسگاه جسر نادری به سمت پل سرازیر شده و با آتش و حركت در حال پیشروی بودند، هدف موشك‌های تاو وتانك‌های گردان قرار گرفتند و با صدای مهیبی همراه با نفرات و مهمات محموله خود منفجر و شعله‌ور شدند، نفرات پیاده دشمن نیز كه در حال پیشروی به طرف رودخانه بودند، براثر آتش شدید تانك‌ها و سایر سلاح‌های انفرادی و اجتماعی گردان و نیز پشتیبانی‌های پر حجم آتش‌گردان 320 توپخانه كمك مستقیم تیپ 2 زرهی و آتشبار 175 میلیمتری كه قبل از ظهر همان روز به منطقه وارد شده بود، با تحمل تلفات، زمینگیر شدند و یگان‌های مهاجم عراقی با از دست دادن تعدادی از تانك‌ها، نفربرها و نفرات خود، ناچار به عقب‌نشینی تا پشت پاسگاه جسر نادری شدند. در عصر روز ششم مهرماه 1359 نیز، یگان‌های عراقی، حملات سنگین دیگری را با پشتیبانی‌های پر حجم آتش توپخانه و بمباران‌های هوایی برای عبور از كرخه آغاز كردند، تعدادی از نفرات پیاده یگان‌های عراقی تا سواحل رودخانه كرخه در جنوب پل پیش‌روی كردند و برخی از آنها در گدار جنوبی رود خانه وارد آب شدند، لیكن بر اثر آتش تیربارهای گردان به هلاكت رسیدند. تعدادی از تانك‌ها و نفربرهای مهاجم عراقی نیز بر اثر اصابت موشك‌های تاو و آتش تانك‌های گردان د چار انفجار شدید شدند. تك یگان‌های عراقی برای عبور از پل، این بار نیز بر اثر پایمردی‌های رزمندگان گردان درخط مقدم نبرد و حجم آتش سنگین گردان 320 توپخانه و آتشبارهای 175 م‌م و كاتیوشا و نیز تلفات و صدمات وارده به نیروهای مهاجم در هم شكسته شد و واداربه عقب‌نشینی به مواضع قبلی خود شدند.

آیا در این مدت افرادی از نیروهای شما شهید هم شده بودند؟

بله . در این مرحله، یكی از سربازان گردان در دامنه غربی ارتفاعات كمانه بزرگ و در حدود 20 متری جلو سنگر گروه فرماندهی گردان، مورد اصابت تیر مستقیم توپ تانك دشمن قرارگرفت و در اثر شدت ضایعات وارده در همان ثانیه اول به شهادت رسید، گروهبان یكم رسولی یكی از درجه‌داران شجاع گروهان یكم در جناح چپ نیز به شهادت رسید و گروهبان دوم محمد رجبی یكی از 6 نفر تیراندازان شجاع و حماسه‌ساز موشك‌اندازهای تاو گردان از ناحیه حنجره مورد اصابت تیر مستقیم دشمن قرار گرفت و در راه انتقال به بیمارستان پایگاه وحدتی، در پانزدهمین روز پس از جشن دامادی خود، به فیض شهادت نایل گشت. یگان‌های عراقی هم برای سومین بار صبح روز هفتم مهرماه 1359، تك سنگین دیگری را برای عبور از كرخه آغاز كردند كه این بار نیز همانند روز‌های گذشته با مقاومت سرسختانه رزمندگان گردان و حجم آتش سنگین و كوبنده گردان 320 توپخانه و آتش‌های سنگین آتشبارهای 175 م‌م و كاتیوشا مواجه شدند كه قبل از ظهر روزهای پنجم و ششم مهرماه به منطقه وارد شده و تقویت آتش‌گردان 320 قرار گرفته بودند و در نتیجه باتحمل ضایعات و تلفات سنگین وادار به عقب‌نشینی به پشت پاسگاه جسرنادری، تا سه‌راهی سرخه شدند و انگیزه خود را برای ا جرای حمله بعدی ازدست دادند. با توجه به نقش‌آفرینی ویژه دسته موشك‌انداز تاو گردان در سد كامل پیشروی دشمن و به منظور قدردانی و تقویت روحیه تیراندازان دسته موشك‌انداز تاو كه در روز ششم مهرماه، یكی از همرزمان شجاع خودرا نیز از دست داده بودند، برای تعداد 5 نفر تیراندازان سازمانی موجود و نیز 2 نفر دیگر از درجه‌داران شجاع گردان كه هر یك به نحوی در تقویت توان رزمی دسته موشك‌انداز تاو نقشی اساسی داشتند، طی ارسال گزارشی تله‌تایپی از گردان به آج لشكر 92، تقاضای یك درجه تشویقی شد كه مورد تصویب لشكر واقع و مراتب ارتقای درجه آنها به گردان ابلاغ شد.

تاثیر بركناری بنی‌صدر بر تركیب‌بندی جبهه‌ها چه بود؟ آیا با كنار گذاشته شدن بنی‌صدر تغییر زیادی در تاكتیك‌ها و استراتژی‌ها روی داد؟

بهتر آن است كه واژه تاكتیك را در سطح مدیران ملی به كار نبریم، چون تاكتیك واژه‌ای برای اطلاق به حركات، مأموریت هاوعملیات رزمی در رده یگان‌های لشكر به پایین است.

پس به‌جای تاكتیك چه باید بگوییم؟

معمولا در سطح ملی بیشتر از واژه‌های سیاست اجرایی جنگ یا راهبرد اجرایی جنگ استفاده می‌گردد. رده‌ها، یا سطوح تصمیم‌گیری در كشورها عبارتند از: ‌سطح ملی، ‌سطح اجرایی، ‌سطح عملیاتی و سطح تاكتیكی. هر كدام از اینها یك حیطه مسوولیت ویژه‌ای ‌دارند. حیطه تصمیم‌گیری رئیس‌جمهور در سطح ملی است و در تمام كشورها روسای جمهوری معمولا دخالتی در تصمیم‌گیری‌های صحنه‌های تاكتیكی ندارند. از جمله بنی‌صدر هم هیچ‌گونه دخالت محسوسی در تصمیم گیری‌های تاكتیكی میادین رزم نداشت. البته مأموریت‌های نظامی در كشورها معمولا، پس از تبادل‌نظرها و تهیه برآوردهای راهبردی لازم در ستاد كل نیروهای مسلح كشورها و پس از تصویب فرماندهی كل قوا به بالاترین رده نیروهای نظامی مختلف ابلاغ می‌گردد.

همزمان با مقاومت رزمندگان در جبهه‌ها، در داخل كشور نیز تحولات سیاسی در جریان بود و در طول 8 سال جنگ تحمیلی، اتفاقات سیاسی زیادی به‌وقوع پیوست. آیا این تحولات بر عملكرد نیروهای نظامی در جبهه و بویژه ارتش تاثیر می‌گذاشت؟

بله مسلما تاثیر داشت. خاطرم هست عملیاتی را باید عصر هشتم شهریور 1360 انجام می‌دادیم اما با توجه به واقعه ناگوار و تاسف بارانفجاری كه در محل دفتر نخست وزیری رخ داده بود همه در آستانه اجرای آن عملیات متأثر شدند و دستور داده شد كه عملیات اجرا نشود. این دستور موقعی صادر شد كه نیروهای گردان از مواضع پراكندگی خود به مواضع تك حركت كرده بودند و با توجه به نزدیكی مواضع دشمن، در اثر صدای حركت تانك‌ها و خودروهای شنیدار گردان،‌ اصل غافلگیری كاملا از بین رفته بود. عملیات در صبح روز یازدهم شهریور اجرا شد و دشمن كاملاً منطقه را زیر نظر داشت و غافلگیر نشد و تلفات سنگینی را یگان‌های خودی متحمل شدند؛ بنابراین در جواب شما باید بگویم كه بله حوادث سیاسی داخلی بر عملیات نظامی تاثیر داشتند، هرچند در نهایت هیچ تاثیر اساسی در عزم راسخ رزمندگان برای آزادسازی مناطق مرزی كشور از اشغال نیروهای متجاوز عراقی به‌وجود نیامد.

 

مریم جمشیدی

 گروه سیاسی روزنامه جام جم؛ چهارشنبه 24 اسفند 1390

http://www.jamejamonline.ir/newstext.aspx?newsnum=100855050066


http://www.inetres.com/gp/military/cv/inf/M113/M113A1_tow2.jpg

یک نفربر ام 113 همراه  با یک موشک انداز تاو بر روی آن



در صورت استفاده در سایر وبلاگها و سایتها لینک مطلب در Wars and history و نام نویسنده و یا مترجم را ذکر کنید.



محسن رضایی: در فرهنگ دریا زندگی کنید!


هر دم از این باغ بری می رسد


شلیک موشک ضد تانک تاو توسط کبرانی ایرانی و هدف قرار دادن تانک عراقی


آخرین لحظات زندگی یک مرزبان ایرانی


یک سند تاریخی درباره جنگ ایران و عراق


پوستری از انفجار بمبهای سری مارک MK و آشنایی با این بمب


کمبود فضای حیاتی، علت حمله صدام به ایران


تصاویر هلی بورن کماندوهای ارتش در زمان جنگ تحمیلی


مصاحبه با تیمسار حسنی سعدی


ایران و عراق پس از آغاز جنگ 8 ساله بین دو کشور در چه تاریخی روابط سیاسی خود را قطع کرده و سفارتخانه هایشان را در کشور دشمن تعطیل کردند؟


عملیات رمضان المبارک؛ فاو چگونه سقوط کرد؟قسمت اول


عكسی تكان‌دهنده از شهدای میدان مین در عملیات رمضان