جنگها و تاریخ

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

جنگ مدیا

← آمار وب سایت

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :


Think,Befor We Act

/ساعتی در خود نگر تا كیستی/ از كجائی وز چه جائی چیستی/ در جهان بهر چه عمری زیستی/ جمع هستی را بزن بر نیستی

نبرد یرموک؛ قسمت اول


زمان وقوع :15-20 آگوست 636

محل وقوع : نزدیک رودخانه یرموک

نتیجه : پیروزی قاطع خلفای راشدین

تغییرات در قلمروها : منطقه ساحلی شامات ( شامل فلسطین ، لبنان و بخش هایی از سوریه امروز) به تصرف مسلمین در آمد

طرفین

خلفای راشدین

امپراتوری بیزانس ؛ پادشاهی غسانی

فرماندهان

خالد ابن ولید

ابوعبیده جراح

عمرو بن عاص

شرحبیل  ابن حسنه

یزید ابن ابوسفیان

تئودور تریتیریوس ( در نبرد کشته شد)

واهان

جبله ابن ایهم

دیریان (کشته شد )

بوکینیتور

گرگوری

استعداد

15000 تا 40000 در تخمین های مدرن

24000 تا 40000 در تخمین های قبلی

15000 تا 100000 در تخمین های مدرن

100000 تا 400000 در تخمین های قبلی

تلفات

4 هزار کشته

45% افراد ( بیش از 50 هزار کشته ) در تخمین های مدرن

70 هزار تا 120 هزار کشته در تخمین های قبلی

 

نبرد یرموک  یک نبرد بزرگ  بود که میان نیروهای مسلمان تحت فرمان خلفای راشدین و ارتش های امپراتوری روم شرقی ( بیزانس ) درگرفت. این نبرد شامل یک رشته درگیری بود که طی شش روز در آگوست سال 636 میلادی و در کنار رودخانه یرموک (امروزه  در مرز میان سوریه و اردن  و در جنوب شرق دریاچه طبریه ) به وقوع پیوست. نتیجه نبرد پیروزی کامل مسلمین و پایان سلطه بیزانس بر سوریه بود. نبرد یرموک از نبردهای قاطع و تاثیرگذار در طول تاریخ به شمار می رود و به عنوان نخستین موج بزرگ از فتوحات مسلمین پس از وفات محمد (ص ) شناخته می شود .همچنین می توان آن را آغازگر ورود اسلام به مناطق مسیحی دانست.

به منظور بررسی پیشروی سپاهیان عرب و بازپس گیری مناطق از دست رفته ، امپراتور هراکلیوس در می 636 نیروی بزرگی را به مناطق ساحلی شامات اعزام کرد.همگام با حرکت ارتش بیزانس ، نیروهای مسلمان با عقب نشینی از سوریه تمامی نیروهای خود را در تپه های یرموک که با عرستان فاصله چندانی نداشت گرد آوردند و پس از رسیدن قوای کمکی ارتش بیزانس را ،که برتری عددی چشم گیری  بر آنان داشت،  شکست دادند. نبرد یرموک همچنین به عنوان یکی از پیروزی های چشم گیر خالد بن ولید شناخته می شود. پیروزی ای که جایگاه او را به عنوان یکی از برجسته ترین فرماندهان و تاکتیسین های  جنگ سواره در تاریخ  استوار می کند.

مقدمه

طی نبردهای ساسانیان و بیزانسیان در سال 610 هراکلیوس پس از سرنگونی فوکاس، امپراتور بیزانس شد. در همین دوران نیروهای ساسانی بین النهرین را تصرف کردند و در سال 611 با تصرف سوریه وارد خاک آناتولی شده و شهر قیصریه را تصرف کردند.

هراکلیوس توانست در 612 ایرانیان را از آناتولی بیرون براند اما در سال 613 که حمله بزرگی را در خاک سوریه علیه ایرانیان شروع کرد به سختی شکست خورد. طی دهه بعد ایرانیان موفق به فتح فلسطین و مصر نیز شدند. در همین حال، هراکلیوس در حال بازسازی ارتش خود و مهیا شدن برای ضدحمله بود. نه سال بعد و در سال 622 ، سرانجام هراکلیوس حمله اصلی خود را آغاز کرد. پس از پیروزهای های خیره کننده او بر ایرانیان و متحدانشان در قفقاز و ارمنستان، هراکلیوس در سال 627 یورشی زمستانی بر ایرانیان را در بین النهرین آغاز کرد و با کسب یک پیروزی قاطع در نبرد نینوا  پایتخت دولت ساسانی ،تیسفون، را تهدید کرد.

خسرو دوم ( خسروپرویز ) شاهنشاه ایران ، که پس  از این  اتفاقات ناگوار پی در پی  قدرت خویش را از دست داده بود  توسط جمعی از اشراف که تحت رهبری پسر خودش بودند سرنگون و کشته شد. پسر خسرو بلافاصله درخواست صلح داد و توافق کرد که نیروهای ایرانی از تمامی متصرفاتشان در امپراتوری بیزانس  عقب نشینی کنند. هراکلیوس همچنین طی مراسم باشکوهی صلیب مقدس مسیحیان ( صلیبی که گفته می شود مسیح را بر آن مصلوب کردند)  را در سال 629 به اورشلیم بازگرداند.

در همین زمان تحولات سیاسی سریعی در شبه جزیره عربستان در حال وقوع بود. جایی که اسلام ظهور کرد و محمد (ص) توانست تمامی عربستان را در حدود 630 تحت  یک نظام سیاسی واحد درآورد. با وفات پیامبر در ژوئن 632 ، ابوبکر(رضی الله عنه) به عنوان خلیفه و جانشین وی انتخاب شد. بلافاصله پس از جانشینی ابوبکر(رضی الله عنه) ، مشکلات متععدی سربرآوردند. تعدادی از قبایل عرب دست به شورش علیه ابوبکر(رضی الله عنه) زدند و او نیز با اعلان جنگ بدآنان پاسخ داد. طی جنگ هایی که با عنوان جنگ های رده شناخته می شوند، ابوبکر(رضی الله عنه) موفق شد در سال های 632 و 633 تمامی عربستان را بار دیگر تحت فرمان حاکمیت مرکزی شهر مدینه درآورد.

با سرکوبی شورش های داخلی، ابوبکر(رضی الله عنه) فتوحات خارجی را با حمله به عراق آغاز کرد. با اعزام  برجسته ترین فرمانده نظامی  عرب ،خالد بن ولید، عراق طی یک سلسله لشکرکشی های موفق علیه ایرانیان  به تصرف عرب ها  درآمد. با تصرف عراق توسط خالد  اعتماد به نفس ابوبکر(رضی الله عنه) فزونی یافت  و در فوریه 634  وی فرمان فتح سوریه را به ارتش های عرب ابلاغ داشت.

حمله مسلمین به سوریه  مجموعه ای از نقشه های به خوبی طرح ریزی شده و حساب گرانه بود که به جای جنگیدن صرف ، استراتژی را برای  مقابله با نیروهای دفاعی بیزانس مدنظر قرار می داد. به زودی ثابت شد نیروهای مسلمان برای جنگیدن با قوای انبوه بیزانسیان بیش از حد کم شمارند و بنابراین فرماندهان میدان تقاضای نیروی کمکی کردند. به فرمان ابوبکر(رضی الله عنه) خالد به همراه نیروهای کمکی از عراق عازم شام شد و فرماندهی عملیات را بر عهده گرفت. در جولای 634 بیزانسیان در نبرد اجنادین شکست سختی متحمل شدند. دمشق در سپتامبر 634 سقوط کرد ، سپس آخرین پادگان بزرگ بیزانس در فلسطین طی نبرد فحل  منهزم و غارت شد.

خلیفه ابوبکر(رضی الله عنه) در سال 634 درگذشت. جانشین او عمربن خطاب(رضی الله عنه) درنظرداشت که پیشروی عمیق تری را در داخل سوریه به منظور گسترش قلمرو اسلام ترتیب دهد. با وجود این که لشکرکشی های پیشین تحت فرمان خالد موفق بودند ، عمربن خطاب(رضی الله عنه) فرماندهی را به ابوعبیده سپرد.

پس از پاکسازی جنوب فلسطین ، مسلمین راه خود را به سمت شمال ادامه دادند. بعلبک و طبریه بدون مقاومت چندانی سقوط کردند و مسلمین در آغاز سال 636 شهر حمص را نیز به تصرف درآوردند. از اینجا بود که مسلمین یورش خود بر مناطق ساحلی شام را آغاز کردند.

ضد حمله بیزانس

با تصرف حمص ، مسلمین اکنون با شهر حلب امروزی و انطاکیه ،که هراکلیوس در آنجا اقامت داشت، فاصله چندانی نداشتند. هراکلیوس که زنگ هشدار را با این شکست های پی درپی به وضوح دریافت کرده بود خود را برای یک ضدحمله و بازپس گیری مناطق از دست رفته آماده می کرد. در سال 635 یزدگرد سوم شاه ایران به بیزانسیان پیشنهاد اتحاد داد. هراکلیوس دخترش را به عقد یزدگرد درآورد (در برخی روایات نوه اش را) ، این رسمی رومی بود که از دیرباز برای پیمان بستن با متحدان به کار می رفت. در حالی که هراکلیوس  برای ضدحمله در سواحل شام آماده می شد یزدگرد نیز همزمان قصد انجام ضد حمله در عراق را داشت که به خوبی طرح ریزی شده بود. هنگامی که در می 636 هراکلیوس ضدحمله اش را شروع کرد یزگرد از انجام عملیات همزمان عاجز ماند ،شاید به دلیل تزلزل در ارکان دولتش، و نقشه ای که می توانست یک پیروزی بزرگ بیانجامد به شکست منتهی شد. عمربن خطاب(رضی الله عنه) توانست هراکلیوس را در یرموک به سختی شکست دهد و سپس  یزدگرد را فریب داده و در هم بکوبد. سه ماه بعد یزدگرد نیروی عمده اش را در نبرد قادسیه از دست داد که منجر به از دست رفتن کامل کنترل دولت ساسانی بر مناطق غربی امپراتوری شد.

آماده سازی های بیزانسیان از اواخر سال 635 شروع شد و در می 636 هراکلیوس نیروی بزرگی در اختیار داشت که در شمال سوریه و شهر انطاکیه تمرکز یافته بودند. این نیرو از بیزانسیان، اسلاوها، فرانک ها، گرجی ها، ارامنه و عرب های مسیحی تشکیل شده بود. نیروی مشترک به پنج سپاه تقسیم شد که فرماندهی مشترک آن را تئودور تریتوریوس بر عهده داشت.

واهان که یک ارمنی و فرمانده سابق پادگان حمص بود نیز به فرماندهی کل لشکر برگزیده شد و تحت فرمان خود نیز یک لشکر تماما ارمنی  به همراه داشت. بوکینیتور که یک شاهزاده اسلاو بود سپاهی از اسلاوها و جبله ابن ایهم شاه اعراب غسانی نیز لشکری از عرب های مسیحی را رهبری می کردند. سپاهیان باقیمانده که تماما اروپایی بودند نیز تحت فرمان گرگوری  و دیریان  قرار گرفتند. هراکلیوس نیز از انطاکیه بر عملیات نظارت داشت. منابع بیزانسی نیکتاس ، پسر فرمانده ایرانی شهربراز را نیز از فرماندهان نبرد به شمار آورده اند اما مشخص نیست او کدام بخش از این ارتش را فرماندهی می کرده است.

در همین زمان ارتش مسلمین نیز به  چهار بخش تقسیم شده بود: یک لشکر تحت فرمان عمروبن عاص در فلسطین ، یک لشکر در اردن تحت فرمان  شرحبیل، نیروی مستقر در دمشق و قیصریه به فرماندهی یزید ابن ابوسفیان و دیگری تحت فرمان ابوعبیده و با همراهی خالد در حمص. از آنجا که نیروهای مسلمان در مناطق مختلف پراکنده بودن هراکلیوس به فکر بهره گیری از این موقعیت و حمله افتاد. هراکلیوس علاقه ای به نبرد صف آرایی شده و بزرگ نداشت بلکه قصد داشت نیروهای مسلمین را در لشکرهای مجزا و پیش از این که با هم یکی شوند با نیروی بزرگ خویش مورد حمله قرار دهد و آنان را یک به یک منهدم کند. با وادار کردن مسلمین به عقب نشینی و یا با نابودی لشکرهای آنان به صورت مجزا هراکلیوس می توانست قلمرو خود را باز پس گیرد.

نیروهای کمکی تحت فرمان  کنستانتین سوم پسر هراکلیوس به کمک شهر محاصره شده قیصریه فرستاده شدند تا قوای یزید را به دام بیندازند. سپاهیان بیزانس در میانه های ژوئن سال 636 از شهر انطاکیه  و شمال سوریه حرکت خود را آغاز کردند.

ارتش بیزانس تحت نقشه زیر حرکت می کرد:

سپاهیان عرب مسیحی سبک اسلحه تحت فرمان جبله از حلب به سمت حما پیش روی می کردند تا ارتش اصلی مسلمین را در حمص نگهدارند.

دیریان باید به یک حرکت جناحی بین جاده حلب و ساحل می پرداخت  و از غرب به حمص نزدیک می شد تا به جناح چپ قوای راشدین  که توسط جبله در حمص میخ کوب شده بودند حمله کند.

گرگوری از راه بین النهرین و شمال شرقی به جناح راست مسلمین یورش می برد.

بوکیناتور از راه ساحل به بیروت یورش می برد و شهر دمشق را که اینک دفاع ضعیفی داشت از راه غرب  مورد حمله قرار می داد تا سپاه اصلی مسلمین در حمص کاملا به محاصره بیفتد.

نیروهای واهان به عنوان ذخیره در راه حمص-حما موضع می گرفتند.

استراتژی مسلمین

مسلمین با پرس و جو از اسرای رومی از آماده سازی های هراکلیوس مطلع شدند. با درک موضوع احتمال شکست و نابودی لشکرهای پراکنده شده توسط نیروهای دشمن، خالد تقاضای تشکیل یک شورای جنگی داد. در این شورا خالد از ابوعبیده خواست تا نیروهای مستقر در فلسطین و شمال سوریه را به مرکز سوریه منتقل کند و سپس تمامی لشکریان مسلمان را در یک ناحیه گردآورد.

ابوعبیده فرمان به تجمع نیروها در یک دشت بزرگ در نزدیکی جابیه  را داد که مکان مناسبی برای نبرد سواره بود و همچنین رسیدن قوای کمکی از جانب خلیفه عمربن خطاب(رضی الله عنه) را آسان می کرد. این موقعیت هم چنین این فایده را داشت که در صورت شکست مسلمین به پایگاه اصلیشان در نجد عقب نشینی کنند. به مردمی نیز که قبلا جزیه پرداخت کرده بودند پولهایشان بازپس داده شد. با این حال، پس از استقرار در جابیه نیز نیروهای مسلمان تحت حملاتی از جانب نیروهای غسانی قرار داشتند و ماندن در این موضع با توجه به این که پادگان بزرگ بیزانسی مستقر در قیصریه نیز ممکن بود به آسانی نیروهای مسلمان را که با ارتش بزرگ بیزانس درگیر می شدند مورد حمله ناگهانی قرار دهد مخاطره آمیز می نمود.

با توصیه خالد نیروهای مسلمان به درعا و دیرایوب عقب نشستند تا شکاف میان گلوگاه یرموک و دشت های حرا را پوشش دهند. این جا بود که مسلمین در بخش شرقی دشت یرموک اردوگاه های خود را برپاکردند. این جایگاه یک موقعیت دفاعی خوب به شمار می رفت و مسلمین و بیزانسیان را به یک نبرد قاطع و رودررو رهنمون می شد که بیزانسیان پیشتر از آن پرهیز می کردند. طی این مانورها تنها یک درگیری کوچک میان طلایه داران ارتش بیزانس و سواره نظام سبک تحت فرمان  خالد رخ داد.


ترجمه : احمد فرصتی

درباره وب سایت

Wars & History
رضا کیانی موحد - محمدحسین پاز
مدیر وب سایت :

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان