چهارشنبه 26 تیر 1392 05:43 ب.ظ نظرات ()


یادداشت اول

یادداشت دوم

یادداشت سوم

یادداشت چهارم

یادداشت پنجم

یادداشت ششم

بحث درباره ی شرایط انتخاب شوندگان را با وابستگی به گروه ها و دسته های سیاسی ادامه می دهیم. برخلاف آنچه که بیشتر مردم ما فکر می کنند وابستگی به یک گروه یا حزب سیاسی نه تنها نقطه ی منفی در کارنامه ی کاندیداها (شورای شهر، مجالس ملی، ریاست جمهوری) محسوب نمی شود بلکه بزرگترین نقطه ی قوت کاندیدا است.

وابستگی به یک حزب سبب می شود تا پیشینه ی فکری کاندیدا برای رای دهندگان زودتر معلوم شود. در دنیای پر سرعت امروزی ممکن نیست که تمام رای دهندگان بروند و گذشته ی یک کاندیدا را با رجوع به آرشیو روزنامه ها و رسانه های گروهی استخراج کنند. اگر کاندیدایی وابسته به یک گروه راست باشد با در نظر گرفتن سابقه ی گروه ش می توان وضعیت پس زمینه ی فکری شخص را حدس زد و با تقریب خوبی آنچه که در آینده انجام خواهد داد پیش بینی کرد. در نهایت نباید فراموش کنیم که تمامی فرآیند رای گیری بر پایه ی همین پیش بینی ها قرار دارد. من پیش بینی می کنم که کاندیدای الف نیازهای (فکری، روحی ، روانی، اقتصادی، امنیتی و...) من را بهتر از کاندیدای ب یا کاندیدای جیم برآورده می کند. پس به احتمال زیاد رای من کاندیدای الف خواهد بود(مگر اینکه در روزهای آخر کاندیداهای دیگر پرونده ی الف را بریزند بر روی دایره). بر همین اساس ممکن است مثلا شخصی که با طبقات پولدار جامعه وابستگی بیشتری داشته باشد به کاندیدای ب رای بدهد و رای دهنده ای که با طبقات مذهبی جامعه احساس نزدیکی می کند به کاندیدای جیم رای بدهد. اگر بنده و شما نتوانیم عملکرد کاندیداهای محترم را پیش بینی کنیم چگونه از ما انتظار می رود که در انتخابات بهترین گزینه (از دید خودمان) را انتخاب کنیم. منی که اسم در فلان دهستان یا شهرستان زندگی می کنم و حتی اسم دکتر احمدی نژاد را هم نشنیده ام(منظور انتخابات 84 است البته) از کجا بتوانم تشخیص بدهم که ایشان قرار است ورود خانمها به استادیوم فوتبال را آزاد می کند؟ آیا من کشاورز شصت ساله می توانم وقت بگذارم و بروم و پروفایل هشت نفر را با دقت بخوانم تا بتوانم یکی از آنها را برگزینم؟ اصلا این قضیه عملی هست؟

حال اگر کاندیدایی بیاید و بگوید وابسته به هیچ گروه سیاسی نیست چند مسئله روی داده است:

1.     دماغ کاندیدای محترم شروع به دراز شدن می کند. مگر می شود کسی هیچ وابستگی به هیچ گروه یا حزب سیاسی نداشته باشد و در فرآیند انتخابات شرکت کند؟ این امر تنها زمانی امکان دارد که با انتخابات شورای ده سر و کار داشته باشیم که کاندیداها قول آب و علف قرار است بدهند.

2.     کاندیدای محترم در حال گل آلود کردن آب است( اگر از واژه نامه های سیاسی اخیر استفاده کنیم قصد دارد چراغ خاموش حرکت کند) که از دو حال خارج نیست.

3.     یا کاندیدای محترم از وابستگی به حزب و دسته ی سیاسی مورد علاقه اش شرمنده است که این هم احتمالا به دلیل عملکرد منفی این حزب در گذشته بوده است. ایشان قصد دارد که برنامه ی (سیاسی یا اقتصادی) خاصی را در جامعه اجرا کند ولی با توجه به دیدگاه منفی که مردم نسبت به حزبش دارند قصد دارد که نام حزب خود را از سردر این برنامه بردارد تا واکنش منفی کمتری در جامعه ایجاد شود.

4.     یا اینکه کاندیدای محترم قصد دارد که تک خوری کند و پس از رسیدن به قدرت با این جمله که "من وامدار هیچ گروه سیاسی نیستم" پسر خاله و پدر خانم آقازاده اش و دیگر فک و فامیلش را بر سر کار بیاورد.

پس نتیجه می گیریم برای رسیدن به یک دموکراسی واقعی نه تنها باید از وابستگی حزبی کاندیداها استقبال کنیم بلکه باید به صورت قانونی از شرکت کردن کسانی که عضو احزاب و دسته های سیاسی نیستند در فرآیند انتخابات جلوگیری کنیم.

اگر این کار صورت بگیرد هر حزب و دسته ی سیاسی مجبور است که با جمع بندی های درون حزبی بهترین (به قول حضرت آیت الله مصباح یزدی اصلح) فردی که در مجموعه ی خود دارد برای انتخابات معرفی کند و تا آخر فرآیند انتنخابات هم از وی دفاع کند. نتیجه ی بی توجهی به این اصل بدیهی این است که می بینید در ایران کاندیداهای محترم ائتلاف می کنند بعد هم مثل آب خوردن زیر قول و قرارهایشان می زنند. واقعا من نمی دانم وقتی آقایان حتی چند ماه حاضر نیستند بر سر حرف خودشان بمانند و خودشان به خودشان اعتماد ندارند ما مردم چگونه باید به آنها اعتماد کنیم و یکی از آنها را به مدت 4 سال به عنوان ارشدترین مدیر اجرایی کشور انتخاب کنیم؟

در صورتی که وابستگی به احزاب برای کاندیداها اجباری شود به جای اینکه مردم بین 8 کاندیدا (که 90 درصد حرفهایشان هم یکی هست و هیچ کدام هم سابقه ی اجرایی موفقی نداشته اند) سرگردان شوند خیلی راحت می توانند بین 2 یا حداکثر  3 نفر دست به انتخاب بزنند.

مزیت دیگری که در پیشنهاد حقیر مستتر است در این نکته است که این صف مسخره ی جلوی وزارت کشور برای نام نویسی خود به خود جمع می شود و دیگر هیچ گوساله ای به قصد تحقیر نظام مقدس جمهوری اسلامی نمی تواند سرش را بیاندازد پایین و در زمان نام نویسی برود و در وزارت کشور خود را کاندید کند و بعد هم رو کند به دوربین صدا و سیما و با پر رویی  بگوید: کیک زرد را می آوریم سر سفره همه با هم می خوریم.(این هم از آن دسته آدمهایی است که باید یک تیر توی مغز پوکش خالی کرد.)

از طرف دیگر بار شورای محترم نگهبان (که نظارت استصوابی بر کاندیداها را به حق وظیفه ی مذهبی و وجدانی و قانونی خود می داند) هم کمتر می شود و به جای اینکه بروند و کلی وقت تلف کنند که پروفایل امثال آقایان رفسنجانی و رحیم مشایی زیر و رو کنند تا آنها را رد صلاحیت کنند به کارهای مهمتر خود می رسند.