جنگها و تاریخ

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

جنگ مدیا

← آمار وب سایت

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :


Think,Befor We Act

/ساعتی در خود نگر تا كیستی/ از كجائی وز چه جائی چیستی/ در جهان بهر چه عمری زیستی/ جمع هستی را بزن بر نیستی

اتحادهای نامقدس- قسمت سوم؛ اتحاد مغول و بیزانس

رضاکیانی موحد

 File:ShepherdByzempire1265.jpg

همسایگی مغولها و حکومتهای تحت الحمایه ی آنها با بیزانس در سال 1265

گفتیم که به دفعات حاکمانی که از نظر مذهبی دشمن ( و یا دست کم رقیب) هم بودند بر علیه دشمنان خود متحد می شدند. اینبار به سراغ اتحاد بین مغولها و اروپائیان مسیحی در قرون 13 و 14 میلادی می رویم.

اندک مدتی پس از مرگ چنگیز قدرت نظامی مغولها دچار فرسایش شد. یکی از علتهای این فرسایش تقسیم حکومت بزرگ باقی مانده از چنگیز بین تعدادی از شاهزادگان مغول بود. این شاهزادگان ،که در بین خود رقابت داشتند، همزمان ناچار بودند که با دیگر قدرتهای همسایه نیز نبرد کنند. از همین رو،و بر خلاف سنت چنگیزی که حاکمی را جز به خراجگذاری خود قبول نداشت، ناچار به اتحاد با دیگر دولتها روی آوردند. یکی از موارد اتحاد مغولها اتحاد بین آنها و امپراطوری بیزانس بود. امپراطوری بیزانس که در طی بیش از 10 قرن توانسته بود با روشهایی چون تفرقه بینانداز و حکومت کن و اتحادهای موقت با همسایگان قدرتمندش به حیات خود ادامه دهد اتحاد با مغولها را به فال نیک گرفت چرا که فرصت تنفس بیشتری را برای این امپراطوری کهن فراهم می کرد. نیروی مغول کمکی بود در راه رسیدن به جاه طلبی های بیزانس در جنگهای صلیبی.

سرآغاز

پس از نبرد کوزه داغ در سال 1243 امپراطوری ترابوزان تسلیم مغولان شد و دربار نیقیه دژهایش را به حالت آماده باش درآورد. در اوایل دهه 50 بالدوین دوم ،پادشاه بیزانس، سفیری به نام شوالیه بوادیون هایناوت به مغولستان فرستاد. وی از پس از بازگشت به نزد بالدوین رفت و بالدوین سفیر دیگری به نام ویلیام روبراکی را برای ادامه ی مأموریت بوادیون به مغولستان فرستاد. ویلیام پس از بازگشت گزارش داد که سفرایی از دربار نیقیه را در دربار خان مغول ملاقات کرده است.

قدم بعدی

امپراطور میخائیل هشتم پس از رسیدن به تاج پادشاهی بیزانس شروع به جستجوی راهی برای اتحاد با مغول ها پرداخت. در آن زمان آیین نسطوری در بین مغولان به شدت گسترده شده بود و مسیحیان امیدوار بودند که بتوانند از نفوذ هم کیشهایشان در بین سرداران مغول به نفع خود و بر ضد مسلمانان استفاده کنند.

میخائیل در سال 1263 با خان اردوی طلایی یک موافقتنامه امضا کرد و دو تن از دخترانش را به ازدواج خانهای مغول درآورد. در نتیجه، اوفرسویان پالایوجینا به عقد نوقای خان (خان اردوی طلایی) و ماریا پالایوجینا به ازدواج آباغاخان (فرمانده ی ایلخانیان در ایران) در آمدند.

بر اساس یک نامه از پاپ کلمنت چهارم به تاریخ 1267، آباغا موافقت کرد تا سربازانش را با سربازان پدرزنش متحد کند تا در جنگ های هشتم صلیبی به کمک صلیبیون حاضر در فلسطین بشتابند:

" شاه فرانسه و ناواره، پرچم مبارزه را به دست گرفته و آماده ی حمله به دشمنان مسیح می شود. شما به ما نوشته اید که دوست دارید تا به نیروهای پدرزن خود (میخائیل هشتم) ملحق شوید تا به یاری لاتینها بشتابید. ما شما را بسیار می ستاییم اما تا از حکمرانان مسیحی نپرسیم نمی توانیم بگوییم که چه راهی را برای شما انتخاب کرده اند. ما پیشنهادهای شما را به آنها ابلاغ خواهیم کرد و پس از روشن شدن افکار آنها شما را از طریق یک پیک مطمئن از تصمیمات آنها آگاه خواهیم کرد."

نامه ی پاپ کلمنت چهارم به آباغا (1267 میلادی)

در سال 1265 برکه خان ارتش اردوی طلایی را تحت فرمان نوغای به تاراس فرستاد تا بیزانس مجبور شود سفیر ممالیک ، و شاه سابق سلجوقی ها، کیکاووس دوم را آزاد کند. بر اساس منابع مصری، میخائیل موافقت کرد تا برای خان مغول در روسیه پارچه و منسوجات بفرستد. هنگامی که میخائیل به اهمیت اتحاد با مغولها پی برد با نوغای متحد شد و از وی برای دفع بلغارها کمک گرفت. در سال 1282 یک سپاه مغول به استعداد 4 هزار نفر در قسطنطنیه مستقر شدند تا با حاکم تسالی بجنگند.

اتحاد در زمان آندرونیکوس دوم

پس از سال 1295 آندرونیکوس دوم ،در عوض کمک مغول به دفع ترکمنها از مرز بیزانس، به غازان پیشنهاد اتحاد نظامی داد. غازان به پیشنهاد آندرونیکوس پاسخ مثبت داد و قول داد تا از تاخت و تاز مهاجمین به خاک بیزانس ممانعت کند. با مرگ غازان در سال 1308 بیزانسی ها برای او مراسم سوگواری برگذار کردند.

اولجایتو ،جانشین غازان، نیز به راه غازان ادامه داد. او برای کمک به به بیزانس 40 هزار سرباز در اختیار آنان گذاشت. آندرونیکوس دخترش را به ازدواج توغتوآ درآورد اما در انتهای حکومت آندرونیکوس رابطه ی بین دو قدرت شکرآب شد و مغولها به تاخت و تاز در سرزمینهای بیزانس (1320-1324 میلادی) پرداختند.

با به قدرت رسیدن آندرونیکوس سوم روابط بیزانس به مغولها بدتر شد. در سال 1341 مغولها تصمیم گرفتند تا به قسطنطنیه حمله کنند و آندرونیکوس مجبور شد تا برای جلوگیری از حمله ی آنها سفیری را به دربار خان مغول بفرستد.

 منبع

file:///K:/New%20project/Byzantine%E2%80%93Mongol_alliance.htm

اتحاد نامقدس انتهای قسمت دوم؛اتحاد فرانسه-عثمانی


قسمت اول

قسمت دوم بخش اول

ادامه ی قسمت دوم

عملیات مشترک در مجارستان

سلیمان پیوسته در پی فتح مجارستان بود. در سال 1543 یک واحد توپخانه ی فرانسه برای یاری رساندن به ترکها به ارتش عثمانی پیوست. در سال 1547 عثمانی و اتریش طبق معاده ی آدریانوپول ترک مخاصمه کردند.

باوجود اینکه اتحاد فرانسه و عثمانی، اتریش را از نظر استراتژیک در تنگنا قرار می داد اما از دید تاکتیکی عملیات نظامی مشترک دو کشور به خاطر فواصل طولانی، مشکلات ارتباطی و تغییرات غیرقابل پیش بینی یک از طرفین چندان قرین موفقیت نبود.

تنها عملیات دریایی و غنیمت گرفتن کشتی ها و اسیر کردن سربازان دشمن بود که از نظر مالی به نفع هر دو طرف بود. در سال 1565 فرانسوی ها 150000 سکه ی طلا به بانکداران  و دولت عثمانی بدهکار بودند و پرداخت این بدهی ها سالها به طول انجامید.

پشتیبانی فرانسه از عثمانی بر علیه صفویه

اتحاد دو دولت فرانسه و عثمانی محدود به خاک اروپا نماند و هنگامی که سلیمان دومین حمله ی خود به ایران را شروع کرد(1547م) فرانسه سفیر خود را در پشتیبانی از سلیمان به اردوی ترکها اعزام کرد. گابریل د لوتز نقش مشاور نظامی سلیمان را برعهده گرفت و در طی محاصره ی شهر وان درباره ی موقعیت توپخانه ی عثمانی به سلیمان مشاوره می داد.

اتحاد دو کشور به صورت موثری توانست از فرانسه در برابر تهدیدات هابزبورگها دفاع کند. اتحاد بین دو کشور در زمان جانشین فرانسیس اول، هنری دوم، نیز ادامه پیداکرد.

در سال 1552 عثمانی 100 فروند کشتی جنگی خود را برای جنگ بر علیه شارل پنجم در اختیار هنری دوم قرار داد. باز هم قرار شد تا طی یک حمله ی گاز انبری دو کشور وارد خاک ایتالیا شوند اما بازهم تأخیرها سبب شد تا دو ارتش نتوانند با هم الحاق کنند.

در روز یکم فوریه 1553 اتحاد جدیدی بین عثمانی و فرانسه ایجادشد و حملات ناوگان ترکها به ناپل، سیسیل، البا و کورسیکا مجددا در دستور کار قرار گرفت.

درگیری ها در مدیترانه تا سال 1558 ادامه یافت تا زمان قرارداد صلح کاتو-کامبریزی(1559) فرارسید. اما عمر این صلح هم چندان طولانی نبود و با شورش پروتستانهای آلمانی ،به رهبری لوتر، بر علیه هابزبورگهای کاتولیک؛ فرانسه جانب پروتستانها را گرفت و شارل نهم، پادشاه فرانسه، از عثمانی دعوت کرد که به نفع ایالتهای پروتستان آلمان وارد جنگ با هابزبورگ شود. سلیمان قانونی نامه ای به طرفداران لوتر در بلژیک نوشت و به آنها پیشنهاد کمک نظامی کرد.

سالها بعد خود فرانسه غرق در آشوبهای مذهبی شد و قدرت عثمانی هم پس از سلطنت سلطان سلیمان قانونی رو به افول گذاشت. شکست سهمگین نیروی دریایی عثمانی در نبرد لپانتو(1571) هر چند که به حضور نیروی دریایی عثمانی در مدیترانه خاتمه نداد اما پس از آن این نیرو هیچگاه نتوانست به نیروی دریایی برتر در عرصه ی مدیترانه تبدیل شود.

در سال 1574 ویلیام اورنج و شارل نهم از سلطان سلیم دوم درخواست کردند که به نفع هلندی ها وارد جنگ با شاه اسپانیا ،فیلیپ دوم، شود. ناوگان عثمانی حملات خود به سواحل تحت کنترل اسپانیا در شمال آفریقا را از سر گرفت و این حملات از فشار اسپانیا بر هلند کم کرد. با آغاز مجدد جنگ با صفویه در سالهای 1578-1590 از توجه عثمانی به اروپای مرکزی کاسته شد.

سیاست نزدیکی به عثمانی در زمان هنری پنجم هم ادامه پیداکرد و در سال 1604 قرارداد جدیدی بین هنری پنجم و سلطان احمد اول بسته شد که مزایای زیادی برای برای فرانسوی ها به دنبال داشت. موفقیت تجاری فرانسوی ها سبب شد تا تمام تجار اروپایی ،غیر از انگلیسی ها و ونیزی ها، تحت پرچم فرانسه به عثمانی سفر کنند.

اما لویی چهاردهم ، برخلاف شاهان قبلی فرانسه، با هابزبورگها بر علیه عثمانی متحد شد و در کنار اتریشی ها به جنگ با ترکها برخواست. یکی از علتهای این تغییر سیاست را ازدواج لویی با ماری ترز اسپانیایی در سال 1660 می دانند. مادر لویی ،آن اتریشی، نیز مانند همسر وی از خاندان هابزبورگ بود.

کمی بعد لویی در سیاست خارجی خود چرخشی ایجاد کرد و از تقابل با ترکها به سمت بی طرفی حرکت کرد. این چرخش سبب شد تا ترکها دوباره به جنگ با هابزبورگها ترغیب شوند. لویی از اتحاد با دیگر کشورهای اروپایی بر ضد عثمانی سر باززد و محمد پنجم را در جنگ بر علیه هابزبورگها ترغیب کرد. قره مصطفی ،وزیر اعظم عثمانی، چیزی نمانده بود که در سال 1683 وین را از چنگ هابزبورگها در آورد. در این فرصت لویی نه تنها به یاری اتریشی ها برنخواست بلکه از کمک رسانی به وین جلوگیری کرد و بدتراینکه سپاهیانش را وارد آلزاس و جنوب آلمان کرد. فرصتی که عثمانی برای لویی فراهم کرد باعث شد که او در معاهده ی صلح راتیسبون (1684) قسمتهای استراتژیکی را به خاک فرانسه اضافه کند.

اگرچه عثمانی قدرت خود را در قرن هجدهم از دست داد اما همواره تمایل داشت تا از تجربیات فرانسوی ها در مدرنیزاسیون ارتش خود استفاده کند. کلود-اکلساندر دو بونیوال فرانسوی به اردوی سلطان محمد دوم رفت و برای او کارخانجات توپ ریزی، باروت سازی، تفنگ سازی و یک مدرسه ی مهندسی-رزمی تأسیس کرد.

دوران لویی شانزدهم تا قرن نوزدهم

تحت حکومت لویی شانزدهم از سال 1783 به بعد گروه هایی از نظامیان فرانسه برای آموزش ترکها در زمینه ی جنگهای دریایی و استحکامات نظامی به عثمانی رفتند. تا زمانی که انقلاب فرانسه آغازشد در حدود 300 افسر فرانسوی به عنوان مستشار نظامی در خدمت ارتش و نیروی دریایی عثمانی بودند. تمام این افراد با پایان اتحاد فرانسه-عثمانی در سال 1798 به فرانسه بازگشتند.

سیاست نگاه به شرق فرانسه پس از انقلاب هم ادامه یافت. انقلابیون که خود را تحت تهاجم قدرتهای اروپایی می دیدند اتحاد با عثمانی را فرصتی برای کم کردن از فشار دشمنانشان می دانستند. از دید عثمانی این انقلاب یک فرصت طلایی بود که تنها نتیجه ی آن ضعیف شدن هرچه بیشتر قدرتهای اروپایی بود. سلطان سلیم سوم فرصتی مهیا شد تا "نظم جدید" خود را سازمان دهد. تحت حکومت انقلاب گروه هایی برای مدرنیزاسیون ارتش عثمانی به استانبول اعزام شدند.

در سال 1798 ناپلئون به مصر ،که در آن زمان خراج گزار عثمانی بود، حمله کرد و به اتحادی که چندین قرن بین دو کشور برقرار بود پایان داد. در روز 9 ژانویه 1799 عثمانی رسما متحد روسیه و دو روز متحد بریتانیا شد. البته پس از پیروزی درخشان ناپلئون در نبرد اشترلیتز سلیم سوم از اتحاد با روسیه و بریتانیا کناره گرفت و نسبت به تجدید اتحاد با فرانسه علاقه نشان داد. همین امر سبب شد تا روسیه در سال 1806 و بریتانیا در سال 1807 به جنگ عثمانی بروند. در طی این جنگها بود که عثمانی مولداوی و والاشی را از دست داد. سلطان محمد دوم که از پشتیبانی فرانسه ناامید شده بود دست یاری به سوی بریتانیا دراز کرد. پس از دوران ناپلئون دیگر اتحاد استراتژیکی بین عثمانی و فرانسه برقرار نشد اما اتحادهای نامقدس دیگری در دیگر نقاط جهان بین کشورهای دیگر بسته شد.

مترجم رضاکیانی موحد
منبع
en.wikipedia.org/wiki/Franco-Ottoman_alliance#cite_note-UbMK5eEC_p.13-14-138

اتحاد نامقدس ادامه ی قسمت دوم؛اتحاد فرانسه-عثمانی


قسمت اول

قسمت دوم بخش اول

مدیترانه نقطه ی ثقل کشاکشها

در اوایل قرن شانزدهم یکی از دزدان دریایی مدیترانه با نام خیرالدین بارباروسا ،به همراه برادرانش، به اردوی عثمانی پیوست و خود و ناوگانش را در اختیار سلطان سلیمان قرار داد.

در سال 1534 یک ناوگان عثمانی به درخواست فرانسیس اول شروع به حمله به سواحل ایتالیا ،که در اختیار هابزبورگها بود، کرد. دریاسالار فرانسوی ،بارون دو سنت بلانکارد، ناوگانش را به ناوگان بارباروسا در الجزیره ملحق کرد تا با هم به جزیره ی ایبیزا حمله کنند. پس از عدم موفقیت در این حمله آنها به سواحل اسپانیا حمله کردند و با فرارسیدن زمستان به بندر مارسی رفتند. آنها پس از آن به تونس رفتند و پس از فتح تونس دوباره نوک پیکان حمله ی خود را به سمت سواحل ایتالیا بازگرداندند. شارل اول به تازشهای ناگهانی دریایی ترکها پاسخ داد و یک سال بعد توانست تونس را مجددا اشغال کند.


Barbarossa Hayreddin Pasha.jpg

خیرالدین الدین بارباروسا

سنت بلانکارد زمستان 1537-1538 را به همراه ناوگانش در استانبول گذارند. در سپتامبر 1538 بارباروسا در نبرد پروزا یک پیروزی قاطع بر علیه ناوگان شارل بدست آورد.

 در سال 1544 دریاسالار جدید فرانسه ،با نام کاپیتان پولین، با سلیمان قانونی ملاقات کرد. ناوگان مشترک دو کشور در طی حرکت به سمت استانبول به سواحل غربی ایتالیا حمله کردند و 6000 نفر اسیر گرفتند. پولین پس از دیدار با سلیمان به تولون بازگشت.

تهاجم گاز انبری به ایتالیا

با وجود عملیات دریایی عملیات زمینی کنار گذاشته نشد. در سال 1533 سلیمان 100هزار دوکاتی به فرانسیس اول داد و فرانسیس توانست با این پول انگلیسی ها و تعدادی از ایالات آلمان را برعلیه شارل پنجم متحدکند.

در سال 1535 و در طی مذاکرات بین سفیر فرانسه در قسطنطنیه ،ژان دولا فوره، با وزیر قدرتمند سلطان سلیمان ،ابراهیم پاشا، قرار شد که عثمانی و فرانسه به صورت همزمان وارد خاک ایتالیا شوند و به سلطه ی هابزبورگها در این کشور خاتمه دهند. طبق نقشه قرار بود تا فرانسه نیروهای خود را از سمت لمباری و عثمانی از سمت ناپل وارد ایتالیا کنند.

در سال 1536 فرانسیس با حمله به ساووآ جنگ را آغاز کرد. ناوگان مشترک ترک-فرانسه در مارسی لنگر انداخته بود و جنوا را تهدید می کرد. فرانسیس در آوریل همان سال به میلان و جنوا رسید و خیرالدین بارباروسا به بنادر هابزبورگ در اطراف ایتالیا حمله می کرد. فرانسیس در نهایت توانست تا ریولی در خاک ایتالیا پیشروی کند.

یک سال بعد بارباروسا در حال حمله به جنوب ایتالیا ،ناپل، بود و فرانسیس اول با سربازانش در شمال این کشور به سر می برد. سلیمان ارتش 300 هزار نفری خود را وارد آلبانی کرد تا آنها را از طریق دریا وارد خاک ایتالیا کند. در نهایت ضعف برنامه ریزی طرفین از الحاق دو ارتش جلوگیری کرد و فرانسیس به جای ایتالیا به سمت هلند(ایالتهایی که در دست هابزبورگ بود) لشکر کشید. سلیمان هم از جنوب ایتالیا خارج شد.

شارل پنجم در نهایت بین منگنه ی ترکها و فرانسوی ها ناچار شد با فرانسیس اول صلح کند. دو قدرت برتر اروپا در سال 1538 قرارداد متارکه ی جنگ نیس را امضا کردند و قرار شد تا فرانسیس اول به شارل کمک کند تا اتریشی ها بتوانند ترکها را از مجارستان بیرون کنند. با این وجود شارل به دلیل عملیات نظامی در آلمان نتوانست قوای زیادی بر علیه سلیمان بسیج کند.

به هرحال صلح فرانسیس با هابزبورگها چندان پایدار نبود و او در سال 1542 باز هم در برابر شارل قرار گرفت و اتحاد فرانسه با عثمانی احیا شد. در این زمان هنری هشتم ،پادشاه انگلیس، وارد اتحاد با شارل شده بود. صحنه ی جنگ عبارت بود از فرانسه، ایتالیا، هلند، بلژیک و کوشش در جهت حمله به اسپانیا و انگلیس. اینبار، سرزمین بلژیک مورد حمله ی فرانسیس قرار گرفته بود. سلیمان قانونی در این معرکه تحت تأثیر وزیرش سلیمان پاشا از ارسال سپاهی به کمک فرانسوی ها سرباز زد اما در عوض قول داد که در سال بعد سپاهی بزرگتر روانه کند. عدم همراهی سلیمان سبب شد تا فرانسیس دست از محاصره ی پرپیگنان بردارد.

در سال 1443 سپاه مشترک فرانسه ،به فرماندهی فرانسیس بوربون، و عثمانی ،به فرماندهی خیرالدین بارباروسا، در مارسی گرد هم آمدند و مشترکا به شهر نیس حمله کردند.

پس از پایان محاصره ی نیس، بارباروسا زمستان را در بندر فرانسوی تولون گذراند تا تهدید سواحل اسپانیا و ایتالیا ادامه پیداکند. در طی این مدت کلیسای جامع شهر به مسجد تبدیل شد تا سپاهیان ترک بتوانند نمازهای پنج گانه شان را به صورت جماعت بخوانند.

ترکها با استفاده از تأسیسات بندری تولون توانستند به حملات خود به بنادر تحت حاکمیت هابزبورگها ادامه دهند و یکبار هم ناوگان مشترک ایتالیا-اسپانیا را شکست دادند. ناوگان عثمانی در بهار 1544 تولون را ترک کرد.



انتهای قسمت دوم

 
  • تعداد صفحات :2
  • 1  
  • 2  
 

درباره وب سایت

Wars & History
رضا کیانی موحد - محمدحسین پاز
مدیر وب سایت :

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان