منوی اصلی
جنگها و تاریخ
  • چهارشنبه 28 اسفند 1398 07:36 ق.ظ نظرات ()


     

    1~186.jpg

     

    ارتش رومانی به عنوان بخشی از برنامه ی تجدید سلاح خود در اواخر دهه 1930 به دنبال دریافت مجوز برای تولید 200 دستگاه تانک پیاده نظام فرانسوی آر-35 به صورت بومی بود. تا اوایل سال 1938، مذاکرات برای ایجاد کارخانه ی تولید آر-35 پیشرفتهایی کرد اما با آغاز مخاصمات هیتلر فرانسه از تصمیم خود بازگشت. با این حال، در آگوست و سپتامبر 1939، فرانسوی ها به عنوان یک اقدام موقت تعداد41 دستگاه آر-35 به ارتش سلطنتی رومانی تحویل دادند. این تانک ها ستون فقرات هنگ دوم زرهی تازه تأسیس را تشکیل دادند. در پایان سپتامبر 1939 و با سقوط ارتش لهستان در جنگ جهانی دوم، تعداد 34 دستگاه جدید آر-35 لهستانی که به رومانی فرارکردند به دست رومانیایی ها رسید. با این وجود استعداد هنگ دوم زرهی به دو گردان تانک افزایش یافت.

     

    3-6-2020_10-22-27_PM.jpg

     

    پس از نبرد استالینگراد ، رومانیایی ها فهمیدند که آر-35 هایشان نیاز به بهسازی دارد. در ابتدا، برجک یک آر-35 را با برجک یک تانک روسی تی-26 غنیمتی عوض کردند. اما در نهایت در ابتدای سال 1943، تصمیم گرفتن تا توپ ضدتانک 45 میلیمتری تی-26 را جایگزین توپ 37 میلی متری آر-35 بکنند. چون این توپ بزرگتر از توپ اصلی آر-35 بودند ناچار شدند تا مسلسل هم محور درون برجک را حذف کنند. تعداد 30 دستگاه از آر-35 ها مشمول این برنامه ی نوسازی شدند و به عنوان شکارچی تانک به خدمت گرفته شدند. این تانکها تا پایان جنگ در خدمت بودند. در در 19 ژوئیه 1944 در مجموع 60 دستگاه تانک آر-35 در ارتش رومانی وجود داشت.

       ترجمه و تلخیص

    رضا کیانی موحد

    آخرین ویرایش: سه شنبه 20 اسفند 1398 07:39 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • جمعه 16 اسفند 1398 07:42 ق.ظ نظرات ()

    مؤلف: رضا کیانی موحد

    شکسته شدن خط دفاعی ماژینو و در نهایت تسلیم ارتش فرانسه نه تنها یک پیروزی بزرگ نظامی برای آلمان بود بلکه هدیه ای ارزشمند از غنایم جنگی را برای نیروهای نظامی هیتلر به دنبال داشت که می توانستند در مراحل بعدی جاه طلبی های هیتلر بسیار مؤثر باشند. آلمانها ارتش خود را به گونه ای سازمان داده بودند که هر سلاح غنیمتی خوب و به درد خوری را در خود هضم کند. صد البته این غارتها در عمل با حک و اصلاحات زیادی همراه بود تا تجهیزات جدید برای استفاده در ارتش هیتلری بهینه سازی شوند.

    از مهمترین سلاح هایی که به دست آلمانها افتاد تعداد زیادی از تانکهای سبک و متوسط فرانسوی بود. بین سالهای 1935 تا ژوئن 1940، کارخانجات تانک سازی فرانسه در حدود 3500 دستگاه تانک ساخته بودند. تعدادی از آنها صادر شده بود، تعدادی هم به مستعمرات گوناگون فرانسه فرستاده شده بود؛ اما قسمت عمده ای از آنها در ارتش فرانسه خدمت می کردند. پس از تسلیم فرانسه، تعدادی از تانکهایی که از تهاجم ورماخت جان سالم به در بردند به عنوان غنیمت جنگی بین متحدین آلمان توزیع شدند. اما بیشتر این تانکهای غنیمتی با تبدیل به انواع گوناگون توپهای خودکششی فرصت پیدا کردند تا دوباره به جبهه بازگردند.

    در آن زمان آلمان دو نوع توپ خودکششی در سازمان رزم خود داشت: زره کوب ها (یا شکارچیان تانک) و توپهای هجومی. هر دو نوع توپ خودکششی برای پشتیبانی پیاده نظام طراحی شده بودند: اولی برای شکار تانکهای دشمن و حفاظت سربازان در برابر تک زرهی حریف و دومی پشتیبانی آتش از سربازان پیاده مخصوصا در برابر مواضع دفاعی دشمن. این دو سلاح به دلیل اینکه برجک گردان نداشتند ساده تر و در نتیجه ارزانتر از تانکهای معمولی تمام می شدند. به علاوه نداشتن برجک متحرک سبب شد تا بتوانند توپهای سنگین تری را بر روی آنها نصب کنند. بعضی از این نوع توپ های خودکششی در میدان جنگ خوب درخشیدند. در اینجا نگاه کوتاهی به انواع توپهای خودکششی که آلمانها بر روی شاسی تانکهای فرانسوی ساختند می اندازیم.

    آخرین ویرایش: سه شنبه 13 اسفند 1398 08:01 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • یکشنبه 4 اسفند 1398 06:19 ق.ظ نظرات ()


    ترجمه و تلخیص: رضا کیانی موحد

    تاریخ: 25 می تا 3 جولای 1944

    موقعیت: دروار، بوسنی و هرزگوین

    نتیجه:پیروزی پارتیزانهای یوگسلاوی

    متخاصمین

    پارتیزان های یوگسلاوی

     

    آلمان

    کشور خودمختاری کرواسی

    چتنیک های بوسنی

    فرماندهان

    جوزف تیتو

    لوتار رندولیک

    کورت ریبکا

    دراژا میهایلووچ

    استعداد رزمی

    یک تیپ پیاده

     

    3500 نفر چترباز

    چند هزار نفر نیروی کمکی

    تلفات

    ادعای پارتیزانها

    500 نفر کشته

    1000 نفر مجروح

    2000 نفر غیرنظامی

    ادعای آلمانها

    در حدود 6000 نفر

    ادعای پارتیزانها

    788 نفر کشته

    881 نفر زخمی

    50 نفر مفقود

    ادعای آلمانها

    789 نفر کشته

    929 نفر زخمی

    57 نفر مفقود

     

    پیش زمینه ی تاریخی

    زمانی که هیتلر جنگ جهانی دوم را آغاز کرد موسیلینی تنها به این فکر می کرد که از قافله عقب نماند. اندیشه های توسعه طلبانه ی موسیلینی اما در حد و اندازه ی توانایی های ارتش ایتالیا نبود. حمله ی موسیلینی به بالکان به یک فاجعه تبدیل شد و در نهایت هیتلر مجبور شد قسمتی از نیروهایش را برای در هم کوبیدن یونان و یوگسلاوی (سابق) به بالکان اعزام کند. مقاومت زیرزمینی مردم یوگسلاوی (که امروزه آنها را پارتیزان می نامیم) باعث شد که سربازان متحدین تا انتهای جنگ در آنجا زمین گیر بشوند. در بهار 1944 آلمان برای از بین بردن مقاومت پارتیزانها نقشه ای جاه طلبانه کشید: از بین بردن شخص مارشال تیتو با یک عملیات هوابرد.

    متن کامل این عملیات را از اینجا دانلود کنید و بخوانید.

    آخرین ویرایش: پنجشنبه 1 اسفند 1398 08:23 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • یکشنبه 27 مرداد 1398 09:45 ق.ظ نظرات ()
    به پایان آمد این دفتر... حکایت همچنان باقی
    روزی که این سلسله درسهای را آغازیدم قصد داشتم تا هر درس را به صورت کاملا مفصل و با سند و مدرک عرضه کنم.... بس که تشویق دوستان و خوانندگان عزیز زیاد بود هنوز به قسمت پنجم نرسیده بادم خوابید.... به هرحال این هم خودش تجربه ای بود.... شاید وقتی که وقت و حوصله ی بیشتری داشتم این سلسله درسها را به صورت یک جزوه تدوین کردم و برای دانشگاه امام علی فرستادم که دو دوره های دافوس درس بدهندش... شاید
    دوستان تاریخ دانی که خیلی در بند سند و مدرک هستند برای رجوع به اصل اسنادی که این مطالب از آنها جمع آوری شدند باید بروند سراغ دو تا کتاب تا عمق فاجعه را دریابند.
    کتاب اول: ضربت متقابل کارنامه عملیاتی لشکر 27 محمد رسول الله(ص) در تابستان 1361
    کتاب دوم: عبور از مرز(روزشمار جنگ ایران و عراق کتاب بیستم)

    هر دو کتاب کاملا مستند هستند و در کنار هم تصویر خوبی از آنچه که در تابستان 61 گذشت به دست می دهند.
    سرسبز باشید و سرفراز
    رضا کیانی موحد
    آخرین ویرایش: سه شنبه 29 مرداد 1398 07:30 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • پنجشنبه 17 مرداد 1398 07:23 ق.ظ نظرات ()
    ضعف پشتیبانی و لجستیک
    یکی از دوستان پرسیده بودند که بالفرض ما چند میلیون نفر سرباز هم جمع می کردیم آیا می توانستیم این عده را تجهیز کنیم؟ جواب یک کلمه است: خیر
    ضعف کلی نیروهای مسلح ایران در زمینه ی پشتیبانی و لجستیک هم از جمله مواردی است که نیاز به آمار دارد و با توجه به نبودن چنین آماری صحبت از این مقوله هم در نهایت به یک سری کلی گویی خواهد انجامید.
    به صورت خلاصه می توان گفت که نه ارتش و ونه سپاه هیچ یک نتوانستند تمام نیازهای سازمانی خود را تا انتهای جنگ برآورده کنند. علتهای اصلی این ضعف را می توان به صورت زیر خلاصه کرد:
    1. نبود ساختارهای داخلی برای تأمین وسایل و تجهیزات و مهمات: در زمان رضاشاه و محمدرضا شاه ارتش در جهت رسیدن به خودکفایی حرکتهایی را آغاز کرد ساخت انواع تفنگ و مسلسل در زمان رضا شاه آغاز شد و کار به مونتاژ هواپیماهای جنگی هم کشید. در زمان محمدرضا پهلوی این حرکت با تاسیس کارخانه های ارتش در جهت تولید پارچه و پوتین و مهمات سازی گسترش یافت. اما زمانی که جنگ ایران و عراق شروع شد ما هنوز در ابتدای این راه بودیم و با وجود کارخانجات مختلفی که مهمات و سلاح و ملزومات نظامی تولید می کردند هنوز بسیاری از موارد حساس را باید از خارج وارد می کردیم. این بود که پس از چند ماه از آغاز جنگ ذخیره های سلاح و مهمات ته کشید و عملا ارتش در مضیقه ی شدیدی قرارگرفت. نیازهای ارتش به سلاح و تجهزات خارجی تا انتهای جنگ یکی از نقاط ضعف این نیرو بود.
    2. از طرف دیگر سیاستهای اشتباه ایران در حوزه ی سیاست خارجی سبب شد تا بسیاری از کشورهایی که باید به ایران ملزومات نظامی می فروختند از این کار سرباز زدند. نمونه ی آن را در اینجا خواندید که دولت انگلستان بر خلاف تعهدات خود نه تنها تانکهای ما را تأمین نکرد بلکه تجهیزات و قطعات آنها را با واسطه و بی واسطه در اختیار عراق قرار داد. مطمئنا دولت وقت ایرانی می توانست با جهت گیری درست از وقوع چنین اتفاقاتی جلوگیری کند اما افق دید دولتمردان و سیاستگذاران ایران در آن زمان به سمتی بود که اصلا چنین چرخشی در سیاست خارجی محال بوده است.
    3. ما نه تنها نتوانستیم به کشورهایی که به صورت سنتی از آنها سلاح می خریدیم تکیه کنیم بلکه حتی در به دست آوردن پشتیبانی کشورهای دیگر هم ناکام بودیم. در عمل سیاست خارجی ایران به قدری اینرسی داشت که ما حتی از فرصتهایی که بعد از انقلاب حاصل شد نیز غافل شدیم و در نتیجه نتوانستیم سلاح های مورد نیاز خود را از بعضی کشورهای دیگر تهیه کنیم. اینکه می گویند ایران در حوزه ی سلاح توسط جهان تحریم شده بود افسانه ای بیش نیست. با سیاستگذاری صحیح بسیاری از سلاح ها را می توانستیم مستقیم یا با واسطه بخریم. مثلا من صورت جلسه ای از سران سپاه دارم که مربوط است به اواخر جنگ و مذاکرات نماینده ی سپاه با دولت رومانی که دولت رومانی اعلام آمادگی کرده بود که حتی حاضر است هواپیمای جنگی نیز به ایران بفروشد. در خود همین عملیات رمضان یکی از گردانهای زرهی ارتش به تانکهای تی-62 ساخت کره شمالی مجهز شده بود که البته عملکرد بسیار بدی در هوای گرم جنوب داشتند. ما در طی جنگ توانستیم از طریق لیبی به موشکهای بالستیک برد بلند هم برسیم. کشورهایی مانند چین، ویتنام، یوگوسلاوی سابق، لهستان و... می توانستند بسیاری از اقلام مورد نیاز ما را تأمین کنند.
    4. مسئله ی مشکلات مالی هم از دیگر نکاتی بود که باید اشاره ای به آن کرد. در حالیکه عراق بیشتر نیازهای نظامی خود را به صورت نقدی و با تضمین مالی عربستان سعودی و کویت می خرید ما ناچار بودیم که از بازار سیاه اسلحه و به صورت نقدی و با چند برابر قیمت موارد مورد نیاز خود را تأمین کنیم. این مسئله هم البته با سیاست خارجی صحیح قابل حل بود.
    5. ضعف صنایع و کارخانجات داخلی هم از دیگر مشکلات ما بود. در حالیکه در جنگ جهانی دوم ارتش سرخ خط تولید کارخانجات تراکتور سازی را تبدیل به خط تولید تانک کارد صنایع عموما وارداتی و مونتاژی ایران توانی برای تأمین ملزومات جنگ نداشتند. از طرف دیگر غفلت مسئولان و سیاستگذاران صنعت سبب شد که کارخانجات با ظرفیتی کمتر از ظرفیت اسمی خود تولید کنند و البته همین تولید اندک هم به صورت مناسب به جبهه ها نمی رسید. تنها در سال انتهایی جنگ بود که مسئولان فهمیدند باید از ظرفیتهای خالی صنایع مختلف برای تامین جنگ استفاده کرد. در سال 66 من در کارخانه ی کمک فنرسازی ایندامین کاراموز بودم و در اواسط سال صندوقهایی از پوسته ی خمپاره شصت به کارخانه آوردند تا دستگاه های تراش کارخانه تولید گلوله ی خمپاره را آغاز کنند. حرکتی که باید از مهر 59 آغاز می شد با تاخیری 7 ساله آغاز شد و البته دیرتر از آن که بتواند تاثیری در معادلات نظامی بگذارد. اگر از همان ابتدای جنگ مسئولان تمام ظرفیت تولیدی کشور را در خدمت جنگ می گذاشتند شاید از خیلی جهات وضعیت جبهه ها بهتر می شد. همین ضعفها سبب شد تا بسیاری از فرماندهان سپاه تصمیم بگیرند که وارد حوزه ی سیاست و اقتصاد بشوند تا بتوانند نیازهای جنگ را با دور زدن بروکراسی دولتی براورده کنند. حرکتی که هنوز هم ادامه دارد.
    6. مشکل اصلی مسئولان ما ، چه در حوزه ی سیاستگذاری و چه در حوزه ی اجرا، این بود که هیچ درکی از مفهوم توتال وارد نداشتند. بسیاری جنگ را یک امر موقت می دانستند که در نهایت با یک تلاش کوچک در جهت تصرف بصره به سرنگونی صدام می انجامید و کمتر کسی از مسئولان ایران خود را برای یک جنگ طولانی مدت آماده کرده بود. همین مشکل سیاستگذاری غلط سبب شد تا بسیاری از فرصتهای مناسب برای تأمین و تجهیز رزمندگان ایرانی از دست برود.
    علتهای بالا و چندین علت دیگر مانند ضعف ساختار اداری ما ،که بعضی مواد در لحظه ی مورد نیاز به دست مصرف کننده نمی رسید، و حیف و میلها و اسرافهایی که از خصوصیات خاص ما ایرانی ها است سبب شد تا تجهیز نفراتی که باید در این عملیات شرکت می کردند به سختی انجام شود تا جائیکه قبل از آغاز مرحله ی پنجم عملیات رمضان حاج همت دستور داده بود تا موشکهای آرپی جی به جای مانده از واحدهای دیگر ی که در منطقه ای که به تیپ 27 تحویل داده شود بود بر روی زمین ریخته شوند جمع آوری بشوند تا در مرحله ی پنجم بین واحدهای مختلف این تیپ توزیع بشوند. یا مثلا بعضی از گروهان های این تیپ در آخرین لحظه ی وارد شدن  به خط بیسیم دریافت می کردند و البته نه به تعداد مورد نیاز. همین ضعفها سبب شد تا در لحظات بحرانی نیروهای تک ور ایرانی نتوانند بهترین توان خود را به کار بگیرند و در نتیجه با تمامی تلاشهایی که صورت گرفت عملیات رمضان پس از 5 مرحله زد و خورد سنگین با مدافعین عراقی با شکست مواجه بشود.
    هر چقدر که به پایان جنگ نزدیک شدیم ایران در پشتیبانی جنگ عملکردش بهتر شد اما هیچ گاه در این زمینه ما به پای عراقی ها نرسیدیم. امروزه تلاشهای زیادی در حوزه خودکفایی نیروهای مسلح ،چه در حوزه ی سلاح و مهمات و چه در حوزه ی دیگر ملزومات، صورت گرفته است اما آشکار است که هنوز راه زیادی باید برویم تا به یک وضعیت خوب دست پیدا کنیم. در حدود 50 سال پس از تولید داخلی ژ-30 و منسوخ شدن این سلاح در تمام ارتشهای درجه یک دنیا ما هنوز هم این سلاح از رده خارج شده را تولید می کنیم. هنوز در زمینه ی ساخت تانک و توپ موفقیت آنچنانی حاصل نشده و متاسفانه خرید خارجی که بتواند جایگزین از دست رفته های جنگ باشد صورت نگرفته است. در حوزه ی نیروی هوایی و دریایی وضعیت به مراتب بدتر است. ناوگان هوایی نظامی ما آشکارا فرسوده و منسوخ است و نیروی دریایی ما حرفی برای گفتن ندارد. در حوزه هایی که بیشتر با علم و دانش سروکار داریم این ضعفها شدیدتر و فراگیرتر هستند. خودکفایی نیروهای مسلح نیاز به یک انقلاب فکری دارد که متاسفانه اثری از آن در مسئولان دیده نمی شود.
    آخرین ویرایش: پنجشنبه 17 مرداد 1398 07:57 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • جمعه 4 مرداد 1398 04:44 ب.ظ نظرات ()

    ضعف نیروی انسانی؛ قسمت اول مشکلات کمّی

    گذشته از دلایلی که ذکر شد، عملیات رمضان حتی قبل از آغاز محکوم به شکست بود به این دلیل ساده که تعداد نیروهای تک وری ایرانی خیلی کمتر از میزان لازم بودند. منطق نظامی گری می گوید که طرفی که حمله می کند باید دست کم 3 برابر نیروهای مدافع نیرو وارد میدان کند. تنها در زمانی یک ارتش کوچکتر به یک ارتش بزرگتر حمله می کند که یا از یک سلاح جدید بخواهد استفاده بکند و مطمئن باشد که این سلاح می تواند دشمن را زمینگیر بکند یا از یک تاکتیک جدید بخواهد استفاده بکند که با آن تاکتیک بتواند تعادل دشمن را کاملا به هم بریزد. اشکار است که در عملیات رمضان ما نه سلاح جدیدی را به کار گرفتیم و نه تاکتیک جدیدی را به خدمت گرفتیم. پس با توجه به اینکه در برابر ما یک سپاه کامل عراقی قرار داشت ما باید دست کم نیرویی به استعداد 3 سپاه یا یک ارتش را پای کار می آوردیم. خوب در قسمتهای ابتدایی این سری درسها که سازمان رزم دو طرف را بررسی کردیم دیدیم که سپاه سوم عراق در حدود 150 هزار نفر و نیروی تک ور ایرانی در حدود 120 هزار نفر پای کار آورده اند. یعنی ایران باید در حدود 330 هزار نفر دیگر وارد کارزار می کرد تا بتواند یک تک موفق داشته باشد. مشکل طرف ایرانی وقتی حادتر شد که پس از پایان مرحله ی دوم عملیات عملا نیروهای ارتش کنار کشیدند و تقریبا هیچگاه در مراحل بعدی در شب عملیات وارد عمل نشدند و عملا به صورت نیروی پشتیبانی یا نیرویی که پس از سقوط خطوط دفاعی دشمن باید از آن پدافند می کرد به کار گرفته می شدند. پس در نتیجه همان 120 هزار نفر هم تقریبا نصف شدند و با وارد شدن تلفات در هر مرحله به نیروهای تک ور بازهم وضعیت کمیت نیروی انسانی ایران وخیم تر و وخیم تر شد.

    اما سؤال این است که با وجود اینکه ایران تقریبا دو برابر عراق جمعیت داشت چرا هیچ گاه نتوانست نه در طی این عملیات و نه در طی عملیاتهای بزرگ سالیانه ی خوب تعداد بیشتری رزمنده به کار بگیرد. علت این امر را می توان در نگاه متفاوت سیاستگذاران و برنامه ریزان عالی کشور دانست. همان طور که بسیاری از سازمانها و نهادهای متعلق به رژیم گذشته پس از انقلاب کنار گذاشته شدند بسیاری از قوانین و مقررات هم به کناری نهاده شدند. رژیم انقلابی ایران در صدد بود تا با ایجاد یک ارتش مکتبی سازمانی را برپا کند که مردم در هنگام نیاز از روی عقیده و مرام مذهبی خود به آن بپیوندند. به همین دلیل قانون سربازگیری که در زمان رضا شاه تصویب شده بود عملا کنار گذاشته شد چرا که فکر می کردند با فراخوان مقامات مذهبی و سیاسی مردم ایران فوج فوج به جبهه ها سرازیر خواهند شد. اما در عمل چنین نشد و تنها قسمت معدودی از جامعه در زمان جنگ به صورت داوطلبانه به جبهه های جنگ پیوستند. ما در تمام طول جنگ هیچگاه نتوانستیم به صورت همزمان بیش از 700 هزار نفر را در جبهه ها داشته باشیم در حالیکه یک کشور تقریبا 36 میلیون نفری می تواند ارتشی تا 4-5 میلیون نفر را هم تجهیز کند.

    قبل از اینکه به بقیه ی بحث بپردازیم بد نیست به سؤال زیر پاسخ دهید؛ طول مدت خدمت نظامی در ایران برای پسران چقدر است؟

    1.      2 سال

    2.      4 سال

    3.      8 سال

    4.      هیچ کدام

    سؤال بالا را با دقت بخوانید و بدون رجوع کردن به اینترنت جواب بدهید. 

    آخرین ویرایش: شنبه 19 مرداد 1398 08:02 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
تعداد صفحات : 42 1 2 3 4 5 6 7 ...
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic