جنگها و تاریخ

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

جنگ مدیا

← آمار وب سایت

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :


Think,Befor We Act

/ساعتی در خود نگر تا كیستی/ از كجائی وز چه جائی چیستی/ در جهان بهر چه عمری زیستی/ جمع هستی را بزن بر نیستی

جنگ صدام

"جنگ صدام" کتاب خوبی نیست، یعنی اصلا کتاب نیست. "جنگ صدام" شانزده مصاحبه با سرلشکر حمدانی ،از فرماندهان ارشد گارد ریاست جمهوی عراق، در زمان صدام است.قسمت عمده ای از کتاب اشاره به خاطرات منتشر شده ی این فرمانده ی عراقی دارد که چون این کتاب در دسترس نیست "جنگ صدام" به کتابی ابتر و بی سر و ته تبدیل شده است. از سوی دیگر مصاحبه کنندگان قصد ندارند که ژنرال سابق عراقی را چندان تحت فشار قرار دهند و از همین روی حمدانی از پاسخ دادن به بعضی از سوالات طفره می رود.
همه ی اینها را نگفتم که "جنگ صدام" را نخوانید چرا که حمدانی به نکاتی اشاره می کند که در منابع دیگر نمی یابید. مثلا حمدانی درباره ی استفاده از سلاح های شیمیایی یادآوری می کند که او و دیگر فرماندهان میدانی با استفاده از آنها در خط مقدم مخالف بودند چرا که ممکن بود گازهای شیمیایی توسط باد به سمت خطوط خودی آمده و به عراقی ها تلفات وارد کنند. حمدانی می گوید که سلاح شیمیایی را باید بر علیه عقبه ی دشمن، مراکز تجمع و پشتیبانی بکار برد تا در هنگام حمله تعادل دشمن را به همریخت. بهترین بخشهای کتاب آنهایی هستند که حمدانی به خصوصیات روحی و رفتاری صدام اشاره می کند و گرنه برای شخص من چیز زیادی از حقیقت جنگ ایران-عراق آشکار نشد.
این کتاب توسط نشر مرز و بوم در 265 صفحه و با قیمت 6000 تومان منتشر شده است. توصیه ی من این است که اگر کتاب را خریدید با لاک غلط گیر تمامی زیرنویسها را محو کنید. در صورتی که کمی جستجو کنید می توانید نسخه ی انگلیسی ،و سانسورنشده ی کتاب، را در فرمت پی.دی.اف پیدا کنید. کار چندان سختی نیست. سانسورهای کتاب هم به قسمتهایی برمی گردد که حمدانی به مداخله ی ایران در امور داخلی عراق پس از اشغال این کشور توسط آمریکا(2003) اشاره می کند.

اندیشه نظامی نادرقلی افشار

مطلب زیر معرفی یک کتاب است که یکی از عزیزان خواننده فرستاده اند و متاسفانه بدون اینکه ذکری از نام خود بکنند. با تشکر از ایشان
رضا کیانی موحد



دوران حکومت کوتاه نادر با درخشش در عرصه‌های منازعات بی پایان و متعدد نظامی داخلی و خارجی همراه بود.


لشکرآرایی‌ها و دشمن کشی‌ها و جنگ و نزاع‌های متعددی هم که به وقوع می‌پیوست، با وجود همه شرایط نامساعدی که پدید می‌آورد،‌ در کل مسئله از مرکزیت سیاسی کشور و تشکّل ملت کم نمی‌نمود.


روستا مرد ابیوردی که از نظر نظامی و قابلیت‌های سوق الجیشی بی نظیر بود،‌ نمی‌توانست به سادگی بفهمد که فاصله راه تکیه بر ملت داشتن و یا سر نیزه و زور را واسطه اصلی و معتبر کار ملک شمردن چقدر زیاداست،‌او فرزند شمشیر و پرورده شمشیر و حاکم بر شمشیر بود و جز این نمی‌دانست که خودی و بیگانه و دوست و دشمن همه را با یک شمشیر براند.


نادرقلی افشار،‌ موسس سلسله افشاریه، در سال 1606 خورشیدی در درگز متولد شد. نام پدرش امامقلی، از قبیله کوچک قرخلو،‌ یکی از تیره‌های ایل افشار بود. او دوازده سال بر ایران حکومت کرد و پایتخت وی شهر مشهد بود.


نادر از فرمانروایانی بود که برای آخرین بار ایران را به محدوده طبیعی فلات ایران رسانید و با تدارک کشتی‌های عظیم جنگی،‌ کوشید تا استیلای تاریخی کشور را به آب‌های شمال و جنوب تثبیت کند.


موضوع بررسی سیاست‌های نظامی نادر از دو جنبه حائز اهمیت است:


اول: ایران دچار فروپاشی در میانه قرن 18 و پس از سقوط صفویه را به انسجام و بازگشت به مرزهای پیشین رساند؛

دوم: رویکرد و سیاست نظامی نادر بومی و مبتنی بر حمله برق آسا و غافلگیرانه بود.

علی غلامرضایی «اندیشه نظامی نادر قلی افشار» را در هشت فصل به شرح زیر تألیف کرده‌اند:


فصل اول- بررسی منابع اصلی


فصل دوم- اوضاع ایران در آستانه ظهور نادر


فصل سوم- اقدامات سیاسی نادر قبل از نیابت سلطنت و دفع افغانان


فصل چهارم- اقدامات سیاسی نظامی نادر در دوران نیابت سلطنت


فصل پنجم- تثبیت قدرت و فتوحات مهم نادر


فصل ششم- جنگ با عثمانی‌ها


فصل هفتم- انحطاط حکومت نادر


فصل هشتم- ارتش نادر


در پایان نیز منابع و ماخذ استفاده شده در کتاب ذکر شده است.


«اندیشه نظامی نادرقلی افشار» را انتشارات دانشکده فرماندهی و ستاد ارتش جمهوری اسلامی ایران در زمستان 90در 166 صفحه منتشر کرده است.


شماره بازیابی این کتاب در کتابخانه شماره یک مجلس شورای اسلامی 472630 می‌باشد.

در باب جنگ

مترجم: شاهو صالح

 

شاید تا کنون هیچ اثری درباره نظریه جنگ به اندازه کتاب بحث برانگیز  ((در باب جنگ ))  ، که در اوایل قرن نوزدهم میلادی توسط نظامی و نظریه پرداز آلمانی ، کارل فون کلاوزویتز به نگارش درآمد مورد کاربرد و بحث قرار نگرفته باشد. (( در باب جنگ )) ، که پس از مرگ نویسنده آن و در سال 1833 منتشر گردید ، از زمینه ای اجتماعی – سیاسی به مقوله پیچیده درگیری نظامی نزدیک می گردد. مشهورترین عبارت کتاب : " جنگ چیزی جز دنباله بده بستان های سیاسی نیست " در این قطعه منتخب گنجانده شده است. کتاب کلاوزویتز ،که کتابی پیچیده و متراکم است، برای مطالعه دشوار به نظر می رسد. اما همان طور که یکی از منتقدان دوره مدرن می گوید : " (( در باب جنگ )) دشوار است زیرا با موضوعی پیچیده سر و کار دارد ، ملت ها ، حکومت ها ، امپراتوری ها و تمامی تمدن ها در کشمکشی خون بار فروافتادند زیرا نتوانستند بر این موضوع تسلط یابند. "

قطعه زیر از این کتاب با اهمیت انتخاب گردیده است :

ابزاری در دست سیاست

همان طور که می دانیم جنگ تنها در روند بده بستان های ملت ها و حکومت ها به وجود می آید ، اما در حالت کلی فرض بر این است که این بده بستان به وسیله جنگ متوقف می گردد و وضعیت کاملا متفاوتی به دنبال می آید که تنها تابع و مطیع قوانین مخصوص به خود است.

 ما بر خلاف این فرض، بر این اعتقادیم که جنگ چیزی جز ادامه بده بستان های سیاسی ، با آمیزه ای از ابزارهای دیگر نیست . اشاره به ابزارهای دیگر به این منظور صورت می گیرد که عقیده قبلی ، مبتنی بر این که جنگ به خودی خود بده بستان های سیاسی به وجود نمی آورد به چیز متفاوتی تبدیل نگردد. اما این عبارت در ماهیت خود به وجودش ادامه می دهد ، بدون توجه به این که ابزار مورد استفاده اش چه باشد. خطوط اصلی که رخدادهای جنگ در طی آنها پیشرفت می کنند ، و خطوطی که به آنها منتهی می شوند ، تنها جنبه های عمومی سیاست هستند که طور کامل طی جنگ و تا زمان برقراری صلح جریان دارند. چه گونه می توانیم این مفهوم را با متضاد آن وفق دهیم ؟ آیا توقف دیپلماسی به معنی پایان رابطه سیاسی میان ملت ها و حکومت هاست؟ آیا جنگ به تنهایی نوع دیگری از زبان و نوشتار برای مقاصد سیاسی نیست؟ قطعا جنگ نیز قواعد خاص خود را خواهد داشت ، اما منطق آن برای خودش عجیب نخواهد بود.

مطابق همین ، جنگ هیچ گاه قابل جداسازی از بده بستان های سیاسی نیست، و اگر به درستی به مساله نگریسته شود ، این امر در تمامی روش ها صورت می گیرد. تمامی رشته های ارتباطات مختلف در حد معینی از هم خواهند گسیخت و دربرابر خود چیزی بی معنی و هدف خواهیم داشت.

چنین ایده ای حتی اگر جنگ ، یک جنگ تمام عیار و در افسارگسیخته ترین نوع تخاصم و با تکیه بر شرایطی که بر آن متکی است و ویژگی های اصلی آن را هدایت می کند باشد هم اجتناب ناپذیر است.

قدرت ما ، قدرت دشمن ، متحدان دو طرف ، ویژگی های مردم و به ویژه حکومت ها و ... همان طور که در فصل اول این کتاب ترتیب بندی شدند، آیا این ها دارای طبیعتی سیاسی نیستند؟ و آیا این عوامل به طور جدی با بده بستان سیاسی که از آن ها غیرقابل جداکردن است مرتبط نیستند؟ اما ایده دگری نیز در این صورت اجتناب ناپذیر خواهد بود : اگر فرض کنیم جنگ واقعی تلاش سازگاری برای رسیدن به هدف حداکثری نیست در حالی که با توجه به ایده های مجرد قبلی باید چنین باشد، بلکه امری بینابینی است ، به این نتیجه خواهیم رسید که جنگ نباید تابع قوانینی تنها مختص به نفس خود باشد ، بلکه باید به آن به عنوان جزئی از یک کل نگریسته شود و این کلیت سیاست خواهد بود.

سیاست در نحوه به کارگیری جنگ از تمامی استنتاج های سختگیرانه ای که از طبیعت خود جنگ پیش تر می روند دوری می ورزد ، در مورد احتمالات نهایی چندان به زحمت نمی افتد و خود را محدود به احتمالات آنی می کند. اگر چنین عدم اطمینانی در تمامی دوره عملیات به دنبال بیاید، و به نوعی بازی تبدیل شود ،سیاست  تمامی کابینه های دولتی بر این اعتماد استوار خواهد شد که در این بازی از همسایه اش مهارت و تیزبینی بیشتری خواهد داشت.

بدین سان سیاست از عنصر غیرقابل کنترل جنگ یک ابزار مجرد می سازد ، شمشیر - نبرد هراسناک – را که باید با هر دو  دست و با تمام توان برای یک حمله تمام عیار به کار رود را به سلاح دستی سبکی تبدیل می کند که گاهی حتی از شمشیر دولبه ای که تنها برای تهدید جزئی و خدعه و دفع خطر استفاده می شود بیشتر نیست.

اگر این مساله را به عنوان راه حل بپذیریم ، قادر به اقناع هر فردی که درگیر جنگ می شود خواهیم بود.

اگر جنگ متعلق به سیاست است ، طبیعتا ماهیتش را از آن خواهد گرفت. اگر سیاست ورزی موفق و نیرومند باشد ، جنگ نیز چنین خواهد بود ، و ممکن است به نقطه کمال مطلق خود نیز دست یابد.

در این نوع نگاه به موضوع ، لازم نیست بر شکل مطلق جنگ چشم بربندیم ، بلکه به آن در زمینه اصلی اش خواهیم نگریست. تنها در این نوع نگاه است که جنگ به یکپارچگی اش دست می یابد ، قادر به دیدن تمامی جنگ ها با یک ماهیت خواهیم بود و تنها در سایه این نگاه داوری قادر به دست یابی به مبنا  و دیدگاه صحیح و کاملی خواهد بود که طرح ریزی و تعقیب طرح های بزرگ در آن ممکن است.

این امر که عناصر سیاسی عمیقا در جزئیات جنگ وارد نمی شوند درست است. محل استقرار دیده بان ها و مسیر گشتی ها را سیاست تعیین نمی کند ، اما هر چقدر که در این جنبه نقش سیاست اندک است ، در طرح ریزی طرح کلی جنگ ، عملیات یا حتی یک نبرد ، نقش سیاست بزرگ خواهد بود.

به همین دلیل ما در پی تحکیم این دیدگاه در قدم اول نبودیم. هنگام مواجهه با مسائل خاص ، به ما کمک چندانی نمی کرد و از طرف دیگر توجه ما را به حوزه مشخصی محدود می گرداند که در طرح ریزی جنگ یا لشکرکشی واجب است.

در زندگی آن چه اهمیت دارد یافتن دیدگاه درست برای قضاوت و نحوه مشاهده مسائل و اشیاء ، و سپس نگه داشتن آن برای درک مجموعه وقایع به طور یکپارچه و از یک روزنه مشخص است. و تنها نگه داشتن یک دیدگاه است که ما را از ناهماهنگی حفظ می کند.

بنابراین در طرح ریزی یک جنگ ، داشتن دیدگاه دوگانه یا سه گانه قابل پذیرش نیست ، چه برای یک سرباز ، یک مدیر و یک سیاستمدار.

سوال بعدی این است که آیا سیاست ضرورتا مهم ترین موضوع ممکن است و هر چیز دیگر مادون آن قرار می گیرد؟

سیاست در خود وحدت می یابد ، تمامی علایق مدیران داخلی ، حتی علایق انسانی آنان  را تطبیق می دهد ، و در ماهیت خود چیزی جز نماینده و شارح تمامی علایق و منافع در رابطه با کشورهای دیگر نخواهد بود. این که سیاست می تواند جهت غلط به خود بگیرد ، و به اهداف مبهم گرایش یابد ، از جمله منافع شخصی و خودکامگی حاکمان ، در این جا برای ما اهمیتی ندارد. هنر جنگ  هیچ گاه نمی تواند به مربی سیاست تبدیل گردد ، و ما اینجا به سیاست تنها به عنوان نماینده منافع عمومی تمامی اجتماع می نگریم.

بنابراین تنها سوال این است که آیا در چهارچوب بندی طرح های جنگی دیدگاه سیاسی می تواند به دیدگاه خالصا نظامی میدان دهد (اگر چنین دیدگاهی امکان پذیر بود) و یا تابع آن گردد ، یا این که دیدگاه سیاسی باید غالب باقی بماند و دیدگاه نظامی تابع آن گردد.

پایان کامل دیدگاه سیاسی به هنگام شروع جنگ تنها در جنگ هایی که موضوع مرگ و زندگی در آن ها مطرح است قابل طرح شدن است .از آنجا که جنگ ها در واقع و همان طور که پیشتر اشاره شد تجلی و نمایشی از سیاست هستند ، تابعیت دیدگاه سیاسی از دیدگاه نظامی مخالف این اصل خواهد بود.سیاست اصلی است که اعلان جنگ می دهد،جنگ تنها یک وسیله است ، و عکس این موضوع درست نیست.

بنابراین تنها امر ممکن تابعیت دیدگاه نظامی از دیدگاه سیاسی خواهد بود.

اگر در طبیعت جنگ واقعی تعمق کنیم ، و آن چه را که در فصل سوم این کتاب بیان شد به یاد آوریم ، (( بهتر است به هر جنگ بیش از هر چیز دیگر باید با توجه به ماهیت احتمالی و ویژگی های کلیدی اش نگریسته شود ، و این ویژگی ها از تناسب ها و نیروهای سیاسی استنباط می گردند)) .

منبع : ((در باب جنگ)) ،

 کارل فون کلاوزویتز ،

انتشارات پنگوئن

 
  • تعداد صفحات :3
  • 1  
  • 2  
  • 3  
 

درباره وب سایت

Wars & History
رضا کیانی موحد - محمدحسین پاز
مدیر وب سایت :

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان