جنگها و تاریخ

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

جنگ مدیا

← آمار وب سایت

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :


Think,Befor We Act

/ساعتی در خود نگر تا كیستی/ از كجائی وز چه جائی چیستی/ در جهان بهر چه عمری زیستی/ جمع هستی را بزن بر نیستی

تزار یا رئیس جمهور


امنیت؛ از گذشته تا امروز

حافظه تاریخی روسها تجربیات تلخی از تهاجمهای خارجی در خود اندوخته است. دفع تهاجم مغولها در قرن 12 میلادی و تهاجم ناپلئون در قرن نوزدهم برای روسها گران تمام شد. اما تهاجم هیتلر در جنگ جهانی دوم از همه بدتر بود و از روسیه ویرانه ای برجای گذاشت. به همین دلیل امنیت همیشه در صدر اولویتهای زمامداران مسکو قرارداده است.

پس از پایان یافتن جنگ جهانی دوم استالین تصمیم گرفت با اشغال و تسلط بر اروپای شرقی کاری کند که تهاجم خارجی دیگر هیچگاه برای روسیه اتفاق نیافتد. اگر قرار بود تهاجمی از غرب انجام شود کشورهای اروپای شرقی باید نقش سپر را بازی می کردند تا آسیبی به سرزمین اصلی روسیه وارد نشود. ارتش سرخ دیگر نباید در خاک خود می جنگید.

البته امنیت خارجی تنها دغدغه فکری حاکمان کرملین نبوده است. از دوران تزارها تا حکومت کمونیستها، پلیس مخفی نقشی اساسی در سرکوب مخالفین دستگاه سیاسی داشته است. پلیس مخفی تزارها بیشتر به تبعید مخالفین به روسیه اکتفا می کرد اما کا.گ.ب ترجیح می داد تا با برگزاری دادگاه های فرمایشی و گرفتن اعتراف از مخالفین سرمشقی برای مخالفتهای بالقوه بعدی بوجود آورد.

در دوران برژنف کا.گ.ب به یکی از بزرگترین سیاستگذاران مسکو تبدیل شد و بسیاری از برنامه های سیاسی ،در عرصه داخلی و خارجی، قبل از تصویب  باید از فیلتر کا.گ.ب عبور می کرد.


پوتین کیست؟

با سقوط حکومت کمونیستی در سال 1991 موجی از آشفتگی های سیاسی و اقتصادی روسیه را در خود فروبرد. در سال 1999 بوریس یلتسین چهره ای نسبتا ناشناخته را به عنوان نخست وزیر روسیه انتخاب کرد. یکی از روسای سابق کا.گ.ب و ارشدترین افسران اطلاعاتی این سازمان در راس دولت قرارگرفت و نگرانی های امنیتی این سازمان را نیز به همراه خود آورد.

ولادیمیر پوتین در سال ۱۹۵۲ میلادی، در شهر لنینگراد سن‌پترزبورگ متولد شد. او پس از فارغ‌التحصیلی در رشته حقوق و اقتصاد به عنوان افسر اطلاعاتی در آلمان شرقی خدمت می‌کرد.


http://wars-and-history.persiangig.com/75dd2cd0fae6e769bf490fbe85bdfdf148b03d0d_m.jpg


در اوایل دهه ۱۹۹۰ میلادی، پوتین برای مدتی مشاور شهردار سن‌پترزبورگ شد و پس از آن به مسکو رفت تا وارد تشکیلات حکومتی بوریس یلتسین شود. یلتسین در سال ۱۹۹۹ میلادی او را به نخست‌وزیری منصوب کرد. پوتین سال بعد از آن، برنده اتنخابات شد و اولین دور ریاست‌جمهوری خود را آغاز کرد. از آن زمان تا کنون پوتین همه کاره روسیه شده است وهنوز هم تمام اهرم های قدرت را در دست دارد. او ابرقدرتی از هم پاشیده و آشفته را تحویل گرفت و سعی کرد تا روح قدرت را دوباره به درون آن بدمد.

دوران پوتین

از زمان روی کار آمدن ولادیمیر پوتین انسجام این کشور در سیاست هایش بیشتر شد و روسیه از آن حالت وادادگی در دوره یلتسین درآمد و به یک غرور ملی و قدرت نمایی مجدد بازگشت.

در این دوران شرایط اقتصادی روسیه بهتر شده و قابل قیاس با آنچه در دهه نود نیست. پوتین اجازه داد تا سرمایه های خارجی روانه کشور شود و سرمایه داران داخلی نیز به تولید و انباشت ثروت بپردازند. افزایش قیمت گاز و نفت ،بزرگترین منابع ارزی روسیه، نیز به کمک پوتین آمدند تا او بتواند زودتر اقتصاد خراب روسیه را سازمان دهد. امروزه بسیاری در روسیه او را به چشم یک ناجی ملی نگاه می کنند.اما نظام اقتصادی روسیه فسادآور نیز بوده است. دولتی بودن برنامه های توسعه ای و سرمایه گذاری موجب شده است تا نظام رانتی تقویت شود و فساد مالی نه تنها نسبت به گذشته کمتر نشود بلکه بی مهارتر از قبل به نظر برسد.

البته زمامداری پوتین چندان هم بی دردسر نبوده است. درگیری های چچن، مقابله با نفوذ ناتو به اروپای شرقی، برنامه های ضدموشکی ناتو و مخالفین داخلی برای او دردسر ساز بوده اند.

پوتین پس از دو دوره زمامداری ناچار بود که کاخ کرملین را ترک کند اما با تیزهوشی ذاتی خود توانست یکی از دوستان نزدیک خود را به جای خود در کاخ کرملین بفرستد و خود دوباره به مقام نخست وزیری اکتفا کند. تقریبا تمام تحلیلگران سیاسی اعتقاد دارند که دوران ریاست جمهوری در حقیقت ادامه دوران ریاست جمهوری پوتین بوده است و دمیتری مدودف تنها به عنوان ماشین امضای برنامه های پوتین در کاخ کرملین به سر می برده است.


انتخابات

روشن بود که پوتین پس از پایان ریاست جمهوری مدودوف خود را دوباره کاندید ریاست جمهوری روسیه کند. این امر با مخالفت عده ای در روسیه روبروشد که اعتقاد داشتند پوتین در پی احیای نظام دیکتاتوری در این کشور است. مخالفان او پس از انتخابات مجلس به خیابان ریختند و ناظران سیاسی و حتی خود پوتین را غالگیر کردند. آقای پوتین در ابتدا سعی کرد اعتراضات را با آمریکایی خواندن آنها نادیده بگیرد، اما بعد اعلام کرد که آماده است تا با مخالفان مذاکره کند.

به هرحال بدون توجه به مخالفتها پوتین در انتخابات ریاست جمهوری روسیه شرکت کرد و توانست با به دست آوردن 63 درصد آرا دوباره به کاخ کرملین بازگردد. سایر نامزدها عبارت بودند از ولادیمیر ژیرینوفسکی، ملی‌گرای افراطی، میخاییل پروخوروف، یکی از ثروتمندان روسیه که به طور مستقل نامزد شده است،  سرگئی میرونوف، سخنگوی سابق مجلس علیای روسیه از چپ میانه، و گنادی زویگانوف رهبر حزب کمونیست.

پوتین برای اینکه از اعتراضات داخلی نسبت به تقلب در انتخابات کم کند دستور داد تا در تمام شعبه های رأی گیری دوربینهای اینترنتی نصب شود و جمعی از ناظران خارجی در شعبه ها حضور داشته باشند.

اقتصاد پاشنه آشیل روسیه

پوتین در دوره آینده ریاست جهوری خود مشکلات اقتصادی زیادی در پیش روی خود خواهد داشت. شعارهای پوتین عمدتا حول محور احیای روسیه ابرقدرت٬ تقویت حکومت نظم و قانون و توزیع عادلانه درآمدها و تقویت سرویس‌دهی دولت به جامعه می چرخیدند. اجرای واقعی قول و قرارهای پوتین٬ به جز هزینه‌های تسلیحاتی٬ در ۶ سال زمامداری او سالانه بیش از ۱۶۰ میلیارد دلار اضافی به هزینه‌های دولت می‌افزاید. این رقم معادل ۴ تا ۵ درصد تولید ناخالص ملی روسیه است. این در حالی است که یکی از شعارهای پوتین ایجاد نظم و انضباط مالی در هزینه‌های دولتی و کاهش تدریجی آن است.

امروزه بحران اقتصادی اروپا مصرف انرژی را در این قاره کاهش داده و اروپا در جستجوی منابع جدید انرژی ،مانند انرژی بادی و خورشیدی، است تا از وابستگی خود به نفت و گاز روسیه بکاهد. ظاهرا درآمدهای ارزی روسیه سیر نزولی به خود خواهند گرفت.

از سوی دیگر به دلیل شرایط ناسالم اقتصادی روسیه میزان زیادی از سرمایه های این کشور به خارج از کشور منتقل شده و این نشان دهنده آن است که سرمایه داران روسی اطمینان زیادی به سرمایه گذاری در کشورشان ندارند. توزیع نابرابر درآمد، دو برابر شدن تعداد میلیاردهای روسی نسبت به سال گذشته و افزایش مهاجرت ها، از دیگر شاخصه های منفی در اقتصاد روسیه محسوب می شود.

روسیه هنوز هم یک اقتصاد مبنی بر صادرات مواد اولیه دارد و این کشور نتوانسته خود را در حد یک کشور با صادارت تکنولوژی پیشرفته و کالاهای ساخته شده قرار دهد. در عرصه تکنولوژی این کشور حتی نمی تواند با کشورهایی مانند کره جنوبی رقابت کند. تکنولوژی پایین یکی از چالشهای اساسی پوتین خواهدبود.

غرب؛ تقابل یا تعامل

مناسبات میان روسیه و غرب در دوران زمامداری پوتین مناسباتی توأم با اوج و حضیض بوده است. مسکو در سالهای گذشته بر سر مسائلی چون استقرار سپر دفاع موشکی ناتو در نزدیکی مرزهای روسیه٬ تلاش غرب برای نفوذ در اروپای شرقی، جنگ گرجستان، پرونده هسته ای ایران و بحران سیاسی  سوریه با غرب سرشاخ شده است. قدرتهای غربی روسیه را قدرتی در حال افول و در عین حال تهدید برای منافع غرب تلقی می‌کنند که با آن هیچ‌گونه سیاست و ساختار مشترک امنیتی نمی‌توان تدوین و اجرا کرد.

پوتین وعده داده طی یک دهه آینده،۷۷۲ میلیارد دلار بر روی موشک های بین قاره ای بالستیک و هواپیمای جنگی، زیردریایی های اتمی و سیستم دفاع موشکی اس-400 سرمایه گذاری می کند. هرچند که این بودجه نظامی در برابر بودجه نظامی غرب زیاد به نظر نمی رسد اما این برنامه سبب خواهد شد تا غرب برای محدود کردن مجدد توان نظامی روسیه توان بیشتری را به کار بگیرد و شاید که دور جدیدی از جنگ سرد آغاز شود.

از طرف دیگر پوتین با دو چالش منطقه ای نیز روبروست که ارتباط مستقیم با تصمیم و اراده مسکو دارد. اولی، پرونده هسته ای ایران و فقدان گفتگوهای ثمربخش میان تهران و غرب است و دیگر بحران پیچیده سوریه.

در مورد ایران روسیه با یک تناقضی روبرو شده است. از یک طرف روسیه علاقه ای به داشتن یک همسایه با تکنولوژی هسته ای در کنارش ندارد. روسیه خود از تولید کنندگان و صادرکنندگان تکنولوژی هسته ای است و ترجیح می دهد که در این حوزه ایران بیشتر وابسته بماند تا به استقلال برسد. از این رو بارها و بارها راه اندازی تنها نیروگاه هسته ایران را عقب انداخته است. روسها حتی برای هماهنگ نشان دادن خود با غرب موشکهای ضدهوایی اس-300 را به ایران تحویل ندادند. از سوی دیگر روسیه از فشار آوردن غرب بر ایران ناخشنود است و فکر می کنم که اگر غرب در پرونده هسته ای ایران برنده شود شاید این رویه را در مورد دیگر کشورها و حتی خود روسیه بکارگیرد. به همین دلیل هرگاه که فشارهای غرب بر ایران زیاد می شود فریاد مخالفت سر می ده.

درباره سوریه هم روسیه همین معضل را دارد. وتوی قطعنامه پیشنهادی اتحادیه عرب بسیاری از کشورهای محافظه کار عرب را به مخالفت با روسیه واداشته است. اما اگر روسیه دست از حمایت سوریه بردار می ترسد که بشار اسد هم به سرنوشت قزافی دچارشود. روسیه گمان می کند که در قضیه لیبی از غرب رودست خورده است چرا که قرار بود ناتو تنها آسمان لیبی را امن نگه دارند اما جنگنده های ناتو عملا به نفع مخالفان قزافی وارد عملیات شدند و اگر یاری آنها نبود حکومت قزافی به این زودی ها سقوط نمی کرد.

 

هر چه که هست، اختلاف نظر مسکو با غرب در مورد سپر دفاع موشکی، گسترش ناتو به شرق و مجادلات حقوق بشری همچنان ادامه پیدا خواهد کرد. با این همه، روسیه چه برای نوسازی اقتصاد عقب‌مانده و ‌آسیب‌پذیر خویش و چه برای ایجاد جهان چندقطبی که آن را در رأس سیاست خارجی خود نوشته است، نیازمند مراودات و تعاملات گسترده با غرب است. غرب نیز چه به لحاظ مهار بهتر بحرا‌ن‌های بین‌المللی٬ چه به لحاظ حفظ ثبات و امنیت در اروپا و آسیا٬ چه از جهت امکان بهره‌مندی از منابع انرژی و سایر مواد خام روسیه و چه از حیث کمک ولو غیرمستقیم به دموکراتیزه‌سازی حیات سیاسی و اقتصادی و مدنی در این کشور به تعامل و همکاری با رهبران کرملین نیازمند است

http://publiusonline.com/wp-content/uploads/2011/09/vladimir-putin-polar-bears.jpg

.

رضاکیانی موحد

منتشر شده در اطلاعات هفتگی شماره 3508 شانزدهم فروردین 1391

در صورت استفاده در سایر وبلاگها و سایتها لینک مطلب در Wars and history و نام نویسنده و یا مترجم را ذکر کنید.


اولین گام به سوی آبهای آزاد(استراتژی آینده نیروی دریایی کره جنوبی)


ایران و آذربایجان؛ برادران ناراضی

سازمان برنامه و بودجه چرا منحل شد؟


درباره وب سایت

Wars & History
رضا کیانی موحد - محمدحسین پاز
مدیر وب سایت :

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان