تبلیغات
جنگها و تاریخ - 1982؛ شکارچیان تانک سوری در لبنان؛قسمت اول
جنگها و تاریخ

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

جنگ مدیا

← آمار وب سایت

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :


Think,Befor We Act

/ساعتی در خود نگر تا كیستی/ از كجائی وز چه جائی چیستی/ در جهان بهر چه عمری زیستی/ جمع هستی را بزن بر نیستی

1982؛ شکارچیان تانک سوری در لبنان؛قسمت اول


 تام کوپر-یاسر العابد2003
مترجم:رضاکیانی موحد

در اوایل دهه 80میلادی، نیروی هوایی سوریه یک تیپ ازهلیکوپترهای غزال و یک وینگ از هلیکوپترهای هیند را راه اندازی کرد. تیپ هلیکوپترهای اس.آ-342 غزال فرانسوی شامل 4 اسکادران می شد؛ اسکادرانهای 976،977،988 و اسکادران دیگری به شماره احتمالی 989. وینگ هلیکوپترهای میل.می-25 هیند ساخت شوروی نیز شامل 3 اسکادران بود؛ اسکادرانهای 765،766 و 767. هر دو واحد در فرودگاه های مارج السلطان و الجدیده مستقر شده بودند اما تعدادی از هیندها را به صورت دائم به پایگاه هوایی سودا فرستاده بودند.

میل 25 -Mi25


سوریه به تازگی شروع به بهره گیری از هلیکوپترهای جنگی کرده بود و 18 فروند غزال را -در برابر کبراهای اسرائیل- در سال 1977 از فرانسه تحویل گرفته بود. این هلیکوپترها در اسکادران هجومی 976 سازماندهی شدند. آنها در الجدیده مستقر شدند و به موشکهای ضدتانک آ.ای-12 مسلح بودند. بعدها، تعداد بیشتری غزال خریداری شد و سوریه قادر شد 3 اسکادران تشکیل دهد. یک اسکادران دیگر نیز برای کمک به پلیس تشکیل شده بود. همچنین فرانسه شروع به فروختن موشکهای ضدتانک هات به سوریه کرد. هات در اصل یک موشک فرانسوی-آلمانی بود که همآورد موشک آمریکایی تاو به حساب می آمد. هات موشک مافوق صوتی است که از یک لوله شلیک شده و توسط سیم هدایت می شود. در آن زمان، هات یکی از پیشرفته ترین موشکهای ضدتانک جهان محسوب می شد و ادعا شده بود که می تواند یک ورقه فولادی به قطر 700 میلیمتر را در زاویه صفر درجه سوراخ کند. هات در لوله های مخصوص پرتاب عرضه می شد و هر غزال می توانست بر روی بالچه های پشت کابینش 4 فروند موشک هات حمل کند.

 

هلیکوپتر غزال سلاح اصلی ضدتانک سوریه در جنگ 1982 لبنان بود. 3 اسکادران غزال در طی جنگ بیش از 100 سورتی پرواز جنگی در طی 4 روز انجام دادند.خدمه آنها ادعا می کنند که بیش از 30 دستگاه تانک و تعداد بیشماری خودروی اسرائیلی را هدف قرارداده اند. سوریه 5 فروند غزال خود را در این درگیریها از دست داد.


بالگرد غزال /اس . ا . 342

اینکه سوریه از اواخر دهه 50 هیچ هلیکوپتر یا هواپیمایی از کشورهای غربی نخریده بود و حال به خریداری غزالهای فرانسوی روی آورده بود کاملا ناظران غربی را حیرت زده کرد. در حقیقت، این معامله حاصل کوششهای سعودی بود که مصمم بود کشورهای عرب را تا حد ممکن به سوی اردوگاه غرب سوق دهد، علاوه بر اینکه، شوروی خود را در تغذیه هیندهای مورد نیاز سوریه ناتوان نشان داده بود. شوروی به تمام هیندهایش نیاز داشت تا آنها را در آلمان شرقی مستقر کند. با این وجود، هنگامی که فرانسه ارسال غزالها را به سوریه آغازکرد، شوروی به تکاپو افتاد و در بهار 1981 اولین اسکادران هیند را به سوریه فرستاد. اولین محموله شامل 4 فروند هیند بود که بعد تا 12 فروند افزایش یافت. هیندهای سوریه از نوع میل.می-25 بودند. میل.می-25، نمونه ضعیفتر میل.می-24 بود و شوروی آنها را برای متحدان دست دومش می ساخت. سلاح اصلی این هلیکوپتر موشک 9.ام-17 اسکورپیون -از خانواده آ.تی-2 مالیوتکا- بود. این موشک نسبتا قدیمی اما ساده بود و به صورت بیسیم هدایت می شد. هر فروند هیند می توانست 4 فروند از آنها را در زیر بالچه های خود حمل کند. آ.تی-2 دارای چند نمونه بود که نمونه بی آن به سوریه ارسال شد. این نمونه 3500 متر برد داشت و ادعا شده بود که می تواند در یک ورقه فولاد به قطر 500 میلیمتر در زاویه صفر درجه نفوذکند. خلبانان عرب هیند عموما ادعا می کردند که این موشکها بلااستفاده هستند چرا که در درجه نخست قابل اعتماد نبودند. به علاوه، هیند به یک قبضه مسلسل یاک.بی-12.7 مسلح شده بود که در برجکی در زیر دماغه هلیکوپتر جای گرفته بود و همچنین راکت اندازهای یو.بی32-57 نیز بر روی هلیکوپتر قابل نصب بودند.

پس از بررسی دقیق تجربیات عراق در استفاده از هیندهایش، سوریه به سرعت استفاده از آ.تی-2 ها را کنارگذاشت و تنها به استفاده از مسلسل و راکت اندازها و بمبهای سقوط آزاد بسنده کرد. به خاطر چند دلیل که به هم مربوط نبودند غزالها و هیندها تا بهار 82 به صورت کامل وارد خدمت نشدند. در حقیقت، هیندهای سوریه در هیچ عملیات رزمی در طی نبرد با اسرائیل در آن سال دیده نشدند.

در نتیجه، اگرچه گزارشهای مخالفی -خصوصا از طرف روسها و اکراینی ها- وجوددارد اما همچنین در گزارشهای غربی هیچ اثری از پروازهای جنگی هیندهای سوری در درگیریهای سال 82 وجود ندارد. هنگامی که درگیرهای شروع شدند غزالها به تنهایی جنگیدند.

تاکتیکهای شکارچی-قاتل

در ابتدای سال 82، سوریها منتظر نوع جدیدی از عملیات اسرائیل در جنوب لبنان بودند. فرماندهان آنها محاسبه کرده بودند که نیروهای نظامی اسرائیل دست به عملیاتی شبیه به آنچه در سال 78 انجام داده بودند بزنند. در آن سال اسرائیل در حدود 40 کیلومتر -تا رودخانه لیتانی- در خاک لبنان پیشروی کرد تا به جستجوی مبارزان فلسطینی بپردازد. به هرحال، آنها می دانستند که اگر اسرائیل نخواهد که در رودخانه لیتانی متوقف شود یک رویارویی با اسرائیل گریز ناپذیرخواهد بود. هنوز اما، با توجه به استقرار بیشترین واحدهای مهم نیروی زمینی سوریه  در جولان یا دمشق و نگهداری پرهزینه نیروهای قابل اعتنایی در داخل لبنان از سال 76 به بعد، دمشق توان مالی و فضای کافی برای ایجاد یک جبهه قوی در عرض لبنان نداشت. در حقیقت، در ابتدای ژوئن 82 بیشتر واحدهای سوریه در لبنان در مرکز لبنان -مابین بیروت و زحله- مستقرشده بودند و بیشتر مواضع دفاعی در نقاط مورد علاقه سوریه مانند شاهراه بیروت-دمشق و مخصوصا در اطراف روستای سلطان یعقوب در تنتا متمرکز شده بودند.

با مطالعه عوارض زمینی، جاده ها، روستاهای جنوب لبنان و مسیرهای احتمالی -که اسرائیل می توانست از آنها استفاده کند- سوریه تاکتیکهای ساده اما بسیار موثری را توسعه داد. این تاکتیک، یک همکاری نزدیک بین غزالهای نیروی هوایی و تیمهای شکارچی-قاتل نیروی زمینی سوریه بود. هدف این بود که با کمین، نیروهای مکانیزه اسرائیل توسط نیروی زمینی -ترجیحا از فاصله کوتاه و در مناطق شهری- زمینگیرشود و سپس آنها را توسط هلیکوپترهایی که از میان تپه ها هجوم می آورند نابود کنند.

 

تیمهای ضدتانک نیروی زمینی سوریه به همراه سلاح اصلی خود یعنی راکت انداز آر.پی.جی-7

 


در ابتدای ژوئن82، نیروی زمینی سوریه گردان کماندویی 20 -که مجموعا 50 تیم شکارچی-قاتل در اختیار داشت- در جنوب و غرب بیروت و حومه شرقی و جنوبی حومه شهر در اختیار داشت. هر تیم شامل 4 تا 6 سرباز می شد. این تیمها به بهترین سلاح های ضدتانک بلوک غرب و شرق -مانند راکت اندازهای آر.پی.جی-7 ، آر.پی.جی-18، موشکهای ضدتانک آ.تی-4 و موشک میلان- مسلح بودند. معمولا در هر تیم 2 نفر تیرانداز و 2 نفر کمک تیرانداز وجود داشت. هر تیم 6 نفره دارای 2 عضو اضافی بودند که به موشکهای شانه پرتاب سام-7 مسلح بودند. نیروهای ضدتانک سوریه از قدیمی ترین و با تجربه ترین سربازان نیروی زمینی سوریه بودند و توانایی ها و عزم خود برای نبرد را نشان داده بودند. آنها بعدتر توسط اسرائیل به عنوان حرفه ای ترین سربازان طرف مقابل توصیف شدند. آنها ترجیح می دادند که در خیابانهای باریک شهرها و روستاهای لبنان به شکار تانکهای دشمن بروند.

نیروهای اصلی متعارف سوریه در لبنان لشکرهای دهم و سوم زرهی بودند. لشکر دهم زرهی در جنوب شاهراه بیروت-دمشق و داخل بیروت مستقر بود. این لشکر شامل تیپهای 76 و 91 زرهی -مسلح به تانکهای تی-62 و زرهپوشهای بی.پی.ام1- و تیپ 85 مکانیزه -مسلح به تانکهای تی-55 و زرهپوشهای بی.تی.آر-60- بود. به علاوه گردان 20کماندویی در اختیار این لشکر بود. لشکر سوم زرهی شامل تیپ 58 و تیپ 62 مکانیزه به علاوه 2 تیپ زرهی مسلح به تانکهای تی-62 بود. این لشکر یک گردان کماندویی اضافی را در اختیار داشت و از جاده بیروت-دمشق به علاوه 3 سایت موشک ضدهوایی به همراه 19 سایت -که بیشتر در نواحیه زحله در طول مرز سوریه قرارداشتند- دفاع می کرد.

تی-62 سوریه که در جنوب لبنان رهاشده است. تی-62 در طی درگیریهای خونبار با اسرائیل توانایی های خود را ثابت کرد اگرچه تیپهای 76 و 91 زرهی در حدود 60 تانک را از دست دادند. در عوض، شکار 2 دستگاه مرکاوا توسط تی-62ها تایید شده است.


نفربر زرهپوش BMP 1

نفربر زرهی BTR 60


نبرد 3 روزه: روز اول، 8 ژوئن

جنگ در حقیقت قبلا در روز اول ژوئن با حملات هوایی اسرائیل به پایگاه ها و انبارهای مهمات سازمان آزادیبخش فلسطین شروع شده بود. به هرحال، اسرائیل حرکت خود به داخل لبنان را در حدود ساعت 11:00 روز ششم ژوئن آغاز کرد.

برای نیروهای سوری جنگ دو روز بعد، در حوالی جزین -در مرکز لبنان- آغاز شد. در آنجا نیروهای اسرائیلی تحت فرمان سرتیپ دانی واردی وظیفه داشتند تا جزین را گرفته و در طول ساحل شرقی دریاچه قارون به سمت شمال -و شاهراه بیروت-دمشق- فشار آورده و به مواضع تیپ76 زرهی سوریه حمله کنند.

مواضع سوریها به خوبی برپانشده بودند. بیشتر واحدها در بعد از ظهر روز ششم ژوئن در جنوب دره بقاع به خدمت گرفته شدند و زمانی به آنجا رسیدند که تانکهای اسرائیل از مرز به سمت شمال سرازیر شده بودند. 2 تیپ زرهی از لشکر دهم زرهی دستورگرفتند تا در جنوب دریاچه قارون موضع گیری کنند و کوشش کنند تا اسرائیلی ها را از رسیدن به موقعیت استراتژیک زحله بازدارند.

درحالیکه نیروهای سرتیپ واردی به تیپ76 زرهی حمله کردند در پشت او نیروهای سرتیپ مناخیم عینان در طول جاده های باریک از جنوب به جنوب غربی حرکت می کردند و از جزین گذشتند تا به بیت اندین در کوه های شوف برسند. با اختلالهایی که از موانع ترافیکی و کمبود ساخت ناشی شدند، عینان سختی های زیادی را در سازمان دادن به حرکت نیروهایش تجربه کرد و حال با مشکلات در حال افزایشی روبرو بود. کمی پس از ساعت 00 :14 دو ستون جلودار واحدهایش ،که در دو جاده موازی حرکت می کردند، در اثر اشتباه در شناسایی یکدیگر به سوی هم آتش گشودند. نتایج این درگیری ناشناخته ماندند اما عینان حداقل 1 ساعت وقت را برای حل این اغتشاش از دست داد.

در حدود ساعت 15:30 که نیروهای 162 حرکت خود را از سرگرفتند، ناگهان تعدادی از وسایل نقلیه آن به سختی آسیب دیدند. 4 فروند غزال اسکادران 977 -درحالیکه بین تپه ها و درختان پرواز می کردند- به ستونهای عینان نزدیک شدند و قبل ازاینکه حضورشان توسط اسرائیلی ها کشف شود موشکهای هات خود را به سمت تانکها شلیک کردند. تعداد نامعلومی از تانکها و نفربرهای زرهی اسرائیل در اثر این حمله از بین رفتند اما اسرائیل متعاقبا گزارش کرد که تنها تلفات سبکی -4 مجروح-به نیروهایش واردشده است. در حدود 1 ساعت بعد، نیروهای واردی نیز تحت حمله جنگنده-بمب افکنهای سوری قرارگرفتند. خلبانهای سوری گزارش کردند:" چند تانک را در آتش رهاکردیم."

پیشروی در طول جاده های باریک -همانطور که درعکس دیده می شود- به صورت ستونی باعث شد تا طلایه داران اسرائیل اهداف آسانی برای کمین سوریها و فلسطینی ها شوند. سوریها کمینهایشان را با هماهنگی کماندوها و هلیکوپترهایشان انجام دادند و ظاهرا به موفقیتهای قابل ملاحظه ای رسیدند.

در حقیقت نیروهای عینان تنها توسط دومین واحد هلیکوپترهای سوریه که در آن روز با دشمن تصادم پیداکردند مورد حمله قرارگرفتند. اولین واحد قبلا در ساعت 14 در لبنان فعال شد. آنها به صورت پنهانی در ارتفاع پایین و در طول دره های شمال غربی کوهستان حرمون -جبل الشیخ حرکت می کردند و سپس به ستونهای تحت فرمان سرتیپ یوسی پلد حمله می کردند. این نیروها شامل دو تیپ چترباز و پیاده بودند که برای عملیات ضدتانک در نظر گرفته شده بودند و وظیفه داشتند تا در طول مرز سوریه و لبنان حرکت کرده تا به شاهراه بیروت-دمشق برسند تا مواضع سوریه در دره بقاع را محاصره کنند. هلیکوپترهای سوری حملات خود را هنگامی که اسرائیلی ها توسط عناصری از تیپ 91 زرهی -در جاده ایی که از حسیبیه به سمت رشایا می رفت- متوقف شدند آغاز کردند اما نتیجه این حمله نامعلوم است.

آخرین حمله غزالها در آن روز، در حدود 17:30 توسط 2 جفت غزال انجام شد که یک حمله گازانبری را بر علیه واحدهای اسرائیل بر روی جاده ای که از شعبا به رشایا و از بیروت به عین دارا می رفت انجام دادند. نتیجه این حمله نیز نامعوم باقی مانده است اما عموما در اسرائیل هیچ تلفاتی را تایید نمی کنند.

روزدوم، نهم ژوئن

در حدود نیمه شب نهم ژوئن، نیروهای عینان به روستای دروز در عین زالتا در میانه کوه های شوف رسیدند و تنها 15 کیلومتر با شاهراه بیروت-دمشق فاصله داشتند. به وسیله آنها، 2 تیپ زرهی از لشکر ده زرهی سوریه در جنوب دریاچه قارون محاصره شده بودند. به هرحال، همانطور که ام60های جلودار اوگدا از جاده به دهکده سرازیر شدند ناگهان با چند دستگاه تی62 سوری روبروشدند. دومین نبرد خونبار از فاصله نزدیک آغاز شد و چند دستگاه از تانکهای دو طرف -منجمله 3 دستگاه تی62- از بین رفتند. همانطور که اسرائیلی ها عقب نشینی کردند تا تجدید سازمان کنند، کماندوهای سوری حمله خود را شروع کردند و ستون اسرائیلی را زیر باران آرپی جی گرفتند. ظاهرا اوگدای عینان مستقیما وارد قلب تیپ 58مکانیزه -قسمتی از لشکر سوم زرهی سوریه- شده بود. نتایج این درگیری آغازین نامعلوم است چراکه آمار قابل اعتمادی از تلفات اسرائیلی ها وجود نارد. سوریها می گویند درحالیکه اسرائیلی ها به باروخ عقب می نشستند، حداقل 3 دستگاه تی 62 و 20 سرباز را از دست داده اند. آنچه از آن اطمینان داریم این است که مقاومت سوریها آنقدر شدید بوده است که باعث شد اسرائیل در صبح قسمتی از نیروهای سرتیپ واردی را توسط هلیکوپترهای سی اچ53 در عقبه جناح راست مواضع سوریها پیاده کند. همانطور که چتربازان اسرائیلی جیپهای خود را -که مسلح به موشکهای تاو بودند- می راندند، در طول جاده عین زالتا-باروخ متمرکز شدند ولی در ساعت 9:30 موردحمله غزالهای سوری قرارگرفتند و چند جیپ خود را از دست دادند. به هرحال، واردی شروع به سازماندهی مجدد نیروهایش کرد و آنها را در 3 موقعیت در شمال و شرق باروخ مستقرکرد. حداقل در تئوری، نیروهای واردی نیز اکنون 15 کیلومتر از شاهراه بیروت-دمشق فاصله داشتند. اگر آنها می توانستند به شاهراه برسند نه تنها نیروهای سوری مستقر در بیروت را از منابع خود در سوریه جدامی کردند بلکه یک راه باز به پشت لشکر اول زرهی سوریه نیز پیدامی کردند.

مشکل این بود که اسرائیلی ها نمی توانستند فورا پیشروی کنند. اوگدا نبرد با سوریها را در عین زلتا ادامه داد. یک حمله دیگر غزالها، 6 تانک منهدم شده بر روی دست اسرائیلی ها گذاشت. پس از آن بود که نیروهای عینان توانستند به سوی عین دارا -روستایی که تنها در چند کیلومتری جنوب شاهراه بود- پیشروی کنند. به هرحال، درحالیکه اسرائیلی ها پیشروی می کردند -زمانی که بیشتر ام60ها و مرکاواها عبور کرده بودند-اولین کمین توسط عناصر تیپ 51 و چند تیم ضدتانک انجام شد و آنها در چند زد وخورد، تعدادی از تانکها را مورد هدف قراردادند.

درضمن -دورتر به سمت جنوب-شرقی- دو تیپ زرهی سوری که در جنوب دریاچه قارون محاصره شده بودند برای نجات خود می جنگیدند و بیشتر قوای اسرائیلی را مشغول نگه داشته بودند. افسران سوری که از مهلکه نجات یافتند این درگیری را سبوعانه توصیف کردند. 2 گروهان جلودار تی62 از یک گردان کاملا از بین رفتند و گروهان دیگر تعدادی از تانکهایش را از دست داد. درعوض، سوری ها 6 دستگاه ام60 را منهدم کردند و 3دستگاه دیگر را به غنیمت گرفتند. در هنگام ظهر، زمانی که تانکهای نجات یافته سوری از مهمات و سوخت تهی شدند و فشار اسرائیلیها افزایش یافت وضعیت آنها وخیمترشد. سرفرماندهی سوریه که نگران وضعیت تیپهای 76 و 91 زرهی بود دستور داد تا یک تیپ از لشکر اول زرهی -که از تی72 بهره می گرفت- در طول جاده دمشق به سمت مرز لبنان حرکت کند تا مستقیما از مرز عبور کرده و به جناح راست واحدهای اسرائیلی -که در سمت شرق دره بقاع پیشروی کرده بودند- حمله کند.

ضدحمله سوریها که از سمت شرق به سمت غرب اجرا می شد از چند کیلومتری شمال رشایا عبور میکرد و توسط کهنه سربازان سوری به عنوان سبوعانه ترین نبرد تانک در طول جنگ معرفی شد. تی72 ها با چند گروهان ام60 برخورد کردند و تعدادی از آنها را منهدم کردند درحالیکه در تبادل آتش با اسرائیلی ها تلفاتی اندک داشتند. در حقیقت، فرمانده یکی از گروهانهای پیشتاز سوری متعاقبا بدون تلفات خط محاصره پیرامون تیپهای 76 و 91 را با موفقیت شکست. در طی خط شکنی سوریها در جنوب و شرق دریاچه قارون، در بعد ازظهر نهم ژوئن چند افسر متوجه شدند که یک فروند اف16 درحالیکه غرق در آتش است در پشت خطوط اسرائیل سقوط می کند. خلبان از هواپیما بیرون پرید. دلیل این حادثه تا امروز ناشناخته مانده است اما هیچ واحد ضدهوایی سوربه ادعانکرد که هواپیمایی را هدف قرارداده است، درحالیکه چند تن از کهنه سربازان سوری -به صورت کاملا مستقل از هم- آن حادثه را کاملا به یاد می آورند.

باوجود موفقیت سوریه و این حقیقت که 2 تیپ زرهی سوریه سعی کردند تا از دالانی که برای چند ساعت بازشده بود خود را نجات دهند، لشکر دهم زرهی سوریه تلفات سنگینی داد و 200 دستگاه تی62 خود را در طی نبرد از دست داد. حداقل 90 دستگاه از آنها سالم به غنیمت گرفته شدند. درنهایت، این واحد مجبور شد که عقب نشینی کرده و به سرعت با تی55های ذخیره استراتژیک ارتش سوریه تجدید قواکند. در عوض، لشکر اول زرهی دستور گرفت که به پشت مرز سوریه بازگردد و پس از تجدید سازمان مسیر خود را به سمت زهله ادامه دهد.

زره فعال ماگاش6در برابر موشکها و نارنجک اندازهای سوریه موثر بود اما هنوز کامل نشده بودند. این ماگاش یکی از 2 تانکی است که تایید شده است که شکار تیمهای ضدتانک سوری شده اند.

در این اثنا -در حدود 12:30 روز نهم ژوئن- 4فروند میگ 23 سوری سرفرماندهی اسرائیل در صماغیه را بمباران کردند. این مرکز توسط ردیابی مخابرات رادیویی اسرائیلی ها شناسایی شده بود و زیر بمباران سنگین توپخانه سوریه قرارداشت. یک حمله هوایی دیگر نیز برای پشتیبانی از لشکر اول زرهی انجام شد تا تیپهای زرهی درکناره جنوبی دریاچه قارون آزاد شوند.

دوساعت بعد، به منظور پشتیبانی بهتر واحدهای زمینی در برابر سوریها، نیروی هوایی اسرائیل عملیات دراگ استور را آغاز کرد. این عملیات، یک حمله متمرکز بر علیه سایتهای سام سوریه در ناحیه بین زحله و مرز سوریه بود که کاملا موفقیت آمیز بود و نه تنها موجب خنثی شدن موشکهای ضدهوایی سوریه شد بلکه 23 فروند جنگنده-بمب افکن سوریه -که به حریم هوایی لبنان وارد شده بودند- نیز ساقط شدند.

به همراه خنثی کردن سامهای سوریه، یک سپاه از اسرائیل تحت فرمان سرلشکر آویدگور بن گال، که شامل اوکدای 90 و 252 می شد- یک حمله 3 شاخه را بر علیه بقایای لشکر 10زرهی سوریه به علاوه لشکر سوم زرهی در بقاع آغاز کرد.

 

بین روز هشتم و یازدهم ژوئن، میگ23های سوریه بیش از 100 سورتی پرواز جنگی انجام دادند و به نیروهای درحال پیشروی اسرائیل حمله کردند. به هرحال، معمولا دراولین موج حمله آنها تلفات زیادی را در برابر اف15ها و اف16های اسرائیل تحمل کردند.


قسمت دوم


 تام کوپر-یاسر العابد2003
مترجم:رضاکیانی موحد

در صورت استفاده در سایر وبلاگها و سایتها لینک مطلب در Wars and history و نام نویسنده و یا مترجم را ذکر کنید.

نام رمز؛ کولاک-333/حمله روسها به کاخ تاجبک


درباره وب سایت

Wars & History
رضا کیانی موحد - محمدحسین پاز
مدیر وب سایت :

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان