جنگها و تاریخ

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

جنگ مدیا

← آمار وب سایت

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :


Think,Befor We Act

/ساعتی در خود نگر تا كیستی/ از كجائی وز چه جائی چیستی/ در جهان بهر چه عمری زیستی/ جمع هستی را بزن بر نیستی

دروغ13- قسمت سوم

قسمت اول

قسمت دوم

رضاکیانی موحد

یکی از دروغهای 13 که به کرّات از زبان مسئولین ،و به ویژه فرماندهان سپاه در زمان جنگ، شنیده می شود این عبارت است که « جنگ ایران و عراق تنها جنگی در 200 سال گذشته بوده که قسمتی از خاک ایران از آن جدا نشده است[i][ii].» این دروغ به حدی تکرار شده است که حتی استاد بی بدیلی چون استاد رائفی پور ،که از اوتاد و اقطاب زمانه ی ما می باشند و چه بسا که از معجزات قرن بیست و یکم، نیز آن را در سخنرانی هایشان تکرار می کنند.

این دروغ البته یک دروغی عادی نیست چرا که در حقیقت ترکیبی است از دو دروغ کوچکتر. اینکه ادعا می کنند این جنگ در 200 سال گذشته تنها جنگی بوده که قسمتی از خاک ایران از آن جدا نشده است سبب می شود که دروغ دوم هم در دل آن مستتر بشود و البته منظور اصلی از ساختن این دروغ 13 هم در اصل همان دروغ دوم است. دروغ دوم به صورت ضمنی ادعا می کند که ما در جنگ با عراق هیچ قسمتی از خاک خودمان را به دشمن واگذار نکردیم.

اول بپردازیم به دروغ اول: بزرگترین جنگهایی که در دوران قاجاریه ایران را مشغول خود کردند عبارتند از جنگهای اول و دوم ایران و روس (1218 تا 1228 و 1241 تا 1243) که قسمتهای مهمی از شمال غربی ایران در طی این جنگها به روسیه ی تزاری واگذار شد. اما حقیقتی که از آن غفلت می شود این است که 8 سال پس از پایان دوره ی اول جنگهای ایران با روسیه عباس میرزا با عثمانی وارد جنگ شد و ولیعهد شجاع فتحعلی شاه  توانست با رشادت بی نظیرش ارتش عثمانی را درهم بکوبد. نتیجه ی این جنگ با عثمانی این بود که تحت معاهده ی ارزروم حکومت عثمانی مرزهای غربی ایران را به رسمت شناخت. پس جنگ ایران و عراق در 200 سال گذشته تنها جنگی نبوده که ایران خاکی از دست نداده بلکه در آخرین جنگ ایران با عثمانی نیز ایران خاک خود را از دست نداد.

از سوی دیگر اگر بخواهیم بر اساس حقوقی بحث کنیم چون ایران در جنگ جهانی دوم به آلمان اعلان جنگ داد پس ایران را باید یکی از دولتهای متفقین به حساب بیاوریم. البته از یاد نمی بریم که با مجاهدت قوام و در نهایت با اوتلیماتوم ترومن در این جنگ هم قسمتی از خاک ایران از دست نرفت.

پس می بینیم که جنگ ایران و عراق اولین جنگی در 2 قرن گذشته نبوده که ایران خاکی را از دست نداده است. نه تنها ما در این جنگ قسمتهایی از خاکمان را از دست ندادیم بلکه زمانی که ایران به ناچار مجبور شد که قطعنامه 598 را قبول کند قسمتهایی از خاک ایران در دست عراقی ها بود. زمانی که ماشین نظامی ایران در اثر آخرین حمله ی بزرگ خود از نفس افتاد و با حیله ی استراتژیک عراق درگیر جنگ های بی حاصل در کردستان عراق شد عراق توانست با چند حمله ی بزرگ و پشت سر هم فاو، شلمچه، جزایر مجنون و ارتفاعات استراتژیکی را در جبهه ی میانی از دست ایرانی ها درآورد[iii]. این ارتفاعات بر اساس قرارداد 1975 الجزایر به عراق واگذار شده بود اما به دلیل اینکه خطوط مرزی در قبل از انقلاب کاملا جابجا نشدند تا زمان انقلاب در دست ایران باقی ماندند و یکی از علتهای اصلی عراق در حمله به خاک ایران به دست آوردن این ارتفاعات بود. این قسمتها از خاک ایران ،بر خلاف تبلیغات رسمی و غیر رسمی، نه در اثر کوششها و مجاهدتها بلکه در اثر اشتباه استراتژیک عراق دوباره به ایران بازگشتند. در حدود 2 سال بعد عراق به کویت حمله کرد و در نتیجه صدام تصمیم گرفت تا برای اینکه خیالش از پشت سر راحت باشد مشکلات کهنه ی خود را با ایران حل و فصل کند. با رد و بدل شدن چند نامه بین صدام حسین و آقای هاشمی رفسنجانی ،رئیس جمهور وقت ایران، صدام راضی شد که در روز 26 مرداد 69 اراضی اشغالی ایران را تخلیه کند. اگر نبود این اشتباه فاحش صدام شاید هنوز هم قسمتهایی از خاک ایران در دست عراق باقی مانده بود.

اما چرا این دروغ به این حد تکرار می شود؟ فهمیدنش چندان هم سخت نیست.

 

نقشه ی بالا مناطقی از خاک ایران را نشان می دهد که پس از پذیرش آتش بس بین ایران وعراق در دست عراق باقی ماند.این ناحیه از مهران شروع شده و تا بستان ادامه پیدا می کند. منبع :کتاب سیری در جن ایران وعراق جلد ششم ویرایش دوم مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی محمددرودیان صفحه 198

(برای بزرگ شدن نقشه بر روی آن کلیک کنید)

 



[i] - این ادعا توسط افراد مختلف و در مناسبتهای مختلف و توسط افراد مختلف تکرار شده است. مثلا می توانید نگاهی به اینجا بیندازید یا مثلا اینجا یا اینجا و یا اینجا.

[ii] به تازگی دکتر-سرلشکر محسن رضایی 100سالی به این عدد افزوده است و مدعی است که در 300 سال گذشته. نگاه کنید به سایت رسمی ایشان.

[iii] - آقای رفسنجانی در جواب نامه ی دوم خود به صدام پس از پایان جنگ به این مناطق استراتژیک بدین صورت اشاره می کنند:" بسیاری از مواضع خاک ایران باقی ماندند من جمله شهرهای نفت شهر و خسروی و مهران و ده ها روستا و ارتفاعات که شرایطی متفاوت با جبهه ی جنوب داشت که اکثر آن مناطق از اول جنگ تا امروز در اشغال نیروهای شماست و بعید است که فرماندهان شما حقیقت را از شما مکتوم داشته باشند". رفسنجانی آشکارا اعتراف می کند که پس از پایان جنگ این مناطق هنوز در دست عراق باقی مانده اند. متن کامل این نامه را می توانید در اینجا بخوانید.

دروغ 13؛ قسمت دوم


گویند که در جلسه ی دادرسی امیرعباس هویدا از او پرسیدند: در زمان شاه چه کردی؟ هویدا دست در جیبش کرد و کبریتی درآورد و پاسخ داد: من 13 سال نخست وزیر بودم و قیمت این کبریت از روز اول دولت من تا به آخر یک ریال اضافه نشد.

افسانه ی بالا از آن دروغهای 13 است که بسیاری از طرفداران رژیم سابق به آن باور دارند. من که شخصا فرصت نکردم تمام منابع مربوط به محاکمه ی هویدا را شخم بزنم ولی کتاب میلانی را که خواندم چنین داستانی درش نبود و بعید هم می دانم که در کتابها یا اسناد دیگر چنین گفتگویی پیداشود. اصولا بسیاری دوست دارند حکومت شاه را ،به ویژه سالهای پس از بحران نفتی 1973، را سالهای خوش و خرم ایران بدانند و از آن چونان دوران طلایی جم یاد می کنند. نباید از خاطر برد که افزایش قیمت نفت سبب شد تا شاه به صورتی گسترده دست به واردات بزند و بعضی همین واردات بی رویه و بالا رفتن قیمتها را از علل اصلی پدیدار شدن نارضایی ،اکثرا در قشر متوسط، می دانند. مثلا اردشیر زاهدی ،دامادشاه و آخرین سفیر او در واشنگتن، در بخش آخر خاطراتش به این مسئله اشاره می کند که کشوری که ظرفیت خرج کردن یک میلیون دلار را نداشت ناگهان دست به خرید میلیاردها دلار از کشورهای خارجی زد و در نتیجه صدها تن سیمان در باراندازهای جنوب کشور زیر باران رها شدند برای اینکه امکان حمل آنها به داخل کشور نبود. در سال 1354 برآورد شده است كه بیش از یك میلیارد دلار جریمه به كشتی‌هایی پرداخت شد كه در خلیج فارس به علت عدم وجود امكانات و تجهیزات تخلیه بار در انتظار بار اندازی مانده بودند .

هر چه که بود دوران هویدا نه دوران ثبات قیمتها بلکه دورانی بود که نشانه های بیماری هلندی در اقتصاد ایران شروع به آشکارشدن کردند. رشد بی‌رویه قیمت خدمات شهری و افزایش هزینه زندگی كه از پیامدهای تمركز توسعه در شهرها و مهاجرت بی‌رویه و فساد اقتصادی بود موجبات نارضایتی بخش‌های وسیعی از جامعه را فراهم كرد . سیاست رفاهی رژیم با كاهش درآمدهای نفتی به بن بست رسیده بود. آهنگ شتابان مهاجرت روستائیان به شهرها به خاطر بی توجهی دولت به آنان و از سوی دیگر نیاز شهرها به ویژه تهران به كارگر سبب خالی شدن روستاها از سكنه و ركود بیشتر بخش كشاورزی و افزایش بهای محصولات این بخش شد. در نیمه دوم سال 1356 تورم به 40 در صد رسید ،‌ نرخ رشد صنایع غیر نفتی از 1/14 درصد در سال 1355 به 4/9 درصد در سال 1356 تنزل یافت . نگاهی به نمودار زیربی ضرر نیست.




رشد جمعیت ایران در دوران نخست وزیری امیرعباس هویدا



تورم در دوران هویدا

دروغ 13؛قسمت اول

رضاکیانی موحد

دروغ 13 به دروغی گفته می شود که آن قدر حقیقت نما باشد که عموم مردم آن را به راحتی باور کنند. در طی 8 سال جنگ با عراق ،و پس از آن، درباره ی حقایق جنگ دروغهایی به مردم ایران گفته شد که از فرط تکرار، خود سازندگان آنها هم این دروغ ها را باورکرده اند. امروزه این گزاره ها به صورتی نهادینه در عمق باورهای مردم ایران جای بازکرده و عام و خاص ،جاهل و عالم، دوست و دشمن، داخل نشین و خارج نشین همواره همان دروغ ها را تکرار می کنند بدون هیچ شک و شبهه ای.

یکی از دروغ های این چنینی این جمله است که "ما در طول جنگ با دست خالی در برابر عراق جنگیدیم در حالیکه تمام دنیا از عراق پشتیبانی می کرد و هیچ کس حاضر نبود به ما سلاحی بفروشد."

یعنی واقعا می شود در جنگی که در طول هر روز آن صدها گلوله شلیک می شود ،و با توجه به ظرفیت محدود کارخانه های سلاح سازی و مهمات سازی ایران در آن زمان، بدون هیچ کمکی از خارج ایران 8 سال جنگیده باشد؟ آیا فقط این عراق بود که متکی به حامیان خارجی خود بود؟ هیچ کشوری از ایران در طول جنگ حمایت نکرد؟

حقیقت اما چیز دیگری است. بسیاری از سلاح های خریداری شده در زمان شاه و قطعات یدکی آنها ،هر چند از طریق واسطه، به دست ایران می رسید. دفتر خرید شرکت نفت ایران در لندن وظیفه داشت به دنبال واسطه های غربی بگردد که این گونه ملزومات را بتوانند برای ایران فراهم کنند[i]. در بسیاری از موارد کشورهای غربی ،با اینکه در جریان این خریدها قرارداشتند، چشم بر روی آن می بستند. در جریان مک فارلین هم که همه می دانیم همین سلاح های آمریکایی ،که با واسطه به دست ایران رسیدند، سبب شدند تا سپاه بتواند فاو را از دست عراق خارج کند.

اما بحث من درباره ی مورد بالا نیست. بحث من درباره ی کشورهایی است که پس از انقلاب ایران به حمایت از ایران برخواستند. کره ی شمالی ،سوریه و لیبی مشخصا در میان این کشورها قرار می گیرند. هر 3 کشور ،به همراه چین، در طول جنگ به رشد تکنولوژی موشکی در ایران کمک کردند. در حقیقت، در دوره ی حکومت شاه ارتش ایران توجه آنچنانی به این حوزه نکرده بود و تنها نمونه ی خریداری موشک برای ارتش عبارت بودند از موشکهای پدافند هوایی و موشکهایی که توسط هواپیما شلیک می شد. در زمینه ی موشکهای زمین به زمین ارتش ایران حرفی برای گفتن نداشت و موشکهایی که در انتهای جنگ به سوی عراق شلیک شدند موشکهای اسکادی بودند که توسط این 3 کشور ،و با چراغ سبز روسها، در اختیار ایران قرارگرفته بودند. کمبود موشکهای زمین به هوا در انتهای جنگ هم سبب شد تا سپاه پاسداران به خرید موشکهای سام-2 ساخت چین روی بیاورد و این گونه بود که پای چینی ها هم به این معادله بازشد. جالب است که بدانیم اولین سقوط میگ-25 توسط یکی از همین سام-2 ها و در اطراف پالایشگاه اصفهان صورت گرفت.

با کمی جستجو می توان دریافت که ،برخلاف باور عامه، ایران چندان هم در برابر عراق دست تنها نبوده و با دست خالی نجنگیده است. در میان کشورهایی که در زمان جنگ به فروش جنگ افزار و مهمات به ایران پرداختند می توان به کشورهای ایتالیا، لهستان، رومانی، کره جنوبی، ویتنام و پاکستان اشاره کرد. اما برای اینکه مستندتر حرف زده باشم به گوشه ای از کتاب روند پایان جنگ ،که توسط سپاه پاسداران منتشر شده است، اشاره ای می کنم:

علاوه بر این، در همین ایام لیبیایی ها که موشکهای ایران را علیه هواپیماهای عراقی شلیک می کردند از شلیک موشک امتناع کردند و به نظر می رسید این اقدام با روسها هماهنگ شده بود. (در پاورقی اضافه می کند): بنا بر توضیح آقای حسین دهقان ،جانشین وزیر دفاع، به دلیل پیش بینی قبلی، آمادگی لازم ایجاد شده بود و لذا پس از امتناع لیبیایی ها از شلیک و اخلال در سیستم موشک، دو روز بعد اولین موشک آماده ی شلیک شد.[ii]

معمر قزافی از همان ابتدای جنگ ایران-عراق در کنار ایران قرارگرفت. او با ارسال تلگرافی به سایر اعضای اتحادیه ی کشورهای عربی بیان کرد: وظیفه ی اسلامی حکم می کند در این جهاد با ملت مسلمان ایران متحد شویم. نه آن که به نیابت از آمریکا با آنها بجنگیم.[iii]

بر طبق سند بالا نه تنها لیبی به صورت سیاسی و لجستیکی از ایران در برابر عراق پشتیبانی می کرده، بلکه مستشاران و  خدمه ی کافی برای راه اندازی سیستمهای موشکی ایران را هم فراهم کرده است. آیا با این وجود بازهم می توان گفت که ایران یک تنه به جنگ تمامی دنیا رفته است؟

پی نوشت: به اینجا و اینجا هم می توانید نگاهی بیاندازید.



[i] بریتانیا این دفتر را پس از آنکه یکی از نفتکشهای کویتی که پرچم این کشور را داشتند مورد حمله ای ایران قرارگرفت (1366) بست.

[ii] روند پایان جنگ؛ محمد درودیان؛ مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ؛ 1390 ؛صفحه 259

[iii] طولانی ترین جنگ؛ دیلیپ هیرو، نشر مرز و بوم، 1390

درباره وب سایت

Wars & History
رضا کیانی موحد - محمدحسین پاز
مدیر وب سایت :

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان