جنگها و تاریخ

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

جنگ مدیا

← آمار وب سایت

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :


Think,Befor We Act

/ساعتی در خود نگر تا كیستی/ از كجائی وز چه جائی چیستی/ در جهان بهر چه عمری زیستی/ جمع هستی را بزن بر نیستی

گاهشمار امپراطوریهای بزرگ آسیای مرکزی و غربی از قرن15تا20

ایران که وارد عصر صفوی شد در جنوب و غرب آسیا 3 امپراطوری بزرگ وجود داشت:
امپراطوری عثمانی
امپراطوری صفوی
امپراطوری مغول( یا گورکانیان) هند
گاهشمار زیر خلاصه ای است از تاریخ این 3 تمدن تا قرن بیستم.

نبرد نیکوپولیس ؛قسمت دوم

قسمت اول

سفر

در حالی که فیلیپ ، دوک بورگوندی ، در حقیقت قصد داشت جنگ را با همراهی جان گنتی و لویس اورلئانی رهبری کند ، اما هر سه نفر از حضور در جنگ کنار کشیدند . بهانه ی آن ها این بود که ادامه ی روند صلح با انگلستان نیازمند حضورشان در منطقه است . با این حال مساله محتمل تر این بود که هیچ کدام از این سه امیر حاضر به ترک قلمرو خویش در حالت حضور رقبا نبودند . با این حال دوک بورگوندی توانست با  اعزام جان نور ، پسر ارشدش  برای فرماندهی حداقل بخشی از نیرو ، تهور خود را به نمایش بگذارد . دوک بورگوندی که  می دانست پسرش ، مارشال فرانسه و دوک ایو همگی زیر 35 سال سن دارند و فاقد تجربه ی رزمی هستند ، انگوراند هفتم ، لرد کوکی را که با تجربه ترین جنگاور و دولت مرد قلمروش بود به عنوان مشاور اعظم پسرش منصوب کرد . ابهام در ساختار فرماندهی ارتش صلیبی یکی از دلایل نتیجه حاصل شده بود . جنگ جویان قرون وسطایی هنوز معنی فرماندهی متمرکز را درک نکرده بودند . شورای جنگی که در 28 مارس 1396 برپا شد ، نشان داد شهسواران به دیسیپلین و نظم در نبرد اهمیت چندانی نمی دهند . در این شورا فرماندهی چندگانه مبتنی بر شهسواران که مایل به نشان دادن توانایی های شخصی خود بودند مورد تایید قرار گرفت .

 

به سوی بودا

حرکت سپاه صلیبی از شهر دیجون و از 30 آوریل 1396 شروع شد . صلیبیان از راه استراسبورگ و باواریا به کرانه شمالی دانوب رسیدند و از راه آن مسیر خود به سوی بودا را پی گرفتند تا به سیگیسموند ملحق شوند . نقشه ی صلیبیان بیرون راندن ترکان عثمانی از بالکان و رسیدن به قسطنطنیه از راه تنگه ی داردانل بود . سپس قصد داشتند با عبور از خاک ترکیه و سوریه به بیت المقدس برسند و آن را از دست مسلمین خارج کنند و آن گاه از راه دریا به اروپا بازگردند . ونیزی ها ناوگانی برای محاصره ی دریایی ترکان در دریای مرمره تدارک دیدند . قرار بود این ناوگان بعدا در ساحل دانوب در والاشی  و در ماه جولای به صلیبیان بپیوندد . لرد کوکی به همراه سپاه حرکت نکرد و در این هنگام عازم سفری دیپلماتیک برای دیدار با جیان گاله آزو ویسکونتی ، دوک میلان بود . گاله آزو که به خاطر خارج شدن جنوا از ناحیه ی نفوذش نسبت به فرانسوی ها خشمناک بود ، سعی می کرد از الحاق جنوا به فرانسه جلوگیری کند .  کوکی برای هشدار دادن به او در این مورد اعزام شده بود . مساله از دیپلماسی فراتر می رفت . والنتینا ویسکونتی ، همسر دوک اورلئان و دختر گاله آزو ، با دخالت های ملکه ایزابلا از پاریس تبعید شده بود . این اتفاق در همان ماه حرکت صلیبیان رخ داد . دوک میلان تهدید کرد برای حفظ شرافت دخترش دست به اعزام نیرو خواهد زد . بعدها و به هنگام رخ دادن فاجعه در نیکوپولیس ، باور عمومی بر این بود که دوک میلان  اخبار تحرکات قوای صلیبی را به بایزید گزارش داده است . مدرک محکمی در این باره وجود ندارد و ممکن است دوک میلان قربانی دشمنی اش با فرانسه شده باشد ، اما صلیبیان خیانت را از طرف کسی که عموی خودش را برای کسب قدرت به قتل رسانده بود بعید نمی دانستند . کوکی با اتمام ماموریتش عازم ونیز شد  و در 17 می و از راه دریای آدریاتیک به سوی  بندر کروات  سنج  حرکت کرد . در 30 می و با رسیدن به سنج ، کوکی به سوی میعادگاهش در بودا رهسپار شد . کوکی  قبل از شاهزاده نور  که در کرانه دانوب و در معیت امرای آلمانی بود به بودا رسید . نور در 24 ژوئن به وین رسید ، یک ماه بعد از طلایه صلیبیان به رهبری دوک ایو . 70 شناور ونیزی به همراه تدارکات  وارد دانوب شدند . در همین حال نور در حال خوشگذرانی در مهمانی های ترتیب داده شده از طرف برادر همسرش ، لئوپولد چهارم ، دوک اتریش  بود . نور از لئوپولد قرضی به مبلغ 100 هزار دوکات خواست .جمع آوری چنین مبلغی زمان می خواست و نور سرانجام در جولای وارد بودا شد .

 

از بودا تا نیکوپولیس

با رسیدن رهبران ، قرار بود راهبرد جنگ با هماهنگی فیلیبرت نایلاک ، فرمانده ی شهسواران مهمان نواز و نمایندگان ناوگان ونیزی تهیه شود . 44 فروند کشتی ونیزی شهسواران مهمان نواز را از جزیره ی رودس  و از راه دریای اژه به دریای مرمره رسانده بودند و برخی دیگر بدون ایجاد درگیری راه خود را تا دریای سیاه و دانوب ادامه داده بودند . این که ناوگان ضعیف تر ترک ها  ونیزیان را برای کنترل دریا به چالش نکشیده بود نشان می داد بایزید و سپاهش اکنون وارد اروپا شده اند .

شورای جنگی در بودا به جایی برای مجادله ی شدید تبدیل شد . سال قبل بایزید اعلام کرده بود تا ماه می به مجارستان حمله خواهد کرد ، اما اکنون که پایان جولای نزدیک می شد هنوز خبری از او نبود . دیده بانان مجار که تا هلسپونت هم رفته بودند اثری از او نیافتند .  چیزی که باعث شد فرانسویان ادعا کنند بایزید یک بزدل است . سیگیسموند به صلیبیان اطمینان داد که بایزید خواهد آمد و از آنان خواست اجازه دهند بایزید با طی مسیری طولانی به آنان برسد. این کار از نظر سیگیسموند عاقلانه تر از پیمودن یک مسافت طولانی برای یافتن عثمانیان بود . این استراتژی از طرف فرانسوی ها و متحدانشان رد شد . کوکی به عنوان سخنگوی فرانسویان چنین گفت : «حتی اگر رجزخوانی های سلطان دروغ باشد ،  ما نباید دست از دنبال کردن دشمن برداریم وهدفی که ما برای انجام آن این جا آمده ایم همین است» . سیگیسموند چاره ای جز پذیرش خواست فرانسویان نداشت . برخی مورخان اشاره کرده اند سخنان کوکی حسادت ایو را  نیز برانگیخت . ایو حس می کرد مقام سخنگویی پادشاهی فرانسه  باید به او که مقام بالاتری از کوکی داشت ، واگذار می شد .

صلیبیان حرکت به سمت بخش جنوبی ساحل غربی دانوب را شروع کردند . با این حال بخشی از ارتش مجارستان به سوی شمال رهسپار شد تا با قوای ترانسیلوانیایی و نیروهای امیر والاشی ، میرکیای ارشد ، ملاقات کند . بقیه ی نیروهای مجار پشت سر سپاه صلیبی در حال حرکت بودند . با ورود صلیبیان به منطقه ی تحت کنترل مسلمانان ، غارت و بدرفتاری با اهالی افزایش پیدا کرد . سپاهیان صلیبی در عبور از مناطق آلمانی هم گاه و بیگاه دست به غارت و دزدی از روستاها می زدند ، اما بی نظمی در میان فرانسویان با ورود به منطقه ی کفار به بالاترین حد خود رسید . تاریخ نگاران به تفصیل از انحطاط اخلاقی و کفرگویی های مجاهدان صلیبی سخن گفته اند . حتی منابع دوست دوم هم در برخی موارد وارد جزییات شده و همراهی چند روزه فاحشه ها توسط شهسواران مست را یادآور شده اند . تاکمن در این مورد اشاره می کند که تاریخ نگاران آن دوره تمایل داشته اند فساد اخلاقی سربازان را دلیل شکست آنان معرفی کنند و نمی توان چنین گزارشاتی را با اطمینان تایید کرد .

در اورشوا  و جایی که رودخانه دانوب در تنگه (دروازه های آهنین ) باریک می شد، سپاهیان صلیبی با استفاده از قایق و کرجی ظرف هشت روز از رودخانه گذشتند. هدف نخست آنان شهر ویدین، پایتخت پیشین قسمت غربی بلغارستان بود که اکنون ترک ها کنترل آن را در دست داشتند . حاکم ویدین ، ایوان اسراتسیمیر ، که تمایلی برای جنگ به نفع  فاتحان عثمانی علیه این نیروی بزرگ صلیبی  نداشت ، با رعایت احتیاط تسلیم شد. تنها خونریزی که اتفاق افتاد ، کشتار افسران ترکی بود که در پادگان شهر مقاومت می کردند. این حادثه اعتقاد فرانسویان مبنی بر ناتوانی عثمانیان در شکست صلیبیان در میدان جنگ را تقویت کرد .

در مرحله بی عد فتح شهر اوریاهوو (راشوا) ، دژ مستحکمی در 75 مایلی ویدین مورد نظر بود . فرانسوی ها که از نبود فرصتی برای نشان دادن سلحشوری شان به سایر صلیبیان کلافه شده بودند ، شبانه و بدون اطلاع سایرین دست به یک راه پیمایی برای رسیدن به استحکامات راشوا  شدند . آن ها صبحگاه و زمانی به نزدیکی دژ رسیدند که سربازان ترک  برای تخریب تنها پل منتهی به دژ به آن نزدیک شده بودند . در درگیری که در پی آمد ، فرانسویان توانست امنیت پل را حفظ کنند اما برای پیشروی مجبور شدند تا رسیدن سیگیسموند صبر کنند . نیروهای مشترک توانستند تا فرارسیدن شب خود را به پای دیوارهای دژ برسانند . صبح روز بعد ساکنان شهر با سیگیسموند توافق  کردند در صورت تضمین امنیت جان و مالشان دژ را تسلیم قوای صلیبی کنند . اما سربازان فرانسوی پس از گشوده شدن دروازه ها با شکستن عهد و پیمان سیگیسموند دست به غارت و کشتار ساکنان قلعه زدند .  آنان برای توجیه این کار مدعی شدند قلعه را با جنگ و طی درگیری های شب قبل متصرف شده اند . بیش از هزار نفر از ساکنان ترک و بلغار شهر گروگان گرفته شدند و خود شهر هم به آتش کشیده شد . مجارها کردار فرانسویان را توهین به پادشاهشان دانستند و فرانسوی ها هم متقابلا مجارها را متهم کردند سعی دارند آنان را از کسب افتخار در جنگ محروم کنند .

صلیبیان ضمن نگه داشتن یک پادگان در راشوا  به سمت نیکوپولیس رهسپار شدند . در طی مسیر ، به چند دژ حمله شد ، اما یکی از قلعه ها به حال خود رها شد تا ساکنان آن خبر رسیدن ارتش صلیبی را به بایزید برسانند . در 12 سپتامیر سپاهیان صلیبی به  دژ نیکوپولیس که بر فراز منطقه ای صخره ای بنا شده بود رسیدند .

 

محاصره ی نیکوپولیس

نیکوپولیس که در منطقه ای با حفاظ طبیعی واقع شده بود ، دژی کلیدی برای کنترل منطقه ی جنوب دانوب  و خطوط ارتباطی واقع در آن ناحیه محسوب می شد . راه باریکی بین صخره هایی که دژ بر آن ها واقع بود و رودخانه دانوب وجود داشت . استحکامات نیکوپولیس در داخل خود شامل یک شهر بزرگتر بیرونی و یک شهر کوچک در وسط بود . دوغان بی ،حاکم ترک نیکوپولیس که دارای موقعیت دفاعی مناسب و منابع کافی بود، اطمینان داشت بایزید به کمک شهر خواهد آمد و خود را برای محاصره ای طولانی آماده کرد .

صلیبیان سلاح های محاصره به همراه نداشتند ، ولی با خوش بینی شروع به ساخت نردبان برای بالارفتن از دیوارهای دژ کردند . اما نداشتن سلاح های محاصره ، شیب تند منتهی به دیوارهای قلعه و استحکامات نیرومند آن ، گرفتن نیکوپولیس به وسیله زور را ناممکن می کرد . سپاهیان صلیبی با ایجاد پست هایی برای ممانعت از خروج ساکنان قلعه و همچنین کنترل رفت و آمد در رودخانه دانوب ، سعی کردند ساکنان نیکوپولیس را به گرسنگی بکشانند . در همین حال ، صلیبیان بر این باور بودند که محاصره ی نیکوپولیس پیش درآمدی برای کمک رسانی به قسطنطنیه است و فکر نمی کردند بایزید بتواند به سرعت خود را به آنان برساند . دو هفته سپری شد و صلیبیان وقت خود را به عیش و نوش ، بازی و فحاشی و تمسخر قدرت عثمانیان سپری کردند . چه از روی مستی و چه بی احتیاطی ، دیده بانی به اطراف فرستاده نشد ، اما ماموران تهیه علوفه که در مناطق اطراف پرسه می زدند خبر از نزدیک شدن عثمانیان دادند . بایزید در این زمان در نزدیکی آدریانوپل قرار داشت و از راه شیپکا در حال راه پیمایی به سوی تیرانوو بود . استفان لازارویچ ، متحد صرب بایزید هم  در راه به او پیوست . سیگیسموند 500 سوار را مامور کرده بود در اطراف تیرانوو به ماموریت های شناسایی بپردازند و آنان نیز خبر رسیدن ترکان را به زودی به صلیبیان رساندند . این خبر به ساکنان قلعه نیکوپولیس نیز رسید و آنان با به صدا درآوردن شیپور به شادی پرداختند . فرماندهان صلیبی صدای این شیپورها را حقه قلمداد کردند و به سپاهیان گفتند سلطان هرگز جرات حمله به آنان را نخواهد داشت . هم چنین تهدید کردند گوش هرکس را که به قصد تضعیف روحیه اخبار نزدیک شدن عثمانیان را پخش کند ، خواهند برید .

کوکی که از شنیدن اخبار نگران شده بود ، به همراه 500 شهسوار  و 500 کماندار سواره عازم جنوب شد . کوکی خبریافت که یک واحد بزرگ از عثمانیان از طریق گذرگاهی در همان نزدیکی در حال رسیدن به او است . به همین دلیل 200 سوار مامور شدند با اجرای یک عقب نشینی دروغین  ، سربازان ترک را به یک کمین گاه بکشانند . طی کمین مذکور نیروهای کوکی کشتار بزرگی از نیروهای ترک راه انداختند و سپس به اردوگاه بازگشتند . این اقدام باعث ایجاد شوک در میان صلیبیان و محبوب شدن کوکی شد . تاکمن اشاره می کند که این اقدام باعث اعتماد به نفس هر چه بیش تر فرانسویان شد و حسادت هر چه بیشتر دوک ایو را  هم موجب گردید . ایو ، کوکی را به بی احتیاطی  و به خطر انداختن قوا و همچنین تلاش برای تضعیف قدرت فرماندهی  نور متهم کرد .

سیگیسموند در 24  سپتامبر تقاضای تشکیل یک شورای جنگی را مطرح کرد . در این شورا ، او و میرکیا ،امیر والاشی،  پیشنهاد کردند سربازان پیاده والاشیایی ،که در جنگ با عثمانیان تجربه بیشتری داشتند، پیشاپیش سایر صلیبیان به طلایه ی سپاه بایزید یورش ببرند . طلایه ی ترکان معمولا نیروهای چریکی کم توانی بودند که بیشتر برای غارت روستاها و خسته کردن دشمن تا ورود نیروهای باکیفیت تر استفاده می شدند . سیگیسموند معتقد بود شهسواران نبایند توان خود را صرف درگیری با این چریک ها کنند . پیشنهاد سیگیسموند این بود که پس از درگیری با چریک ها ، فرانسویان حمله را شروع کنند  و مجارها و سایر صلیبیان ضمن پشتیبانی از حمله ، از دور زده شدن جناحین توسط سواره نظام عثمانی  جلوگیری کنند . ایو این پیشنهاد را رد کرد و آن را توهینی به شهسواران دانست که در این نقشه باید اراذل و دهاتی های پیاده را همراهی می کردند . ایو مدام اظهار می داشت که  ماندن در عقبه ی سپاه توهین به شهسواران است  و اعلام کرد پیشاپیش همه به سوی دشمن خواهد تاخت . نور هم که توسط امرای جوان فرانسوی تهییج شده بود سخنان ایو را پذیرفت .

با پیش قرار گرفتن فرانسویان ، سیگیسموند سعی کرد برای نیروهای خودش نقشه جنگی جداگانه ای ترتیب دهد . سپس به صلیبیان خبر داد که قوای بایزید بیش از شش ساعت  با آنان فاصله ندارد . صلیبیان که پس از صرف نهار در مستی به سر می بردند با پریشانی به این خبر واکنش نشان دادند . برخی از باورکردن خبر طفره رفتند ، برخی دست پاچه شدند و برخی نیز با شتاب خود را آماده رزم کردند . احتمالا در همین زمان بود که به خاطر نداشتن نگهبان ، سپاهیان صلیبی دست به کشتار اسرای راشوا زدند . حتی مورخان اروپایی هم این عمل را وحشی گری مطلق قلمداد کرده اند .

 


ادامه مطلب

نبرد نیکوپولیس ؛قسمت اول

سلطان بایزید اول


بخشی از جنگ های عثمانیان در اروپا

زمان : 25 سپتامبر 1396

مکان : نیکوپولیس ، بلغارستان

نتیجه : پیروزی قاطع امپراتوری عثمانی

متخاصمین

امپراتوری مقدس روم

پادشاهی فرانسه

پادشاهی مجارستان

والاشی

شهسواران مهمان نواز

جمهوری ونیز

جمهوری جنوا

امپراتوری دوم بلغارستان

امپراتوری عثمانی

صربهای موراویایی

فرماندهان

سیگیسموند

استیبور استیبوریکزی

فیلیپ ، کنت ایو ( اسیر شد )

ژان لماین ( اسیر شد )

جان نترس ( اسیر شد )

انگوراند هفتم ( اسیر شد )

ژان دوین ( کشته شد )

ژان دکارو ( کشته شد )

میرکیای ارشد

استفان دوم

سلطان بایزید اول

استفان لازارویچ

استعداد رزمی

مورد اختلاف فراوان ، تخمین رایج بین 12 تا 16 هزار نفر

مورد اختلاف فراوان ، تخمین رایج بین 12 تا 15 هزار نفر

تلفات

بخش اعظم ارتش صلیبی کشته یا اسیر شد

تعداد کمی از جمله سیگیسموند فرار کردند

300 تا 3 هزار نفر اسیر پس از نبرد اعدام شدند

تلفات سنگین ، بیشتر غیرنظامیان ، خصوصا طی مرحله اول نبرد ، تلفات عثمانیان شامل حدود هزار غیر نظامی نیز بود که شب قبل از شروع نبرد توسط صلیبیان کشتار شدند .

 

نبرد نیکوپولیس در 25 سپتامبر 1396 میلادی درگرفت و طی آن سپاهیان عثمانی یک ارتش مرکب از متحدان مجار ، بلغار ، والاشیایی ، فرانسوی ، بورگوندی و آلمانی  را ،که توسط نیروی دریایی ونیز پشتیبانی می شدند، به کلی منهدم کردند . در ادامه ی نبرد، عثمانیان دژ نیکوپولیس در کرانه دانوب را از محاصره رها کرده و به عمر امپراتوری دوم بلغارستان پایان دادند . به نبرد نیکوپولیس گاهی جنگ صلیبی نیکوپولیس هم گفته می شود ، زیرا آخرین درگیری بزرگ  با انگیزه های دینی در قرون میانه هم محسوب می گردد .

 

پیش زمینه

درگیری های صلیبی زیادی طی قرن 14 میلادی از طرف شاهان و شهسواران صورت گرفت . آخرین این درگیری ها حمله به تونس در سال 1390 بود . همچنین در شمال اروپا و در ساحل بالتیک جنگ های ادامه داری در جریان بود . با پیروزی در نبرد کوزوو در سال 1389 ، عثمانیان بخش اعظم بالکان را فتح کردند و قلمرو امپراتوری بیزانس را به نواحی اطراف قسطنطنیه محدود ساختند .  به دنبال این فتوحات ، قسطنطنیه بارها توسط عثمانیان محاصره شد ( سال های 1390 ،1395 ، 1397 ، 1400 ، 1411 ، 1422 ) و سرانجام در سال 1453 به دست محمد دوم ، سلطان جوان عثمانی افتاد .

ادامه مطلب

درباره وب سایت

Wars & History
رضا کیانی موحد - محمدحسین پاز
مدیر وب سایت :

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان