دوشنبه 13 آذر 1391 05:14 ق.ظ نظرات ()


اهل تسنن و اهل تشیع قرنها است که از هم متنفرند. اینکه چرا شیعیان از اهل سنت متنفرند سوالی است که جواب آن را خوانندگان ما بهتر می دانند و نیازی نیست که به آن بپردازیم. در عوض، به این سوال بپردازیم که چرا اهل سنت از شیعیان متنفرند؟ جواب این سوال بستگی به آن دارد که از چه کسی پرسیده شود. اگر از یک روحانی این سوال را بپرسید به یک جواب می رسید و اگر از یک روانشناس، جامعه شناس، انسان شناس یا تاریخ دان بپرسید به جوابی دیگر. از من ،اما، اگر این سوال را بپرسید ،که آدمی عامی ام و در هیچ چیز متخصص، دو دلیل برایتان می آورم. آنچه از خود دلایل مهمترند آن است که به گونه ای اساسی این دو دلیل به هم وابسته اند.

دلیل اول تنفر اهل سنت از شیعیان این است که شیعه ی نوعی از زبان عربی سردرنمی آورد. دلیل دوم آن است که شیعه نوعی با قرآن بیگانه است حتی اگر عرب زبان باشد.

ممکن است که خواننده از خود سوال کند: خوب! آشنا بودن با زبان عربی یا قرآن چه ربطی به احساس تنفر عده ای نسبت به عده ای دیگر دارد؟ جواب روشن است، البته برای من. آشنا نبودن شیعه با عربی و قرآن سبب می شود کلماتی را به زبان بیاورد که در اندیشه اهل سنت بوی کفر و الحاد می دهد. از همین روست که قرنها اهل سنت شیعیان را با صفاتی چون "رافضی"، "مزدکی"، "ملاحده"، "شیعه غالی" و ... می شناسند.

می بینم که خون در رگ عده ای به جوش آمده است. از این خوانندگان خواهش می کنم قبل از مطالعه ادامه بحث اندکی صبر کنند و آزمایشی ساده ترتیب دهند. ده نفر ،نه بیشتر، از نزدیکان خود را به تصادف انتخاب کنید. پدر، مادر، خواهر، برادر، فرزند، همسر، دوست،همکار، بقال سرکوچه یا هر کسی دیگری را که دوست دارید انتخاب کنید. تنها شرط لازم برای این انتخاب شیعه بودن فرد مورد آزمایش است. هر مسلمان شیعه ای به طور متوسط روزی ده بار سوره فاتحه الکتاب یا حمد را در زمان نمازهای یومیه قرائت می کند. از افرادی که انتخاب کرده اید معنی آیه شریفه "ایاک نعبد و ایاک نستعین" را بپرسید. چند نفر جواب صحیح داده اند؟ سوال بعدی: فرق "ایاک نعبد" با "نعبدک" در چیست؟ چرا در قرآن به جای عبارت دومی اولی استعمال شده است؟ آزمایش به پایان رسید. چند درصد از افرادی که انتخاب کرده بودید جواب سوالهای دوم و سوم را می دانند؟ خود شما چطور؟ معنی آیه را می دانید؟ تفاوت ایاک نعبد و نعبدک را می دانید؟ دانش شما نسبت به زبان عربی و قواعد آن برای دریافت معارف قرآنی شما را تا چه حد کمک می کند؟


با توجه به شناختی که از اطرافیان خودم دارم همین الان و با چشم بسته می توانم حدس بزنم که 90 درصد افرادی که مورد آزمایش قرارگرفته اند ، و از جمله خود شما دوست عزیز که در حال خواندن این سطور هستید، درباره عربی چیزی نمی دانید یا دست کم چیز زیادی نمی دانید. حال که به اینجا رسیدیم بد نیست که جواب سوالات را هم بدهیم. آیه شریفه "ایاک نعبد و ایاک نستعین" به این معناست:[خدایا] تنها تو را می پرستیم و تنها از تو یاری می جوییم. اما لفظ "تنها" از کجای آیه شریفه مستفاد می شود؟ از کلمه ایاک. ایاک ضمیر منفصل درحالت منصوب است. یعنی ایاک در جمله اول مفعول نعبد و در جمله دوم مفعول نستعین است. اما چه فرقی است میان ایاک نعبد (تنها تو را می پرستیم) و نعبدک (تو را می پرستیم)؟ تفاوت در همان مفعول است. زمانی که مفعول ضمیر متصل است(جمله دوم) به یک مفعول معمولی دلالت می کند. اما هنگامی که مفعول به صورت ضمیر منفصل بکار رود اولا که جابجا می شود و از پشت فعل به جلوی فعل آورده می شود، دوما اینکه این ضمیر در زبان عربی تبدیل به یکی از "ادات حصر" می شود. یعنی اینکه در زبان فارسی همان لفظ "تنها" را باید به جمله اضافه کنیم و پرستش را منحصر کنیم به الله.

آزمون ساده ای بود. حال اگر فکر می کنید که بیش از 70-80 درصد افرادی که دور و برتان هستند از عربی سردر می آورند می توانید خود را برای سرشاخ شدن با نگارنده آماده کنید.

نتیجه مستقیم ناآشنایی با عربی ما را به دلیل دوم رهنمون می کند:شیعه ی نوعی با قرآن بیگانه است. چگونه می توان با عربی غریبه بود و از متن قرآن استفاده کرد؟ می توان با زبان ریاضی بیگانه بود و کتابهای ریاضی را خواند و فهمید؟ بازهم تجربه شخصی من می گوید اغلب شیعیان ،حتی اگر قرائت کننده قران هم باشند، از خواندن این کتاب بهره چندانی نمی برند. قرائت شیعه ی نوعی بیشتر حول حفظ قواعد تجویدی و ادای صحیح حروف می گردد تا فهم و تعمق در آیات شریفه کتاب مقدس.

برآیند آن دو دلیل که من برشمردم چیست؟ عدم تسلط به زبان عربی و عدم تعمق در قرآن سبب می شود که شیعه ی نوعی کلمات ،یا جملاتی، را بیان کند که کفر و یا شرک مطلق به حساب می آیند.

دو یا سه روز قبل از عاشورای حسینی امسال (1391) یکی از شبکه های تلویزیونی صدا و سیما خودمان برنامه سینه زنی را پخش می کرد. مداحی مشغول خواندن اشعار و جماعتی کثیر مشغول سینه زنی بودند. با تمام شدن شعر مداح شروع کرد به زبان گرفتن این ذکر: ارباب حسین! ارباب حسین! مردم هم با شور و شوق جواب این جمله را می دادند: ارباب حسین! ارباب حسین!

اینکه آدمی بی سواد که دودانگ صدایی دارد و چند خط شعری از بر، بیاید و در جلوی یک جمع چند هزار نفری آشکارا بر خلاف نص صریح قران کریم شرک گویی کند از دید من چندان هم عجیب نیست. "مداح اهل بیت" هم خواه ناخواه شیعه است و همانطور که گفتیم ،و آزمایش کردید و دیدید، شیعه ی نوعی را با قرآن چکار؟ بنده ی خدا مداح اهل بیت است. هر شب روضه که می رود صدها هزار تومان دستمزد؟؟ می گیرد(از خودشان بپرسید دستمزد ماهیانه شان از هر دکتر و مهندس و جراحی که فکر کنید بیشتر است. تازه نه مسئولیتی دارند و نه استرسی و نه دغدغه ای. نه بیل می زند نه پای تنور می ایستد. حاج آقا را با ماشین کولر دار می برند و می آورند تا آب در دلش تکان نخورد). حال انتظار دارید که وقت عزیزش ،که بیشتر از طلا می ارزد، صرف آموزش صرف و نحو عربی و ثلاثی مجرد و مزید کند؟ زهی خیال باطل.

اینکه چند هزار نفر شیعه ،که اگر کاریکاتوری را در روزنامه ای دیدند فریاد وا اسلاما به آسمان برمی دارند یا اگر فیلمی به مذاقشان خوش نیامد پاشنه در وزارت ارشاد را بکنند، در اعتراض به یک جمله شرک آمیز و مخالف با نص صریح قرآن دم برنیاورند برای من یک نفر عجیب نیست. بالاخره اینان نیز شیعه اند و شیعه را با قرآن و مفاهیم قرآنی چه کار؟ طرف از صبح خروس خوان ،که نماز صبح را بجای آورده، تا بام شب به دنبال یک لقمه حلال دویده است. کی فرصت تدبر در معانی آیات قرانی را داشته؟ اکنون هم آمده تا در مجلس روضه اباعبدالله (علیه السلام) تا من باب تبرا و تولا ثوابی ببرد.

اینکه مسئولان صدا و سیمای ام القرای جهان اسلام کفر آشکار را به روی آنتن ببرند هم برای من عجیب نیست. بالاخره مأمورند و معذور. گفته اند مجلس روضه فلانی و سینه زنی بهمانی را پخش کنید و آنها کرده اند.

آنچه برای من عجیب است سکوت روحانیون محترم است. شهریه این عزیزان از سهم امام (خمس و زکات مردم) تأمین می شود تا به عنوان سربازان فکری شیعه در خدمت اسلام باشند و از انحرافاتی این چنین جلوگیری کنند. چگونه است که اگر دانشجویی در یک مجله دانشگاهی ،که شاید 100 نفر هم خواننده نداشته باشد، مطلبی بنویسد خیابان های قم لبریز از این عزیزان کفن پوش می شود اما در صدا و سیمای جمهوری اسلامی علنا کفر می گویند و شرک می گویند و صدا از روحانیون برنمی آید. فیلم ساختن یک آمریکایی مسیحی را تاب نمی آورند اما شرک گفتن مداح اهل بیت را چرا؟ یک بام و دو هوا.

الان دیگر رگهای گردن بعضی از دوستان کاملا بادکرده است. می پرسند:"مگر نه این است که حسین(ع) ارباب ماست؟" دوست عزیز جواب خود را از قرآن کریم بپرس. من هم کسی بیش از تو نیستم. اتفاقا درباره این لفظ "ارباب" در قرآن کریم آیاتی روشن و آشکار داریم:

اتَّخَذُوا أَحْبَارَهُمْ ورُهْبَانَهُمْ أَرْبَاباً مِّن دُونِ اللَّهِ والْمَسِیحَ ابْنَ مَرْیَمَ ومَا أُمِرُوا إلاَّ لِیَعْبُدُوا إلَهاً واحِداً لاَّ إلَهَ إلاَّ هُوَ سُبْحَانَهُ عَمَّا یُشْرِكُونَ. (توبه/31)

[یهود و نصارا] عالمان دینی و راهبانشان را بغیر از خداوند ارباب [خود] گرفتند و همین طور مسیح (ع) پسر مریم را. و امر نشده بودند جز اینکه خداوند یکتایی را بپرستند که جز او خدایی نیست . پاک و منزه است خداوند از آنچه که بدان شرک می ورزند.

(دوستان توجه کنند که این آیه در سوره ای است که اصلا برای برائت و بیزاری جستن از مشرکین نازل شده است)

در آیه شریفه فوق به وضوح می بینم که خداوند متعال یهودیان و مسیحیان را از بابت اینکه عالمان دینشان و همچنین حضرت عیسی (ع) را ارباب خود می دانند سرزنش می کند. واضح است که بنا بر متن آیه ی شریفه، خداوند ارباب بودن را تنها مختص به خود می داند( سبحانه عما یشرکون) و اجازه نمی دهد که انسانی انسان دیگر را به اربابی بگیرد، حال چه این ارباب بخواهد یک عالم دینی باشید، چه فردی عارف و صوفی، و چه پیامبر اولوالعزم. تمامی اینها از دید قرآن باطل اند و شرک. اما شیعه ی نوعی را با قرآن چکار؟ روضه ای بخواند و گریه ای کند و تف و لعنتی، او را بس.

دوباره بنگرید:

وَلاَ یَأْمُرَكُمْ أَن تَتَّخِذُواْ الْمَلاَئِكَةَ وَالنِّبِیِّیْنَ أَرْبَابًا ) آل عمران /80)

و فرمان نداده است [خداوند متعال] شما را که فرشتگان و انبیا را به عنوان ارباب [خود] بگیرید.

وقتی که اجازه این کار برای انبیا داده نشده است تکلیف ائمه و اولیا و اوصیا معلوم است.

پیام قرآن کریم واضح است و بی اعوجاج. با بازی های زبانی و استدلالهای مخدوش ،درباره مقام ائمه، خود را نفریبیم. بنگرید به قرآن کریم آنگاه که از زبان پیامبر اعظم (ص) می گوید:

قل ان صلاتی و نسکی و محیای و مماتی لله رب العالمین. لاشریک له و بذلک امرت و انا اول مسلمین. قل اغیر الله ابغی ربّا و هو رب کل شی ء..... (سوره مبارکه انعام 162-163-164)

[ای پیامبر] بگو که به درستی نمازم و طاعتم و زندگیم و مرگم تنها برای خداوندیست که رب جهان هاست. شریکی ندارد و بدان امر شده ام و من اولینِ مسلمانان هستم. بگو آیا غیر از الله کسی را به ربوبیت برگزینم در حالی که او رب تمام اشیاست؟...

به یاد داشته باشیم این وعده قرآنی را:

انکم و ماتعبدون من دون الله حصب جهنم انتم لها واردون. (سوره مبارکه انبیا 98)

شما و معبودانی که غیر از خدا می پرستید سوخت دوزخ خواهید بود.

و آخرین کلام  باز هم آیه ای است از قرآن کریم:

ان هذا القران یهدی للتی هی اقوم.... (سوره مبارکه اسرا/9)

به درستی که این قرآن هدایت می کند [مردمان را] به استوارترین روش...

رضا کیانی موحد