دوشنبه 6 خرداد 1392 08:26 ب.ظ نظرات ()

یادداشت اول

یادداشت دوم

یادداشت سوم




دموكراسی بر پایه ی انتخاب است و انتخاب بر اساس تصمیم گیری و تصمیم گیری بر اساس داشتن شعور و بلوغ فكری. یعنی اگر كسی به بلوغ فكری لازم نرسیده و اصلا شعور ندارد و حتی نمی تواند برای زندگی خود تصمیم بگیرد چه لزومی دارد كه تصمیم و رأی او را برای اداره ی كشور بخواهیم بپرسیم؟ در كدام دموكراسی دنیا به آدم مهجور اجازه ی شركت در انتخابات را می دهند؟

اگر مثل من كرم كتاب باشید و حوصله كنید و قوانین جمهوری اسلامی ،كه برگزیدگان محترم ملت در دوره های قبلی مجلس شورای اسلامی تصویب كردند و برای اجرا به دست دولتهای محترم سابق و اسبق سپرده اند، را نگاهی سرسری بیاندازید به یك نكته ی اساسی پی می برید. بر طبق این قوانین جمعیت نسوان( با عرض معذرت) اصلا شعور و درك ندارند. (طبق قانون فعلی) یك زن حتی برای خرید نیم كیلو گشنیز نمی تواند از خانه خارج شده و به سبزی فروشی سركوچه برود و برای این خرید 5 دقیقه ای نیازمند اجازه ی شوهر است. خوب! اگر كسی را آنقدر صاحب شعور نمی دانیم كه برای یك خرید روزانه به او اجازه ی خروج از منزل بدهیم چگونه می خواهیم مقدرات یك كشور را وابسته به رأی او كنیم؟ زنی كه مصلحت خود را نمی داند و نمی تواند برای مسافرت به خارج از كشور برای خودش تصمیم بگیرد و نیازمند این است كه كسی دیگر از طرف او فكر كند و قضیه را سبك وسنگین كند (پدر یا شوهر) و در نهایت اجازه بدهد كه مثلا دو سه روزی را برای تفریح و هواخوری به دوبی برود یا نرود چگونه می تواند برای مصالح یك كشور 80 میلیونی تصمیم بگیرد و رأی بدهد؟ زنی كه اگر تنها به مسافرت خارجی برود در معرض فساد قرار می گیرد و نمی تواند از خود در برابر وسوسه های شیطان رجیم محافظت كند چگونه می تواند در برابر وسوسه های دنیای سیاست و بازی های پیچیده ی سیاسی و بده بستان های پشت پرده مقاومت كند؟ زنی كه نمی تواند شریك آینده ی خود را انتخاب كند و در نهایت پدرش باید به جایش تصمیم بگیرد و اگر اجازه ی پدر نباشد هیچ دفترداری خطبه ی عقد او را جاری نخواهد كرد چگونه می تواند رییس جمهور یا نماینده ی مجلس انتخاب كند؟

مسئله ی نواقص ذهنی و عقلی زنان و عدم توانایی آنان در درك موقعیت زندگی شان و عدم قدرت آنها بر گرفتن تصمیمات عقلایی به موارد بالا محدود نمی شود، البته. زن پس از ازدواج نمی تواند درخواست طلاق كند،‌چرا؟ خوب چون شعورش نمی رسد كه زندگی كردن با شوهرش برایش بهتر است از مطلقه شدن. زن نمی تواند سرپرستی فرزندانش را برعهده بگیرد(مگر در موارد خاص). زن بدون اجازه ی شوهر نمی تواند به سركار بروند و استقلال مالی داشته باشد. البته به صورت آرمانی مردان وظیفه دارند كه برای كار خانه و بچه داری به زنانشان حقوق پرداخت كنند اما... زن حتی نمی تواند محل زندگی خود را انتخاب كند و همیشه مرد(چه در نقش پدر و چه در نقش شوهر) است كه می تواند محل سكونت زن را تعیین كند. حتی اگر زنی توانست كاری برای خود پیداكند و احیانا تصمی گرفت كه برای جبران مخارجش اضافه كاری كند این دولت محترم است كه وظیفه ی خود می داند برای صیانت از نهاد مقدس خانواده!!![i] ساعت اضافه كاری او را محدود كند. یعنی از نظر دولت پرزیدنت احمدی ن‍ژاد یك زن حتی انقدر شعور ندارد كه بداند تا ساعت چند باید در محیط كار اضافه كاری كند و كس دیگری (در اینجا دولت محترم)‌ باید برایش تصمیم بگیرد.

این گونه كه من فهمیده ام در جامعه ی امروزی زنان دو كاربرد بیشتر ندارند: اول- ماشین جوجه كشی برای ازدیاد نسل. دوم- شركت در تظاهرات به منظور سر دادن فریاد مرده باد... زنده باد... ( به طرفداری از نظام). در بقیه ی موارد زندگی اجتماعی (بر طبق نص صریح قوانین جمهوری اسلامی كه آنها هم از نص صریح شارع مقدس گرفته شده اند) زنان شهروندانی درجه دوم هستند كه برای هر مورد كوچكی توسط ولی، قیم یا سرپرستشان برایشان تصمیم گیری شود و خودشان نه قدرت تجزیه و تحلیل مسائل را دارند و نه توانایی تصمیم گیری. سوال این است كه دموكراسی كه بر پایه ی رأی چنین شهروندان بلااختیاری بنا شود چقدر ارزش دموكراتیك دارد؟ چرا زنان را از فرآیند انتخابات حذف نكنیم تا این لكه ی ننگ را از دامن مردم سالاری دینی خود پاك نكرده باشیم؟

پی نوشت: اگر تاریخ را خوانده باشید اعتراضات آیت الله خمینی در جریان لایحه ی انجمنهای ولایتی و ایالتی بر مصوبه ی مجلس دو محور عمده داشت:محور اول اجازه دادن به اقلیتهای دینی برای شركت در انتخابات بود و محور دوم حق رأی زنان كه این دومی از جانب آیت الله خمینی مخالفت صریح با شرع مقدس عنوان شد. ایشان در طی تلگرافی كه به محمدرضا پهلوی ارسال كردند نظر خود را درباره ی حق زنان به وضوح اعلام كردند:

 پس از اهدای تحیت و دعا، به طوری كه در روزنامه ها منتشر است ، دولت درانجمنهای ایالتی و ولایتی ، "اسلام " را در رای دهندگان و منتخبین شرط نكرده ؛ و به زنهاحق رای داده است . و این امر موجب نگرانی علمای اعلام و سایر طبقات مسلمین است.

البته ایشان در این راه تنها نبودند و جمعیت كثیری از علمای حوزه مخالفت خود را با حق رأی زنان به روشهای مختلف بروز دادند و ثابت كردند كه حق رأی زنان مخالف است با فقه شیعه ی دوازده امامی.

یادداشت پنجم

یادداشت ششم


یادداشت هفتم



[i] -مقدس وانمود كردن خانواده هم از آن حرف ها است. من هر چه كه فكر می كنم نمی فهمم چرا باید یك تنها جور قرارداد مقدس باشد و بقیه ی قراردادها مقدس نباشند؟ یعنی چرا اگر من از بنگاه سركوچه یك ماشین بخرم این قرار داد مقدس نیست ولی اگر عاقد محل یك قرارداد ازدواج برای من و همسرم تنظیم كند این قرار داد مقدس می شود؟ دوستانی كه اطلاعات فقی كمی دارند باید توجه كنند كه ازدواج در فقه اسلامی گونه ای از عقود است و در مبحث قراردادها به آن پرداخته می شود.