تبلیغات
جنگها و تاریخ - مطالب جنگ جهانی اول
جنگها و تاریخ

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

جنگ مدیا

← آمار وب سایت

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :


Think,Befor We Act

/ساعتی در خود نگر تا كیستی/ از كجائی وز چه جائی چیستی/ در جهان بهر چه عمری زیستی/ جمع هستی را بزن بر نیستی

مانور در جنگهای هوایی

قبل از اینکه موشکهای برد بلند وارد کارزار بشوند جنگهای هوایی خلاصه می شد در مانورهایی که دو جنگنده باید انجام می دادند تا بتوانند به موقعیت مناسبی برای شلیک به طرف مقابل برسند. در زیر چند تایی از این مانورها را می بینید.

یونکرس دی.1



 

جنگ جهانی اول که آغازشد قرار نبود خلبانها به همدیگر شلیک کنند. خلبانها عموما خود را اعضای یک صنف می دانستند و حمله به همدیگر را دور از شئونات صنفی خود می دیدند. به هرحال، جنگ کار خود را کرد و اولین نبرد هوایی با شلیک یک هفت تیر آغاز شد.

 

هواپیماهای آن زمان عمدتا برای عملیات شناسایی به کار گرفته می شدند و مسلح کردن آنها دشواری های زیادی در پی داشت. نصب مسلسل بر روی یک هواپیما ،به صورتی که بتوان به آن اطمینان کرد و با دقت تیراندازی کرد، در ظاهر ساده ولی در عمل بسیار پیچیده است. نصب مسلسل برای کمک خلبان امکان پذیر بود و بسیاری از هواپیماها کابین کمک خلبان را مسلح کردند. اما هواپیماهایی که تنها یک خلبان داشتند با معضل روبرو شدند. اگر قرار بود مسلسل بر روی بال نصب شود خلبان امکان هدف گیری دقیق نداشت. اگر هم قرار بود خلبان به صورتی دقیق هدف گیری کند تنها راه این بود که مسلسل را بر روی دماغه و دقیقا جلوی خلبان قرار می دادند. در این صورت شلیک تیر همان و از هم دریده شدن ملخ چوبی خود هواپیما همان. در نهایت این آنتونی فوکر هلندی بود که توانست با ابداع یک مکانیزم مکانیکی شلیک مسلسل را از پره های ملخ هواپیما را امکان پذیر کند. فوکر این مکانیزم را بر روی هواپیمای یک باله ی آیندکر نصب کرد و از اینجا به بعد بود که جنگهای هوایی وارد عصر جدیدی گردید.



Fokker e iv.jpg

نمونه ی نهایی جنگنده ی آیندکر



نمونه ی اولیه یونکرس دی.1 معروف به جی.7


یونکرس دی.1

اما جنگنده های ابتدایی جنگ جهانی اول هنوز یک اشکال مهم دیگر هم داشتند، بدنه. بدنه ی این هواپیماها از چوب و بال آنها از پارچه ساخت می شد. به همین دلیل این جنگنده ها در برابر آتش دشمن بسیار آسیب پذیر بودند مخصوصا اینکه هیچ حافظتی برای خدمه ی هواپیما ایجاد نمی کردند. اینبار این شرکت یونکرس بود که با ساخت اولین هواپیما با بدنه ی کاملا فلزی مشکل را حل کرد. یونکرس اولین نمونه ی جنگنده اش را در سال 1915 تمام کرد و آن را جی.1 نام نهاد. اما این هواپیما نتوانست برای تولید انبوه توجه وزارت هوانوردی را جلب کند. یونکرس به کار بر روی یک جنگنده ی تمام فلزی ادامه داد و در سال 1917 توانست یونکرس دی.1 را عرضه کند. دی.1 اولین هواپیمای جنگنده ای بود که از بدنه ای تمام فلزی استفاده می کرد و به تولید انبوه رسید. نمونه ی آزمایشی آن ،به نام جی.7، در روز 17 سپتامبر 1917 اولین پرواز آزمایشی خود را انجام داد. پس از آزمایشهای پروازی تغییرات زیادی بر روی آن اعمال شد و هنگامی که مقامات پرواز آن را دیدند 3 فروند دیگر برای آزمایشهای بیشتر سفارش دادند. مدل تغییر یافته جی.9 نامیده شد. آزمایشها نشان دادند که مانورپذیری این هواپیما به عنوان جنگنده ی خط مقدم کافی نیست و در نتیجه 12 فروند از آنها را برای نیروی دریایی سفارش دادند. در نهایت تعداد 41 فروند از این هواپیما ساخت شد که تنها یک فروند از آنها در موزه ی هوافضا در فرودگاه له-بورژه ی پاریس باقی مانده است.

رضا کیانی موحد

منبع

https://en.wikipedia.org/wiki/Junkers_D.I

 Junkers D.I (MAE).JPG

تنها بازمانده ی یونکرس دی.1

مشخصات

یونکرس دی.9

خدمه

1 نفر

طول

7.25 متر

عرض بال

9متر

ارتفاع

2.6متر

وزن خالی

645 کیلوگرم

بیشینه وزن

834 کیلوگرم

پیشرانه

1 دستگاه موتور 6 سیلندر بی.ام.و خنک شونده با آب

توان

185 اسب بخار

بیشینه سرعت

176 کیلومتر/ساعت

سقف پرواز عملیاتی

6000متر

نرخ صعود

3.5 متر/ثانیه

مداومت پروازی

1.5 ساعت

تسلیحات

2 قبضه مسلسل

 

 

تاننبرگ


جنگ در جبهه ی شرقی با یکی از مانورهای درخشانی آغازشد که جای آنها در جبهه ی غربی خالی بود. نبرد تاننبرگ مهمترین پیروزی تهاجمی آلمان در جنگ، اما فریبنده، بود. بن بست و فرسایش بر جبهه ی شرق هم مانند جبهه ی غرب حاکم شد.

بازسازی نظامی روسها، پس از جنگ روس و ژاپن، احتیاطهای استراتژیک طرح فون اشلیفن را فرسوده کرد و قبل از اینکه ارتش هشتم آلمان در پروس شرقی زیر حمله قرار بگیرد زمان اندکی [برای آلمان] باقی گذاشت. ارتشهای اول و دوم روسیه به آرامی بسیج شدند، و بر مدافعان پروس شرقی برتری عددی پیداکردند اما جنگلها و دریاچه ها پیشروی های آنها را چندپاره کرد. آنها واحدهایشان را برای حمایت از جناح هایشان به هدر داردند و از خط دوم نیروی ذخیره ی خود استفاده نکردند. در نتیجه، ارتش هشتم، که شامل تعداد زیادی شبه نظامی بود، بر تک تک ارتشهای روس برتری عددی پیدا می کرد. ژنرال پاول فون هیندنبرگ پس از شکست ثبت نشده ی آلمانها در گامبینن (Gumbinnen) (20 آگوست 1914) هدایت ارتش هشتم را در دست گرفت و لودندورف را به عنوان فرمانده ی ستادش انتخاب کرد. دستورات تلگرافی صادرشده برای حفظ وضعیت، همزمان شد با دستورات فرمانده ی ستاد ارتش هشتم و نمونه ای شد از ارزش یک آموزه ی مشترک. همانند جوفره (Joffre) قبل از مارن (Marne)، آلمانها سربازانشان را از یک جناح به وسیله ی قطار به جناح دیگر فرستادند درحالیکه شنود آنها نشان می داد که ارتش اول روسیه عکس العملی نشان نخواهد داد. ارتش اول آلمان به پشت جناح غربی ارتش دوم روسیه چرخید و از پشت آن ها سردرآورد و بعد به شمال پیچید تا کل ارتش دوم را در باریکه ای نزدیک تاننبرگ محاصره کند. فرمانده ی روسها خود را کشت و 100 هزار سرباز روس تسلیم شدند.

 

با جبهه ی طولانی تر شرقی، هنوز مانورهای نظامی ممکن بود. روسیه متحدین را با نمایش یک تهاجم قبل از بسیج کامل و تهاجم به پروس شرقی و عقب راندن اتریش-مجارستان به شمال کوه های کارپات غافلگیر کرد. فرماندهی عالی اتریش-مجارستان نقشه ی خود را عوض کرد، اول بیشتر سپاهیانش را به سمت صربستان فرستاد، بعد نیروی عمده ی خود را عقب کشید تا در برابر روسها دفاع کند.


ادامه مطلب

 
  • تعداد صفحات :5
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
 

درباره وب سایت

Wars & History
رضا کیانی موحد - محمدحسین پاز
مدیر وب سایت :

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان