منوی اصلی
جنگها و تاریخ
  • یکشنبه 26 آبان 1398 10:15 ب.ظ نظرات ()
    حالا اصلا فرض کنیم که گوساله ای هم پیدا شد و توانست علتی را تشخیص بدهد... چگونه می خواهد بیمار را درمان کند وقتی که از بدن بیمار چیزی نمی داند؟ عموم مردم (چه باسواد و مدرسه رفته و چه بیسواد و مدرسه نرفته) نمی دانند که طب سنتی اصولا بر پایه های آموزه های بقراط و جالینوس است و این دو نفر اگر سوادشان درباره ساختار و کارکرد بدن انسان (کالبدشناسی یا آناتومی) جمع کنیم به اندازه یک دیپلمه ی تجربی امروزی نیست....
    در زمانی که بقراط و جالینوس کتابهایشان را می نوشتند (که البته از دید تاریخی بسیاری از کتابها را هم خودشان ننوشته اند که خود بحث دیگری است که بعدا به آن خواهیم وارد شد) کالبدشکافی بدن انسان به دلایل مذهبی ممنوع بوده است... به همین دلیل ساده این بزرگواران اطلاعات بسیار اندکی از اندامهای داخلی بدن و نحوه ی کارکرد آنها داشته اند... حداکثر میمون و شامپازه و خوک را تشریح می کردند و به دلیل شباهتهایی که بین بعضی از اعضای بدن این حیوانات و بدن انسان بوده است قیاس می کرده اند که خوب مثلا فلان عضو بدن انسان هم حتما به همان صورت عمل می کرده که فلان عضو خوک....
    این مشکل با ورود پزشکی سنتی یونان به دنیای اسلام بدتر هم شد و با ممنوعیت سفت و سخت تر اسلام در تشریح بدن کمترین امکانی از رازی ها  و ابن سیناها گرفته شد که اطلاعات آناتومی خود را به روز کنند. در نتیجه از زمان خود بقراط تا به همین امروز اگر کسی بخواهد فقط و فقط به کتابهای طب سنتی (از هر نوع و شاخه و فرقه اش) مراجعه کند و به مردم قرص و شربت بدهد دقیقا مانند کسی است که با چشم بسته وارد میدان مین بشود.
    تازه در سال 1542 بود که یک پزشک عاقلی به نام آندره وسالی پیدا شد که گفت باید خودم دل و روده ی یک آدم را بیرون بکشم تا ببینم جالینوس درست گفته یا نه.... و از همان جا معلوم شد که زرشک... حضرت استاد بیشتر از 1000 سال پرت و پلا به خورد مردم داده بوده و تمام پزشکان سنتی از علی بن ربن طبری تا رازی تا سینا تا هر کسی که فکرش را بکنید در کتابهایشان همان مطالب را کم و بیش رونویسی می کردند و در حالی برای مردم نسخه می پیچیدند که اطلاعات نادقیق و بعضا غلطی از کارکرد اعضای بدن انسان داشته اند. 
    شما نگاه کن ابن سینا که دیگه افتخار مردم ایران است و هر سال برایش کنگره و کنفرانس می گیریم و به به و چه چه می کنیم برداشته در کتاب قانون نوشته قلب آدم سه تا بطن دارد .... من الان وقتی می روم دکتری که می دانم دست کم در دانشکده ی پزشکی دل و روده ی یک نفر را در سالن تشریح زیر نظر یک استاد پزشکی سفره کرده، دست و دلم می لرزد که نکند.... ؟ بعد شما ببین آن کسانی که جان خودشان و زن و بچه شان را دست بازماندگان مکتب پزشکی ابن سینا و رازی می گذارند واقعا دیگر چقدر دل و جرأت دارند؟؟؟؟؟ 
    حالا شما از این گوساله هایی که هنوز به رازی و ابن سینا استناد می کنند انتظار داری که بفهمند مثلا فشار خون چیست؟ بابا بی خیال...  نوابغ تاریخ پزشکی چون سینا و رازی انقدر به خودشان زحمت ندادند که حتی گردش خون را کشف کنند.. حالا من دست بچه ام را بگیرم ببرم پیش کسی که از نظر سواد علمی شاگرد شاگرد شاگرد آنها هم نمی شود؟ ساندویچ مغز الاغ خورده ام آیا؟
    آخرین ویرایش: جمعه 24 آبان 1398 10:41 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • جمعه 24 آبان 1398 09:54 ب.ظ نظرات ()
    هر سال به چنین روزی که میرسیم (البته در تقویم قمری) جشنهای میلاد پر سعادت حضرت محمد (ص) به همراه روز نهایی هفته ی وحدت برگذار می شوند. مدتها بود که درباره ی هفته ی وحدت می خواستم بنویسم که امروز مجالی به دست آمد. تبلیغ وحدت بین شیعه و سنی از جمله سیاستگذاری های جمهوری اسلامی بوده که پس از انقلاب 57 در دستور کار قرار داده شد. سخنرانی ها، بزگرداشتها، کنفرانسها و برنامه های تبلیغی زیادی در 4 دهه ی گذشته صورت گرفته اما من هنوز متوجه نشدم که دقیقا چه وحدتی باید بین شیعه و سنی برقرار بشود. شما اگر با یک عالم دینی اهل تسنن صحبت بکنید و از او درباره ی مذهبش بپرسید جواب می دهد که به یکی از چهار مذهب اصلی شافعی، حنفی، مالکی، حنبلی اعتقاد دارد و اصولا هر اهل سنتی می تواند به اختیار یکی از این مذاهب چهارگانه را اختیار کند. این مذاهب هم همگی مذاهب فقهی هستند یعنی مثلا فلان مذهب درباره نماز و روزه فلان فتوا را می دهد و بهمان مذهب بهمان فتوا را....
    اما شما اگر از یک روحانی شیعه دوازده امامی درباره ی مذهبش بپرسید بی استثنا جواب می دهد که به مذهب حقه ی جعفری اعتقاد دارد.... گرفتید؟ یعنی من الان ساعتها است که دارم فکر می کنم که اگر شیعیان (منظور شیعیانی است که من میشسناسم) واقعا از ته دل باور دارند که مذهبشان حق است و حقیقت با این پارادایم ذهنی دیگر چه جایی می ماند برای وحدت؟ وحدت بین چه و چه؟ حق و باطل؟ چون همان طور که می دانیم نقیض حق باطل است و اگر مذهب تشیع دوازده امامی حق است می توان این جمله را به این صورت هم بیان کرد که غیر از شیعه دوازده امامی تمامی مذاهب دیگر باطل اند؟ آن وقت چگونه و با چه تمهیدی می توان بین مذهب حق و مذاهب باطل گفتگو ایجاد کرد، وحدت که جای خود دارد؟
    خلاصه اگر به پاسخی رسیدید به ما هم بگویید.
    در ضمن عید همگی مبارک باد شیعه و سنی؛ ایرانی و غیر ایرانی
    رضا کیانی
    آخرین ویرایش: جمعه 24 آبان 1398 10:11 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • سه شنبه 21 آبان 1398 10:37 ب.ظ نظرات ()
    به لینک زیر مراجعه کنید
    https://farsi.euronews.com/2019/11/11/how-many-iranians-perished-during-first-world-war
    آخرین ویرایش: سه شنبه 21 آبان 1398 10:38 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • پنجشنبه 16 آبان 1398 08:12 ق.ظ نظرات ()
    این که چرا کسانی که دم از انسانیت می زنند و وظیفه در برابر جامعه و این حرفها، در برابر بیماری های خطرناکی مثل سارس و ابولا و ایدز هیچ کاری انجام نمی دهند به این خاطر نیست که خدای ناکرده چسبیده اند به مطبها و دکان های عطاریشان یا از بس که سرگرم حجامت و زالو انداختن هستند فرصت نجات دادن مردم را ندارند. نه خیر! اتفاقا این بندگان خدا از خدایشان بود اگر می توانستند که حتی اگر شده یک نفر مبتلا به ابولا یا سارس را درمان کنند تا گوساله پرستان در بوق و کرنا کنند که سروران ما هر بیماری لاعلاجی را قادرند درمان کنند و یک شبه می زدند و کل پزشکان مدرن را به دریا می ریختند. یعنی از نظر پروپاگاندا هم که شده درمان یک نفر ابولایی برای اینان صد هزار برابر ارزش دارد تا درمان مثلا بنده و جناب عالی. پس مسئله مسئله ی جیب من و شما نیست چون ماشاالله این عزیزان از فروش روغن زالو و کف دریا و .... به جیب زده اند. اما چه عاملی باعث می شود که این سروران دست به چنین اقداماتی نزدنند و با الحاوی رازی و القانون سینا به جنگ سارس و ایدز و ابولا نروند؟
    حقیقت این است که به قول رضا مارمولک طب سنتی دست و بال ایشان را بسته است. از هر نظر اگر طب سنتی سرآمد انواع روشهای درمانی جهان باشد، که نیست، باید بدانیم که یک طبیب سنتی، یا به قول خودشان حکیم، از نظر تشخیص عاجز است. یعنی طب سنتی وقتی پای تجویز در میان باشد میدان دار است ولی در زمینه ی تشخیص کاملا فشل است. چرایش را الان می گویم.
    فرض کنید که شما، زبان م لال، سرطان مغز استخوان گرفته اید. می روید پیش فلان حکیم معروف در حالیکه نه خودتان می دانید چه بیماری دارید و نه ایشان هیچ سابقه ای از شما دارند. حالا قرار است که جناب حکیم باشی دکتر علفیان بیماری شما را تشخیص بدهند. روشهای تشخیص ایشان چیست؟ فهرست می کنم:
    • نگاه کردن به قاروره (یعنی تشخیص بیماری از روی رنگ ادرار)
    • نگاه کردن به زبان (یعنی تشخیص بیماری از روی رنگ زبان)
    • نگاه کردن به رنگ بدن بیمار ( از نظر رنگ پریدگی و سرخ شدن و ...)
    • گرفتن نبض بیمار
    • دست زدن به پیشانی بیمار (که تب کرده یا خیر)
    تمام شد. یعنی آدم باید واقعا یک چیزیش بشود که یک پزشک مدرن را که به انواع روشهای تشخیص آزمایشگاهی و رادیولوژی و ام.آر.آی و چه و چه و چه مجهز است ول کند و برود سراغ کسی که با نگاه کردن به رنگ ادرار قرار است بیماری اش را تشخیص بدهد. شما فکر می کنید که حکیم مزبور با تکیه بر این روشهای عهد چپق به احتمال چند درصد می تواند انواع مختلف سرطان را تشخیص بدهد؟ یعنی شما واقعا زندگی خودتان و عزیزانتان را در دست چنین افرادی می گذارید.
    از میان پنج روش تشخیص طب سنتی تنها گرفتن نبض بیمار است که دقیق است و آن هم نه به دلیل حذاقت بیش از حد اطبای سنتی است بلکه به دلیل طبیعت نبض است که به صورت منظم می زند و اگر کم و زیاد بشود قابل تشخیص است. این بندگان خدا که هیچ حتی بزرگانشان مانند ابن سینا و رازی هم آنقدر هوشمند نبودند که برای تشخیص تب بیمار دست کم یک دماسنجی چیزی اختراع کنند. یعنی واقعا اگر درجه حرارت بدن بیمار 38 درجه باشد یا 39 درجه چطور تشخیص می دهند این اختلاف یک درجه ای را؟ همین طوری روی هوا؟
    طب سنتی 2500 سال است که در حوزه ی روشهای تشخیص بیماری ها درجا زده است و جالب این که مدعیان این نوع طبابت خود را از تمام پزشکان مدرن سر می دانند. درحالیکه انواع زیادی از سرطان را طب مدرن درمان کرده است و روشهایی چون پرتو درمانی و شیمی درمانی جان افراد زیادی را نجات داده اند بد نیست که مدعیان طب سنتی و گوساله پرستانی که صدای این گوساله ی سامری را در فضای مجازی جار می زنند یک بار بیایند و از پیشرفتهای خود در زمینه ی تشخیص بیماری ها و درمان انواع سرطان بگویند. 
    تا سیه روی شود هر که در او غش باشد

    آخرین ویرایش: جمعه 17 آبان 1398 08:35 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • چهارشنبه 15 آبان 1398 09:42 ب.ظ نظرات ()
    من یه چند روزی هست که دارم دنبال یه دانشگاه خارجی می گردم برای اپلای کردن. هر سایتی رو که سر می زنم می بینم صفحه اولش یه چند تا دختر و پسر و مرد و زن خوشحال و خندان در کنار هم دارن رو به دوربین لبخند می زنند که یعنی ما اینجا خیلی خوشبختیم و اینها... یکی از این سایتها رو عکس گرفتم گذاشتم اینجا برای ثبت در تاریخ
    http://s7.picofile.com/file/8377449668/%D8%B3.png


    حالا یه سری هم بزنیم دانشگاه های ایران. عکس زیر مال پژوهشگاه دانش‌های بنیادی هستش که نشون میده یه سری آدم اعصاب داغون و اخمو و عصبی پشت کردن به دوربین .... یعنی چی اون وقت؟  خودتون بگید...
    http://s6.picofile.com/file/8377449642/%D8%B4.png
    آخرین ویرایش: چهارشنبه 15 آبان 1398 10:30 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • یکشنبه 12 آبان 1398 09:25 ق.ظ نظرات ()
    http://s6.picofile.com/file/8377068100/Doktorschnabel_430px.jpg
    در اواسط قرن چهاردهم میلادی بود که مرگ سیاه از آسیا وارد اروپا شد و تا مردم چشم به هم بگذارند سرتا سر قاره ی سبز را در نوردید. آمار تلفات دقیقی از اپیدمی طاعون در این دوران در دست نیست اما برآوردهایی این رقم را تا 25 میلیون نفر تخمین می زند. اطبای سنتی ،که به همان روشهای پزشکی مجهز بودند که امروزه طرفداران طب سنتی از آن دفاع می کنند، در برابر این اپیدمی چه کردند؟ هیچ! توصیه هایی کردند که هیچ فایده ای نداشت. چرا؟ به این دلیل ساده که اصلا هیچگاه در پی کشف علت اصلی مرض نبودند. وقتی پزشکی نتواند علت مرض را تشخیص بدهد از درمان آن هم ناتوان خواهد ماند مگر با تکیه بر شانس و اقبال. همانطور که در بالا می بینید پزشکان اروپایی به جای مبارزه با موشها و ککها، علت اصلی انتقال و سرایت طاعون، لباسهای عجیب و غریب می پوشیدند و رقصهای عجیب و غریب می کردند و توصیه های عجیب و غریب می کردند.
    اپدیمی هایی چون وبا، طاعون و .... بارها و بارها در دنیای قدیم فراگیر شدند و میلیون نفر را به کام مرگ کشاندند و پاسخ طب سنتی همان بود که بود: 
    علت مرض بر هم خوردن تعادل بین اخلاط بیمار است. با تغییر اخلاط و رسیدن مجدد آنها به تعادل مرض برطرف خواهد شد.
    و پاسخ مریضها هم همان بود که بود:
    مرگی هولناک، دردناک و دلخراش.
    در عوض بیاییم و واکنش پزشکی مدرن را نسبت به اپیدمی های امروزی بررسی کنیم و مقایسه کنیم با آنچه که طب سنتی در این موارد انجام می دهد:
    در سال 1976بیماری ویروسی جدیدی در آفریقا شناسایی شد که بسیار کشنده و مرگبار بود: تعداد زیادی از کسانی که به این بیماری مبتلا شدند در فاصله ی نسبتا کوتاهی مردند. امروزه این بیماری مهلک را با نام ابولا می شناسیم. اما این تعداد زیاد که به ابولا مبتلا شدند چه اندازه بودند؟ حدس شما چند نفر است؟ یک میلیون نفر؟ ده میلیون نفر؟ بیست میلیون نفر؟ رقم واقعی تعجب برانگیز است. از سال 1976 تا سال 2014 تقریبا 1600 نفر به ابولا مبتلا شدند. توجه فرمودید! تنها 1600 نفر به بیماری مبتلا شدند که اگر 700 سال پیش سر و کله اش پیدا شده بود دست کم چند میلیون نفر را روانه ی قبرستان می کرد. روشهای پیشگیری و توصیه های بهداشتی پزشکی مدرن حتی در کشورهای داغون آفریقایی آن قدر موثر بودند که از جهانگیر شدن یک مرگ سیاه مدرن جلوگیری کنند و عملا این بیماری در چند کشور فقیر آفریقایی محصور شد.
    حال سوال این است: 
    مدعیان طب سنتی یا طب اسلامی برای درمان بیماری هایی از قبیل سارس، ابولا، آنفلونزای مرغی و دیگر اپیدمی های مردن چه کرده اند؟ آیا کسی شنیده یا دیده که کسی از این بزرگواران پس از شنیدن رواج یک بیماری جدید پا شود و کتابهای قانون ابن سینا و حاوی رازی را زیر بغل بزند و برود و برای مردم مبتلا به این بیماری جدید نسخه بپیچد؟ نتیجه ی دوا و درمان این مدعیان طبابت و درمانگری چه بوده است؟ کسانی که ادعا می کنند انواع و اقسام سرطان را با تکیه بر سکنجبین و گل گاو زبان و حجامت و زالو درمانی و چه و چه درمان می کنند درباره ی این بیماری ها چه کرده اند؟ نتایج کارهایشان را کجا و کی منتشر کرده اند؟
    حقیقت این است که این بزرگان جایی که نکاشته اند درو می کنند چه برسد به جایی که کشتی هم داشته اند. اگر حتی یک مورد از بیماری هایی اینچنینی را با روشهای عتیقه ی خود درمان کرده بودند گوساله پرستان آنچنان این موفقیت را در بوق و کرنا می کردند که گوش فلک را کر کنند. آیا سکوت این بازماندگان رازی و پورسینا و طرفداران گوساله پرستشان درباره ی درمان مبتلایان به ابولا و و سارس و .... عجیب نیست؟ شاید می گوید که ما در کشورمان خوشبختانه مبتلا به ابولا و سارس نداریم. فرمایش شما صحیح! مبتلا به ابولا نداریم مبتلا به ایدز که داریم. مبتلا به آنفلوآنزای مرغی که داشتیم. هزاران درد و مرض دیگر که داریم/داشتیم. شنیده اید که یکی از مدعیان طب سنتی یک نفر مبتلا به ایدز را صفر تا صد با تکیه بر روشهای طب سنتی درمان کرده باشد و مجامع مختلف علمی هم این موفقیت را تأیید کرده باشند؟ اگر چنین موردی را سراغ دارید به ما هم بگویید که همین جا برایشان تبیلغ کنیم. همین جا تبلیغ می کنیم و مجانی!!
    آخرین ویرایش: یکشنبه 12 آبان 1398 10:05 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
تعداد صفحات : 259 1 2 3 4 5 6 7 ...
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو