چهارشنبه 8 خرداد 1392 10:08 ب.ظ نظرات ()

یادداشت اول

یادداشت دوم

یادداشت سوم

یادداشت چهارم

یادداشت پنجم


غلامرضا خوشرو

همان طور که گفتم رای دادن همه ی آحاد جامعه منطقا نه خواستنی(مطلوب) است و نه ممکن. یعنی هیچ آدم دموکراتی نیست که مثلا از شرکت کردن بچه های 6 ساله به عنوان رای دهنده استقبال کند(شق اول قضیه) و اگر هم بالفرض چنین تصمیمی گرفته شود آشکار است که همه ی افراد کشور(بزرگ و کوچک) اگر هم بخواهند نمی توانند در رای گیری شرکت کنند(رفتن به مسافرت، مریضی، گم کردن شناسنامه و...)

به هرحال لازم است که بعضی از اقشار جامعه از این فرآیند حذف شوند که امروز به دو قشر دیگر اشاره می کند و بحث بعدی را با شرایط انتخاب شوندگان ادامه خواهم داد.

دسته بعدی از کسانی که باید از فرآیند دموکراسی کنار گذاشته شوند افرادی هستند که رفتار ضداجتماعی دارند. زورگیرها، قاتلها، کسانی که دست به سرقت مسلحانه می زنند و افرادی از این دست با رفتار خود نشان می دهند که آشکارا بر خلاف مصالح جامعه رفتار می کنند. حالا چرا جامعه باید این گونه افراد را در تصمیم گیری برای مدیریت خود بازی دهد؟

دسته ی بعدی هم افراد کم سواد هستند. البته با سوادی و بی سوادی امری نسبی است. واضح است که در کشوری که تقریبا تمام افراد دیپلم دارند فردی که تا پنجم ابتدایی درس خوانده کم سواد محسوب می شود(حتی اگر عملا سواد بیشتری نسبت به خیلی از دکتر مهندسها داشته باشد). به هرحال چون این گونه افراد قدرت تحلیل کمتری نسبت به قشر تحصیل کرده دارند بهتر است که از فهرست رای دهندگان کنار گذاشته شوند.

همانطور که در کامنتها هم توضیح دادم این حذفها مسلما صد در صد عادلانه نیست. آشکار است که در کنار گذاشتن هر قشری از فرآیند انتخابات به هرحال به عده ای ظلم می شود. اما به نظر من ظلم به عده ی معدودی از افراد جامعه به صورت مقطعی بهتر از ظلمی است که به تمام افراد جامعه به مدت نسبتا طولانی 4 سال وارد شود.

یادداشت ششم

یادداشت هفتم