سه شنبه 1 فروردین 1391 06:00 ب.ظ نظرات ()

در این سایت مصاحبه ای از سردار غلامعلی رشید نقل شده که در گوشه هایی از آن به مسئله خیانت بنی صدر در جنگ پرداخته شده است. خواندن ش خالی از لطف نیست.

مواضع بنی‌صدر در مورد جنگ را چطور ارزیابی می‌کنید؟ بنی‌صدر واقعا قصد تضعیف جبهه داخلی را داشت؟

ببینید صحبتی از بنی‌صدر راجع به قبل از جنگ وجود دارد که می‌گوید به ما حمله نمی‌شود. این تحلیل ممکن است دال بر خطای دید باشد. بدون تردید بنی‌صدر می‌خواست ما در جنگ پیروز شویم، اما روش‌های او روش‌های درستی نبود. در مورد اینکه آیا بنی‌صدر خائن بود یا نه، نگاه افرادی که او را خائن بالفطره می‌دانند یک نگاه افراطی است. به نظر من از وقتی که بنی‌صدر در حوزه سیاست داخلی با سازمان مجاهدین خلق علیه حاکمیت پیوند برقرار کرد عمل او خیانتکارانه است. می‌خواهم بگویم که خیانت بنی‌صدر در حوزه داخلی است نه در حوزه جنگ. هر چند که در حوزه جنگ مدیریت مقبولی نداشت. حالا بعضی‌ها این عدم مقبولیت روش‌ها را دال بر خیانت او می‌دانند که به نظر من این طور نبود. بنی‌صدری که در جبهه جنگ ترک (پشت) موتور می‌نشست و به خطوط مقدم سر می‌زد نمی‌تواند خائن باشد. من یقین دارم که بنی‌صدر می‌خواست در جنگ پیروز شویم، ولیکن می‌خواست از پیروزی در جنگ، برای پیروزی جناح خود در داخل حاکمیت بهره بگیرد. دوست داشت در جنگ پیروز شود تا در تهران حرف اول را بزند و رقبای خود را منزوی کند. خوب این اسمش خیانت جنگی نیست، اما اینکه آیا می‌توانست با این روش‌ها از پس عراق برآید؟ به نظر من نمی‌توانست، چون از پتانسیل‌های ملی ـ مردمی نمی‌توانست استفاده کند. حالا اینکه چرا نمی‌توانست از این پتانسیل‌ها استفاده کند بخشی از آن به دلیل مشاورانش بود و بخشی به خاطر دیدگاه‌هایش و بخشی هم به خاطر رقابت‌های داخلی بود.

سردار علت انگیزه بنی صدر را در راه رسیدن به پیروزی در جنگ با عراق همان مسئله ای عنوان می کنند که خود بنی صدر هم در خاطراتش بیان کرده است. یعنی وی قصد داشته تا با این پیروزی بتواند دهان مخالفانش را ببندد ولی خوب مخالفان بنی صدر زرنگتر از این حرفها بوده اند و گاهی چوب لای چرخش گذاشته اند. بخوانید

یعنی برخی گروه‌ها نمی‌گذاشتند که بنی‌صدر کارش را انجام دهد؟

 

در واقع شدنی نبود. وقتی امام دستور تشکیل ارتش بیست میلیونی را آذر ۱۳۵۸ داد و در اسفند ۱۳۵۸ حکم فرماندهی کل قوا را برای بنی‌صدر صادر کرد، بنی‌صدر می‌گفت این ارتش بیست میلیونی بسیج باید زیر نظر من باشد، اما ساختار و ماهیت بسیج از جنس سپاه بود و سپاه هم خود برای عملی شدن این تدبیر اقدام کرده بود ولی بنی‌صدر می‌خواست ساختار و سازمان بسیج را آن طور که می‌پسندد بچیند. لذا تا زمانی که بنی‌صدر عزل نشده بود ۲ سازمان بسیج داشتیم که یکی تحت پوشش سپاه و دیگری تحت پوشش تیم بنی‌صدر بودند. بسیج رسمی تحت پوشش بنی‌صدر بود و فرمانده بسیج رسمی را او تعیین کرده بود و مجاهدین خلق هم به جهت جلب حمایت بنی‌صدر از این موقعیت سوء‌استفاده می‌کردند و در سازمان بسیج و آموزش آن نقش داشتند و دسترسی‌شان به تجهیزات آنان آسان بود. قدر مسلم نفوذ مجاهدین در بسیج اقدامی خطرناک و خائنانه تلقی می‌شد و اینها مشکلات کار بود.

بقیه مصاحبه را ذکر نمی کنم چون درباره مسائل مطرح شده بحث دارم و شما را به مطالعه کامل متن در منبع اصلی دعوت می کنم.

رضاکیانی موحد