منوی اصلی
جنگها و تاریخ
  • شنبه 14 مهر 1397 08:43 ق.ظ نظرات ()
    با تمام عشق و علاقه ای که به نظام مقدس جمهوری اسلامی دارم متاسفانه باید بگویم که این نظام رو به اضمحلال است. به خاطر سقوط ریال؟ خیر! به خاطر رانت و رانت خواری؟ خیر! به خاطر مشکلات بانکداری و موسسات مالی مجاز و غیرمجاز ورشکسته؟ خیر! به خاطر اقتصاد تک محصولی؟ خیر! به خاطر دشمنان داخلی و خارجی؟ خیر! به خاطر بحران بی کاری؟ خیر! به خاطر بحران بی آبی؟ خیر! به خاطر هزاران مشکل و اشکال و بحران دیگر؟ خیر! پس به خاطر چه؟
    به خاطر اینکه ور زدن توی مملکت ما هزینه ای ندارد. هر کسی هر چه می خواهد می گوید. اگر حرف حق بود سر از اوین در می آورد( در بهترین صورت) و اگر مزخرف تحویل ملت داد قدر می بیند و در صدر می نشیند. و تنها معدود مردانی باقی مانده اند که جواب این اشباه الرجال و لارجال را جرأت می کنند که فریاد بزنند. اگر به جای فلان مجری تلویزیون این اعتراضات از دهان یکی از مقامات رسمی کشور بیرون می آمد هنوز اندک امیدی به بقای جمهوری اسلامی باقی بود. اما زمانی که صدایی از هیچ کس (نه چپ و نه راست و نه اصلاح طلب و نه منفعت طلب و ....) در نمی آید نشان می دهد که شمارش معکوس آغاز شده است.....
    پی نوشت: نقد تحلیلهای تاریخی این جناب باشد برای وقتی دیگر. برای شناختن جنابش همین بس که بزرگترین مدافع حکومت سفاک و ضدتمدن صفوی در حال حاضر هستند و بزرگترین آرزویشان بازتعریف مجدد صفویه در غالب نظام جمهوری اسلامی.


    آخرین ویرایش: یکشنبه 15 مهر 1397 05:38 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • جمعه 13 مهر 1397 08:04 ب.ظ نظرات ()

    نتیجه تصویری برای محمد طبیبیان

    هفته ی قبل یکی از دوستان از علل عقبماندگی ایران و ایرانی پرسیده بود. اصولا پاسخ دادن به چنین سوالاتی کار ما نیست. اما از دوستان اگر کسی خواست که در این زمینه مطالعه کند باید بداند که بنا به رشته ای که انتخاب می کند به جواب های متفاوتی خواهید رسید. خلاصه اینکه یافتن علل عقب ماندگی ایران یک پاسخ بین رشته ای می طلبد.

    تا کنون افراد زیادی در پی پاسخ این سؤال بوده اند. از عباس میرزا گرفته تا آخوند زاده و جمال الدین افغانی و طالبوف و کسروی تا شریعتی و آل احمد و این اواخر طباطبایی و آرامش دوستدار و غیره. از میان اندیشمندانی که به این سؤال پاسخ داده اند و از قضا یکی از بهترین پاسخها به این سؤال اقتصاددان تحصیل کرده ای چون محمد طبیبیان بوده است. محمد طبیبیان، موسی غنی نژاد و حسین عباسی علی کمر به همراه هم کتابی نوشته اند به نام اندیشه ی آزادی. مؤلفان چون اقتصاد دان بوده اند تمرکز اصلی کتاب بر توسعه ی اقتصادی است. اما از طرف دیگر این 3 تن هر 3 بر لیبرالیسم اقتصادی باور دارند و تنها راه رسیدن به توسعه ی اقتصادی را در گروی اقتصاد لیبرالی می دانند و چون اقتصاد لیبرالی نیاز به پیش زمینه های سیاسی دارد که در ایران موجود نیست به صورت موسع به نظریات سیاسی توسعه در ایران از دوره ی قاجاریه به بعد پرداخته اند و به صورت مشروح توضیح داده اند که چرا هیچ کدام از این نظریات راست و چپ نمی توانند پیش نیاز اصلی رسیدن به اقتصاد لیبرالی (یعنی اصل آزادی های فردی و حقوق انسانی و مالکیت فردی) را برآورده کنند.

    کتاب با این جمله ی بدیهی آغاز می شود: عنصر اصلی تشکیل دهنده ی اقتصادهای پیشرفته مدرن حق مالکیت فردی است. این جمله ی بدیهی تقریبا غایب همیشگی تمام نظریات توسعه ی سیاسی دو قرن اخیر بوده است. یعنی چه چپها و چه راستها هیچ کدام به این اصل باور نداشته اند و در نتیجه هر کدام از نظریات توسعه ی سیاسی (چه آنها که فرصت پیدا کردند خود را در عمل نشان بدهند و چه آنها که فرصت پیدا نکردند) در نهایت توسعه ی سیاسی را خلاصه می کردند در نوعی حکومت استبدادی یا توتالیتر.

    این کتاب با روشن کردن گوشه و کنار اندیشه های مختلف سیاسی حاکم (و البته مخالف) در صدد بوده است تا چرا ساختارهای مدرن اقتصادی هیچ گاه مجال آن را نیافته اند تا در ایران پا بگیرند و رشد کنند.

    در انتها مؤلفان تنها نسخه ی مؤثر برای پیشرفت در ایران را حکومت قانون می دانند و البته قانونی که بر اساس به رسمیت شناختن حقوق انسانی انسانها ،به عنوان حق وجودی آنها نه پیشکشی از جانب زمامداران و یا دنیای بالاتر، نوشته شده باشد.

    اندیشه ی آزادی توسط انتشارات دنیای اقتصاد  در سال 1391 برای اولین بار منتشر شد. خواندن این کتاب را به تمام کسانی که اهل تفکر هستند توصیه می کنم.

    رضا کیانی

    وب سایت دکتر طبیبیان: http://www.mtabibian.net/

    آخرین ویرایش: پنجشنبه 12 مهر 1397 08:59 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • پنجشنبه 12 مهر 1397 09:03 ب.ظ نظرات ()


    امروز، سوم اکتبر، 28 امین سالگرد وحدت دو آلمان شرقی و غربی پس از چندین دهه جدایی می باشد. جدایی که شکافهای معناداری را در بین این مردم ایجاد نمود. همان طور که آلمان غربی از برترین و پیشروترین کشورهای بلوک غرب بود آلمان شرقی نیز در میان بلوک شرق از پیشروترین ها و بهترینها به حساب می آمد. اما فاصله این دو آلمان از یکدیگر بسیار زیاد بود. آلمان غربی به لطف اقتصاد بازار آزاد و فضای رقابت وضعیت بسیار بهتری نسبت به آلمان شرقی که دارای اقتصاد مارکسیستی و دولتی داشت بود. تنها به عنوان مثال می توان نگاهی به خودروسازی 2 کشور انداخت. زمانی که آلمان غربی در حال طراحی و تولید بهترین برندهای خودروسازی دنیا همچون بنز و بی ام و بود، در آلمان شرقی تنها چند مدل خودروی از مد افتاده برای سالیان تحت تولید قرار داشت که معروفترین آنها خودرویی بود که بین آلمانیها به " قابی" معروف است. همین وضع در دیگر صنایع نیز وجود داشت. زمانی که وحدت آلمان فرا رسید. بودجه های سنگینی که حاصل اقتصاد مناطق غربی آلمان بود توسط دولت به مناطق شرقی در این 28 سال تزریق شده است تا این شکاف کمتر گردد.
    در زمینه ی فرهنگ نیز تفاوتهای مشخصی هنوز پس از 28 سال وجود دارد که ماحصل سیاستهای حکومتی متفاوت برای چند دهه می باشد. به عنوان مثال اعتقاد به خدا، مذهب و طریقه ی پوشش در مردم آلمان غربی بیش از آلمان شرقی می باشد و دلیل این امر آموزه های مسیحیت در مدارس آلمان غربی می باشد که در آلمان شرقی وجود نداشت که البته این تفاوت روز به روز کمرنگ تر می شود و یا مسئله ی تعامل فرهنگی با خارجیان که تحمل مردم آلمان غربی بالاتر از مردم نواحی شرقی می باشد.
    موضوع قابل اشاره ی دیگر میزان میهن پرستی می باشد که مردم آلمان شرقی بیشتر از آلمان غربی می باشد، زمانی که مردم آلمان غربی برای سالیان طولانی تحت سرکوفت دوران ملی گرایی و برنامه های آموزشی در تقبیح ملی گرایی و میهن دوستی بودند، آلمان شرقی همچون دیگر ممالک بلوک شرق بر طبل ایدئولوژی، مردم آلمان شرقی و میهن سوسیالیستی می کوبید و آلمان غربی را مسئول و ادامه ی فاشیستهای نازی می نامید. سرودهای حماسی زیادی در آلمان شرقی همچون جماهیر شوروی سروده شد در حالی که در آلمان غربی تنها باید شرم گذشته تبلیغ می شد. جایی که حتی تکان دادن پرچم کشور در غیر از مسابقات ورزشی تابو به نظر می آمد. حتی امروزه نیز به مانند دیگر کشورها استفاده از پرچم ملی آلمان در مناسبتهای گوناگون زیاد به چشم نمی خورد و ممکن است شما را راست افراطی خطاب کنند. دلیل امر سیاستهای آلمان غربی در این چند دهه می باشد. با تمام این احوالات دو آلمان دوباره یکی شده و امروزه پس از نزدیک به سه دهه این تفاوتها تا میزان بسیار زیادی کمتر شده است.

    محمدحسین پاز





    آخرین ویرایش: پنجشنبه 12 مهر 1397 09:00 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • یکشنبه 8 مهر 1397 06:37 ق.ظ نظرات ()
    نظارت استصوابی ،و خیلی چیزهای دیگر البته، آشی بود که توسط طیف محافظه کار مذهبی (که لقب اصول گرا را برای خود انتخاب کرده اند) برای مردم ایران پخته شد. خبر خوب این است که خود آقایان هم فهمیده اند که این آشی که برای مردم (عوام کالانعام) پخته اند چقدر شور است و دیگر ذائقه خودشان هم تحمل این شوری را ندارد. خبر بد این است که دیگر کار از دست خود این عزیزان هم در رفته است و مانده اند با این دسته گلی که به آب داده اند چه کنند. یاد آن ضرب المثل معروف افتادم که چرا عاقل.....
    آخرین ویرایش: یکشنبه 8 مهر 1397 09:02 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • جمعه 30 شهریور 1397 04:45 ب.ظ نظرات ()
    چندی قبل وزیر محترم بهداشت فرمودند که خودتان رأی دادید باید تحمل کنید. بخوانید طنز زیبای فردریک باستیا را در این باب. جالب است شباهت آن روز سیاستهای خارجی و داخلی فرانسه با سیاستهای خارجی و داخلی جمهوری اسلامی.

    ژاك: مربا فروش
    آقای لاسوش: مامور مالیات
    ل. گفتی بیست خمره مربا تولید كرده ای؟
    ژ. بله، با تلاش و مراقبت مستمر.
    ل. لطف كن و شش تا از بهترین هایش را به من بده.
    ژ. شش تا از بیست تا؟ خدای بزرگ! نابود خواهم شد. لطفا به من بگویید آقا، برای چه می خواهیدشان؟
    ل. اولین شان به طلب كاران دولت تعلق خواهد گرفت. وقت كسی مقروض باشد، مسلما نمی تواند به راحتی بهره آن را هم بپردازد.
    ژ. پس چه بر سر اصل پول آمده است؟
    ل. داستان اش خیلی طولانی تر از آن است كه حالابتوانم نقل كنم. یك بخشی از آن صرف تهیه جنگ افزار شد كه زیباترین آتش ها را در این جهان برافروخت. بخشی دیگر صرف پرداخت به مردانی شد كه در حمله به كشورهای بیگانه مجروح و معلول شده بودند. بعد، وقتی همین مخارج سبب تهاجم متقابل آنها به ما شد، دشمن محترم ما راضی نبود كه بدون دریافت مبالغی غرامت از كشورمان خارج شود و خب این پول غرامت هم قرض گرفته شد.
    ژ. و حالااینها چه نفعی برای من دارد؟
    ل. می توانی مغرور و سربلند باشی.
    ژ. و برای فرزندانم خانه و كاشانه ای ویران و تلنباری از بدهی بر جای بگذارم، اما به هر صورت بازپرداخت بدهی ها واجب است، هرچند كه مبالغ آن صرف امور بیهوده شده باشد. به این صورت یكی از خمره ها را می فهمم چرا می خواهی، اما آن پنج تای دیگر چطور؟
    ل. یكی دیگر صرف هزینه خدمات می شود، پرداخت حقوق قضات كه از مالكیت تو در برابر همسایه ات دفاع می كند، پلیس كه از تو در مقابل دزدی و چپاول محافظت می كند، كارگرانی كه برایت جاده می سازند، معلمانی كه فرزندانت را تربیت می كنند و سرانجام حقوق من بنده خدمتگزار، كه طبعا نمی شود انتظار داشت بی مواجب زندگی كنم.
    ژ. قبول، خدمت در برابر خدمت كاملامنصفانه است و در برابر این یكی چیزی نمی توانم بگویم. هرچند قطعا ترجیح می دهم كه خودم شخصا حقوق معلم و نظایر اینها را بپردازم، اما حالابحثی ندارم. این از خمره دوم، اما بازهم چهار خمره دیگر باقی می ماند.
    ل. می توانی دو خمره را هم به حساب كمك ناچیزت به ارتش و نیروی دریایی بگذاری، این طور نیست؟

    آخرین ویرایش: جمعه 30 شهریور 1397 04:45 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • چهارشنبه 28 شهریور 1397 09:52 ب.ظ نظرات ()
    اینجا را چندین و چند بار بخوانید. خیلی دوست دارم بدانم شاهزاده رضا ،که به تازگی خیز برداشته برای بازگشت به مام وطن، قصد دارد به همین روش مملکت را اداره کند یا قصد دارد طرحی نو در اندازد؟
    آخرین ویرایش: دوشنبه 26 شهریور 1397 09:53 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
تعداد صفحات : 15 1 2 3 4 5 6 7 ...