پنجشنبه 18 دی 1393 09:55 ب.ظ نظرات ()


رضاکیانی موحد


پیشینه ی تاریخی

در ابتدای جنگ جهانی دوم ورماخت با معضلی اساسی مواجه بود. مصاف دادن با تانکهای حریف در نبردهای زرهی نیاز به ادواتی مناسب این کار داشت که ارتش آلمان فاقد آنها بود. بزرگترین رقبای آلمان در حوزه ی زرهی کشورهای فرانسه و روسیه ی شوروی بودند. زرهی فرانسوی ها (با تانک سنگین بی-1) و روسها (با تانک سنگین کا.وی-1) با زرهی نوپای آلمانها قابل مقایسه نبودند. عمده تانکهایی که در آن زمان در اختیار آلمانها بود تانکهای سبک و متوسطی بود که توپ اصلی با کالیبر پایین داشتند و سرعت دهانه ی این توپها آنقدر نبود که گلوله های آنها بتوانند در غولهای زرهی فرانسه و روسیه کارگر شوند. سلاح اصلی ضدتانک آلمان توپهای کششی ضد تانک بود که جابجایی و استقرار آنها در هیاهوی صحنه ی نبرد کند و دست و پا گیر بود.

آلمانها به عنوان طلایه دار توسعه ی ادوات زرهی با تکیه بر آزمون و خطا شروع به کار کردند تا به بهترین ماشین برای مقابله با تانکهای دشمن دست پیداکنند. قدم اول آنها حذف برجک متحرک تانک پانزر-1 و نصب برجک ثابت به همراه یک قبضه توپ ضدتانک 47 میلیمتری ساخت چک به جای آن بود. این خودروی جدید زرهی از طرف آلمانها "شکارچی تانک" نام گرفت.

http://wars-and-history.persiangig.com/%D8%B2%D8%B1%D9%87%DB%8C/%D9%81%D8%B1%D8%AF%DB%8C%D9%86%D8%A7%D9%86%D8%AF/Panzerj%C3%A4ger_1.jpg

پانزریاگر-1؛ اولین شکارچی تانک دنیا

قیمت کمتر (نسبت به تانکهای متعارف) و کارایی بالا (در نقش توپ ضدتانک خودکششی) سبب شد تا ساخت چنین ادواتی در دستور کار قرار بگیرد. با شکست ارتش فرانسه و به غنیمت گرفته شدن تانکهای فرانسوی به دست آلمان، تعداد زیادی از تانکهای فرانسوی با تغییر ساختار تبدیل به شکارچی تانک شدند. این نسل جدید از شکارچیان تانک "ماردر" (سمور) نام گرفتند. ماردرها به توپ 75 میلیمتری مجهز شدند تا بتوانند در برابر توپ 76 میلیمتری تی-34 های روسی حرفی برای گفتن داشته باشند. اندکی بعد ماردر-2 (بر اساس شاسی پانزر-2) و ماردر-3 (بر اساس شاسی پانزر-38) ساخته شده و به جبهه ی شرق ارسال شدند اما در حقیقت ماردرها یک راه حل موقتی بودند تا ورماخت بتواند شکارچی تانک مناسبی را برای مقابله با تانکهای روسی به دست آورد.

http://wars-and-history.persiangig.com/%D8%B2%D8%B1%D9%87%DB%8C/%D9%81%D8%B1%D8%AF%DB%8C%D9%86%D8%A7%D9%86%D8%AF/Marder-I.jpg

ماردر1

http://wars-and-history.persiangig.com/%D8%B2%D8%B1%D9%87%DB%8C/%D9%81%D8%B1%D8%AF%DB%8C%D9%86%D8%A7%D9%86%D8%AF/marder-2.jpg

ماردر-2

http://wars-and-history.persiangig.com/%D8%B2%D8%B1%D9%87%DB%8C/%D9%81%D8%B1%D8%AF%DB%8C%D9%86%D8%A7%D9%86%D8%AF/773px-MarderIII.jpg

ماردر-3

راه حل موقتی بعدی شکارچی تانک "نشورن" نام داشت که ترکیبی از قطعات و بدنه ی پانزر-3 ،پانزر-4 و توپ ضدتانک معروف 88 میلیمتری آلمانها بود. نشورن در سال 1942 ساخته شد و در نبرد کورسک سابقه ی خوبی از خود بجای گذاشت. گام بعدی ورماخت ساخت شکارچی تانک "فردیناند" بود. قرار بود که فردیناند آخرین تیر در ترکش ورماخت باشد.

http://wars-and-history.persiangig.com/%D8%B2%D8%B1%D9%87%DB%8C/%D9%81%D8%B1%D8%AF%DB%8C%D9%86%D8%A7%D9%86%D8%AF/Nashorn.jpg

نشورن

طراحی

طراحی فردیناند (که به خاطر نام طراح مشهورش فردیناند پورشه این نام را گرفته بود) در سالهای 43-42 آغازشد. شاسی آن بر اساس طرحی که پورشه برای تانک تایگر طراحی کرده بود ساخته شد. زنجیرهای جدیدی برای این شاسی طراحی شد و موتورهای تانک به وسط شاسی منتقل شد تا فضای کافی برای نصب توپ 88 میلیمتری پاک-43 در برجک ثابت فردیناند فراهم شود. موتور فردیناند مستقیما به چرخها نیرو نمی داد بلکه ژنراتورهایی را می چرخاند که خود این ژنراتورها به موتورهای الکتریکی متصل شده به چرخها برق می رساندند. به ناچار با وجود این تغییرات، راننده و بیسیم چی در اتاقکهای جداگانه ای در جلوی شاسی قرار می گرفتند.

http://wars-and-history.persiangig.com/%D8%B2%D8%B1%D9%87%DB%8C/%D9%81%D8%B1%D8%AF%DB%8C%D9%86%D8%A7%D9%86%D8%AF/330px-Tiger_%28P%29.svg.png

طرح رد شده ی پورشه برای تانک تایگر؛ این طرح مبنای اصلی ساخت فردیناند شد.


توپ پاک-43 نمونه ی کامل شده ی توپ ضدهوایی 88 میلیمتری بود که برای مقابله با تانکها بهینه سازی شده بود. توپهای ضدهوایی 88 میلیمتری در نبردهای آفریقا توسط مارشال رومل برای مقابله با تانکهای بریتانیایی بکارگرفته شدند و توانایی شگفت انگیز خود را برای مقابله با تانکها به نمایش گذاشتند. لوله ی پاک-43 را بلندتر کرده بودند تا سرعت اولیه ی بیشتری به گلوله های شلیک شده بدهد و توانایی نفوذ آنها را در زره تانکهای دشمن بیشتر کند. این توپ 25 درجه جابجایی در سمت و توانایی جابجایی محدودی در ارتفاع داشت. اولین نمونه ی کامل شده ی فردیناند در روز 19 مارس 1943 توسط هیتلر بازدید شد و او را به شدت تحت تأثیر خود قرارداد.

حفاظت

همانطور که گفته شد برجک فردیناند یک برجک ثابت بود و در قسمت عقبی شاسی نصب شده بود. به جلوی بدنه ی فردیناند صفحات زرهی اضافی به ضخامت 100 میلیمتر اضافه شد که سبب شد ضخامت زره جلویی تا 200 میلیمتر و وزن تانک تا 5 تن اضافه شود.

در سپتامبر 1943 تمام فردیناندهای عملیاتی برای بهینه سازی هایی که بر اساس شکست در نبرد زرهی کورسک تجربه شده بودند از خط مقدم فراخوانده شدند. در ماه های اکتبر و نوامبر 1943 بر روی 48 دستگاه فردیناند (از 50 دستگاهی که از نبرد کورسک جان به در برده بودند) مسلسلهای ام.جی-34 نصب شد. یک جایگاه فرمانده هم بر سقف برجک نصب شد که از توپهای خودکششی "اشتورمگشاتز-3" به عاریت گرفته شده بودند. بدنه ی فردیناندها با یک پوشش ضدمغناطیس زیمریت پوشیده شد تا پیاده نظام دشمن نتواند بر روی بدنه مینهای مغناطیسی بچسباند. با اندکی بهینه سازی بر روی زره، وزن تانکها تا 70 تن اضافه شد. این بهینه سازی ها سبب شد تا تانکهای جدید را با نام مستعار الفانت (فیل) بنامند. 5 دستگاه تایگر برگپانزر (تانک تعمیراتی بر اساس شاسی تایگر) نیز در پاییز 43 تبدیل به الفانت شدند.

تولید

زمانی که پورشه طرح فردیناند را در دست گرفت در حدود 100 شاسی از طرح شکست خورده ی تایگر در دست داشت که پس از شکست طرح پورشه از هنشل دیگر به کار نمی آمدند. 91 شاسی با نصب توپ و برجک ثابت به فردیناند تبدیل شدند. موتورهای ساخت پورشه ی ،که برای تایگر در نظرگرفته شده بودند، با دو موتور 300 اسبی مای باخ عوض شدند. این سیستم پیشرانه دارای نقاط ضعف زیر بود: مصرف بالا، بازده پایین، تعمیرات و نگهداری گران قیمت.

سازمان رزم

فردیناندها (و الفانت ها) را به صورت گروهان سازماندهی کردند. هر گروهان به چند جوخه تقسیم می شد که توسط تانکهای معمولی یا پیاده نظام حفاظت می شدند. در هنگام حمله فردیناند ها موج اول حمله را تشکیل می دادند و در هنگام دفاع اغلب به عنوان نیروی احتیاط برای ضدحمله بر علیه زرهی دشمن بکار گرفته می شدند.

در نبرد کورسک دو گردان از فردیناندها تشکیل شدند: گردان های ضدتانک 653 و 654 (هر کدام به استعداد 45 دستگاه فردیناند). این دو گردان به همراه گردان ضدتانک 216 (مجهز به برومبارز) هنگ 656 ضدتانک را به فرماندهی سرهنگ دوم جانگنفلد تشکیل می دادند. این هنگ قسمتی از سپاه 41ام پانزر تحت فرمان ژنرال هارپ بود.

تاریخچه ی عملیاتی


ایتالیا 1944 یک دستگاه الفانت از کار افتاده

"در اولین روز عملیات ما با موفقیت با سنگرها، پیاده نظام، مواضع توپهای صحرایی و ضدتانک دشمن درگیر شدیم. به مدت 3 ساعت تانکهای ما با وجود آتش دشمن تاخت و تاز می کردند و ثابت کردند که در برابر آتش دشمن روئین تن می باشند! در غروب روز اول، اولین تانکهای دشمن نابود شدند در حالیکه بقیه ی آنها فرار می کردند. خدمه ی توپهای صحرایی و ضدتانک پس از چند شلیک ناموفق به تانکهای ما فرارکردند. در اولین درگیری هنگ ما تعداد زیادی از مواضع توپخانه، سنگرها به علاوه ی 120 دستگاه تانک دشمن نابود شد..." گزارش روز 19 جولای 1943 فرمانده ی جوخه ی بوهم.

زمانی که نبرد کورسک آغازشد 89 دستگاه از 91 دستگاه فردیناند ساخته شده در این نبرد بکارگرفته شدند. این نبرد اولین تجربه ی رزمی فردیناند محسوب می شد. اگرچه فردیناندها تانکهای زیادی را هدف قرار دادند اما در موارد دیگر عملکرد ضعیفی داشتند. در چهار روز اول عملیات نیمی از آنها به خاطر مشکلات مکانیکی یا برخورد با مین از وضعیت عملیاتی خارج شدند. تعداد خیلی کمی از آنها هدف آتش ضدتانک روسها قرارگرفتند و آنهایی هم که قرارگرفتند ،به خاطر زره ضخیم فردیناند، آسیب اندکی دیدند. به هرحال عدم تجهیز الفانت به مسلسل آن را در برابر حملات پیاده نظام بی دفاع کرده بود. بیشتر تلفات در طی ضدحمله ی روسها ،که پس از عملیات کورسک انجام شد، بر فردیناندها واردشد. در بیشتر موارد خدمه ی آنها ناچار بودند تا تانکهایشان را در صحنه ی نبرد رها کنند چرا که فردیناندها سنگین تر از آن بودند که به پشت جبهه یدک کشیده شوند. باقیمانده ی تانکهای فردیناند در اواخر 1943 در جبهه ی دنیپر فعالیت اندکی داشتند.

همان طور که گفته شد این تانکها عقب کشیده شدند و پس از بهینه سازی الفانت نام گرفتند. درحالیکه این بهینه سازی ها بعضی از مشکلات را رفع کردند بعضی از مشکلات فردیناند به قوت خود باقی ماند. در سال 1944 الفانتها را به جبهه ی ایتالیا فرستادند اما عملکرد آنها بازهم ضعیف تر شده بود چرا که وزن سنگین آنها اجازه نمی داد که از بیشتر جاده ها و پلهای این کشور استفاده کنند. به خاطر فقدان لوازم یدکی بسیاری از آنها رها شدند یا توسط خدمه ی خود منفجر شدند تا به دست دشمن نیفتند. یک گردان از باقیمانده ی الفانتها در ماه آخر جنگ در جبهه ی ویستولا در لهستان بکارگرفته شدند و 4 دستگاه از آنها در نبرد برلین حضور داشتند.

اگر بخواهیم نسبت شکارها به تلفات الفانت (فردیناند) را محاسبه کنیم این تانک موفق ترین شکارچی تانک جنگ جهانی دوم به حساب می آید. به طور متوسط هر الفانت قبل از نابود شدن 10 دستگاه تانک دشمن را از کار انداخته است که این نسبت شگفت آور به خاطر قدرت آتش و حفاظت آن ،به ویژه در هنگام دفاع، به دست آمده است. این سلاح در فواصل دور بی رقیب بود. در یک مورد یک دستگاه فردیناند توانست یک دستگاه تی-34 روسی را از فاصله ی 4.5 کیلومتری هدف قرار دهد. در طی نبرد کورسک فردیناندهای گردان 653 ضدتانک در حدود 320 تانک روسی را به آتش کشیدند در حالیکه تلفات خودشان 13 دستگاه بود(کل تلفاتی که هنگ 656 ضدتانک به روسها وارد کرد در حدود 502 دستگاه تانک و 100 دستگاه از دیگر ادوات رزمی بود). به هر حال تحرک کم ومشکلات مکانیکی الفانت را برای عملیات تهاجمی نامناسب کرده بود.


 

http://wars-and-history.persiangig.com/%D8%B2%D8%B1%D9%87%DB%8C/%D9%81%D8%B1%D8%AF%DB%8C%D9%86%D8%A7%D9%86%D8%AF/elep_1.jpg

http://wars-and-history.persiangig.com/%D8%B2%D8%B1%D9%87%DB%8C/%D9%81%D8%B1%D8%AF%DB%8C%D9%86%D8%A7%D9%86%D8%AF/800px-Ferdinand3.jpg

دو دستگاه فردیناند باقیمانده در جهان: تصویر بالا فردیناندی است که به دست آمریکایی ها افتاد و تصویر پایین آنکه به دست روسها افتاد.

در حال حاضر تنها دو دستگاه تانک الفانت در جهان وجود دارد. یکی از آنها توسط روسها در نبرد کورسک به غنیمت گرفته شد و اکنون در بزرگترین موزه ی زرهی جهان ،موزه ی کوبینکا، به نمایش گذاشته شده است. نمونه ی بعدی در نبرد آنزیو به دست آمریکایی ها افتاد و اکنون در موزه ی ساز و برگ ارتش آمریکا در مریلند قرار دارد.

پانزریاگر تایگر (فردیناند؛ الفانت)

مشخصات

وزن

65 تن

طول

8.14 متر

عرض

3.38 متر

ارتفاع

2.97 متر

خدمه

6 نفر(راننده، بیسیم چی، فرمانده، توپچی، دو نفر گلوله گذار)

سلاح اصلی

1 قبضه توپ پاک-43/2 ال/71

سلاح فرعی

1 قبضه مسلسل 7.92 میلیمتری

پیشرانه

2 دستگاه موتور مای باخ به توان 592 اسب بخار

نسبت توان به وزن

9.23 اسب بخار/ تن

برد عملیاتی

150 کیلومتر در جاده

90 کیلومتر خارج از جاده

سرعت

30 کیلومتر/ساعت

تعداد ساخته شده

91 دستگاه

منبع ماهنامه جنگ افزار شماره 120 آذرماه 1393

ISSN 1735251-7