جنگها و تاریخ

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

جنگ مدیا

← آمار وب سایت

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :


Think,Befor We Act

/ساعتی در خود نگر تا كیستی/ از كجائی وز چه جائی چیستی/ در جهان بهر چه عمری زیستی/ جمع هستی را بزن بر نیستی

حاجی بابا

ایرانی ها تصورات عجیبی درباره ی خود دارند. جالبترین شان البته همین است که خود را باهوش ترین مردم کره ی زمین می دانند. و باز البته هیچ آماری هم در اینباره به دست نمی دهند. اگر هم از کسی بپرسی که چرا ایرانی ها باهوش ترین مردم هستند می گویند که چون در ژاپن اراذل و اوباش ایرانی با سکه های 2 ریالی ایرانی (که اندازه ی 200 ینی ژاپنی ها بود) می رفتند و در تلفنهای عمومی به این طرف آن طرف زنگ می زدند. یعنی حماقت و قانون شکنی عده ای از ایرانی ها می شود شاخص اندازه گیری هوش بقیه ی آنها.
از این دست تصورات عجیب و غریب کم نیستند. اما بسیاری از مردم دنیا ،به ویژه جهانگردانی که از ایران دیدن کرده اند، و مستقیما با ایران و ایرانی جماعت سر و کار داشته اند چنین تصوری درباره ی ما نداشته اند(مثلا سفیر عثمانی که به دربار شاه سلطان حسین صفوی اعزام شده بود و به گواهی ناسخ التواریخ مورد تجاوز تنی چند از امرای ارتش آن زمان قرار گرفت). در این میان در دوران سلطنت فتحعلی شاه قاجار جیمز موریه نامی به عنوان مأمور سیاسی انگلستان وارد ایران می شود. او به جای اینکه طبق معمول خاطرات و سفرنامه بنویسد حاصل مشاهدات خود درباره ی ایران و ایرانی را به صورت رمانی نسبتا طولانی می نویسد. حاجی بابای اصفهانی نام رمان جیمز موریه است و داستان دلاکی اصفهانی را روایت می کند که پس از کش و قوس فراوان در دربار ایران به منصب سفارت می رسد. حاجی بابای اصفهانی شرحی است از خصوصیات ایرانی ها از قبیل رشوه گیری، دروغ گویی، پشت هم اندازی، دغلکاری، زیرآب زنی، چاپلوسی و... که در میان قسمت عمده ای از طبقات متوسط و بالای ایران در آن زمان رواج داشته است و البته جهل و نادانی و حماقت که در طبقات فرودست رایج بوده است.
این کتاب در همان دوران قاجار به فارسی ترجمه شد و اکنون هم ترجمه ی آن در دسترس است اما از آنجایی که ترجمه با اصل کتاب اندکی تفاوت دارد یکی از عزیزان خواننده لینک کتاب حاجی بابا به زبان اصلی را برای ما فرستاده اند.
شما را به خواندن آن دعوت می کنیم.
رضا کیانی

با عشق از پاریس*

مهم نیست که شما چند سال دارید و یا رشته ی تحصیلی شما چیست و یا چه کاره اید!!! مهم نیست که درباره ی مسائل امنیتی چند تا کتاب و جزوه را جویده اید! مهم این است که ژن/پاسپورت ایرانی داشته باشید تا بتوانید درباره ی مشکلات بوجود آمده در فرانسه اظهار نظر کنید. اصولا "اظهار نظر کارشناسانه" توی خون ما مردم هست. من هم بنا بر عرق ایرانی که دارم تصمیم داشتم درباره ی حملات تروریستی پاریس قلم فرسایی کنم که به کتاب زیر رسیدم.
کتاب جزیره ی پنگوئن ها نوشته ی نویسنده ی شهیر فرانسه آناتول فرانس و برنده ی جایزه ادبیات نوبل است. فرانس با طنزی بی نظیر دوره ای کوتاه از تاریخ جهان را به صورت خلاصه فراهم کرده است اما این دوره ی تاریخ را به گونه ای نوشته که خواننده گمان می کند در حال مطالعه ی تاریخ فرانسه است. به هرحال با پس و پیش کردن چند بخش می توان این کتاب را به تاریخ هر کشور دیگری تعمیم داد. فصل آخر این کتاب پیشگویی است درباره ی سرنوشت بشریت که شباهت زیادی با داستان حملات تروریستی پاریس دارد. پس به جای اینکه به اظهار نظر های کارشناسی من توجه کنید ترجیح می دهم مطالعه ی فصل آخر این کتاب باارزش را به شما عزیزان پیشنهاد کنم.
*عنوان این پست از نام یک فیلم با موضوع تروریستی گرفته شده است که در آن یک گروه تروریستی مسلمان در پاریس دست به یک عملیات انتحاری می زنند.

شربت خوری

راستش من بعید می دانم که از خوانندگان اینجا کسی  جزری را بشناسد، به این دلیل ساده که خود من هم تا دیشب او را نمی شناختم. پس از غور فراوان در زمینه ی رباتیک و تاریخ آن، بالاخره به این قصه پی بردم که بدیع الزمان جزری در حقیقت پدر علم رباتیک به شمار می رود. اینکه ایشان چه کرده و چه ساخته را می توانید در لینک بالا بیابید. نکته ی جالب این است که هنگامی که به دنبال کتاب ایشان ،به نام حیل، می گشتم به آدرس زیر برخورد کردم:
http://schoolmaster6.blogfa.com/post/393
من نمی دانم این عزیز مطالب وبلاگش را از متن ترجمه شده ی کتاب مستقیما برداشته یا خودش کتاب را خلاصه کرده اما هر چه هست جالب بود که فهمیدم این آقای جزری علاوه بر رباتیک تخصص ویژه ای در زمینه ی شربت داشته است. از همه جالب تر اختراع نهم بوده که توسط جام وصراحی برای مردم شربت می ریخته است. احتمالا این رباتهای شربتی را در مراسمی مانند عاشورا در خیابان کار می گذاشته اند که به عزاداران شربت و چای و شیر کاکائو بدهند.
یاد فیلم گنجهای سیرامادره افتادم که تلویزیون خودمان پخش کرد. هنرپیشه ی نقش اول ،هامفری بوگارت، در وضعیتی خراب و کثیف و ژولیده در بار بود که پسری گدا وارد شد و پیله کرد به بوگارت. بوگارت هم که در حال خودش نبود، حتما شربت زیاد خورده بود و کله اش گرم شده بود، با عصبانیت به پسرک گفت: برو وگرنه این آب رو می ریزم توی صورتت!چه کنیم دیگر؟!!! مملکت اخلاقی که می گویند همین است.

 
  • تعداد صفحات :5
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
 

درباره وب سایت

Wars & History
رضا کیانی موحد - محمدحسین پاز
مدیر وب سایت :

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان