منوی اصلی
جنگها و تاریخ
  • پنجشنبه 24 بهمن 1398 04:54 ق.ظ نظرات ()
    پرزیدنت سابق ،دکتر احمدی نژاد، همیشه شاکی بود که چرا غرب در برابر ایران استانداردهای دوگانه داره... مثلا چرا درباره ی حقوق بشر پرونده ی ایران رو پیرهن عثمان کرده ولی به پاکستان و عربستان سعودی کاری نداره؟ ... یا درباره ی پرونده ی هسته ای چرا به بمبهای هسته ای اسرائیل و هندوستان کاری نداره ولی گیر داده به چرخه ی سوخت هسته ای ایران که کلا یه فعالیت صلح آمیزی هستش؟ ....
    این بنده ی خدا غافل بود که اصولا ما ایرونی ها خودمون از بنیانگذاران و سردمداران استانداردهای دوگانه هستیم و اینکه رئیس جمهور ما به استانداردهای دوگانه ی کشورهای دیگه گیر بده و درباره ی استانداردهای دوگانه ی خودش و مردمش حرفی نزنه خودش  جزو استانداردهای دوگانه است و همه ی مردم دنیا سر این قضیه بهمون می خندن (یادمه در کنفرانسی که درباره ی تبعیض نژادی بود ایشون به اسرائیل گیر داده بود، یکی هم نبود که بپرسه مثلا شما که توی کشورتون تبعیض ندارید از بهمن 57 تا امروز چند تا وزیر سنی داشتید یا چند تا افسر ارمنی داشتید یا چند تا معاون وزیر بلوچ داشتید؟ )....
    ***
    استانداردهای دوگانه به قدری در ما نهادینه شده و در رفتارهای ما استاندارد شده که اصلا دیگه به چشم نمیاد... مثلا سر چار راه اگه سرباز نیروی انتظامی ایستاده باشه باهاش یه جوری رفتار می کنیم ولی اگر سرهنگ نیروی انتظامی ایستاده باشه یه جور دیگه رفتار می کنیم... توی ادارات دولتی، مدارس، شهرداری ها و... با ارباب رجوعی که مایه دار باشه یه جور رفتار می کنن با ارباب رجوعی که وضع مالی ش خیلی خوب نباشه یه جور دیگه رفتار می کنن.... 
    با طرف که صحبت می کنی می ناله از حمله ی اعراب به ایران در 14 قرن پیش و اینکه زن و بچه ی مردم رو به بردگی بردن و تجاوز کردن و غارت کردن و من از عربها بدم میاد و از همشون متنفرم و اینها.... بعد از طرف می پرسی محبوب ترین شخصیت زندگی ت کیه برمیگرده میگه مولا امیر المومنین... وات؟ مگه ایشون عرب نیس؟ تو که از عربها بدت میومد ... میگه نه تو حالیت نیس... ایشون موضوع ش فرق داره...
    ***
    به تبع همین رفتارهای جمعی ماست که استانداردهای دوگانه در سیاست خارجی ما هم نمود پیدا میکنه...
    مردم و دولت ما سالها است که مثلا دخالت آمریکا و انگلیس رو توی کودتای 28 مرداد محکوم می کنن اما خودشون تقریبا در تمامی کشورهای همسایه دخالت می کنن بعد که اعتراض می کنی و میگی که از نظر اخلاقی چه فرقی داره که آمریکا در ایران دخالت می کرد یا ایران توی عراق... میگه نه تو حالیت نیس... فرق داره... ایران برای حفظ امنیت ش داره توی عراق دخالت می کنه... میگی بابا جون آمریکا هم بهش گفته بودن که ایران قراره بیفته دست کمونیستها و چون کمونیستها اون موقع دشمن آمریکا بودن به خاطر امنیت ش در ایران کودتا کرد... میگه نه تو غرض ورزی داری...
    میگی چرا ایران به بشار اسد کمک می کنه خوبه ولی عربستان به یمنی های سنتی کمک می کنه بده؟ میگه نه تو حالیت نیس... ایران به دوستاش کمک می کنه. میگی خوب عربستان هم به دوستاش کمک میکنه... چرا عربستان به دوستاش کمک بکنه بده ایران کمک بکنه خوبه؟ میگه نه تو غرض ورزی داری...
    کار به جایی رسیده که من یواش یواش دارم فکر می کنم این حکومت نیس که با تبلیغات خودش به مردم القا کرده که ایران باید در تمام کشورهای منطقه جای پا داشته باشه بلکه این مردم هستن که دولت رو دارن به صورت غیرمستقیم هل میدن به این سمت... یعنی اگر دولت ایران توی عراق و سوریه و لبنان و فلسطین و یمن و افغانستان و بوسنی و ... داره این همه هزینه میکنه در حقیقت داره به ندای مردم ش جواب میده که هنوز در پی رویای امپراطوری هخامنشی و ساسانی هستن و دوست دارن که مرزهای ایران رو به همون جایی برسونن که 2500 سال قبل بود و البته چون جغرافیای سیاسی جهان اجازه ی چنین حرکتی رو نمیده سعی می کنن که نفوذ سیاسی ایران رو توی این کشورها به قدری افزایش بدن که این کشورها به صورت عروسکهای خیمه شب بازی ایران دربیان... 
    در عمل همون راهی رو داریم میریم که شوروی بعد از جنگ جهانی دوم رفت... حالا بد نیست که بعد از سی سال از فروپاشی امپراطوری سرخها نگاهی بندازیم به توان کرملین و نتیجه ی اون و توان خودمون و نتیجه ای که قراره بگیریم... اگر روسها با اون همه امکانات سخت افزاری و نرم افزاری و جمعیت زیادشون و قدرت نظامی شون و بمبهای هسته ای شون و ماهواره های جاسوسی شون تونستن امپراطوری خودشون رو حفظ کنن ما هم در آینده خواهیم تونست امپراطوری منطقه ای مون رو حفظ کنیم .... 
    به قول شاعر تا کور شود هر آنکه نتواند دید
    رضا کیانی
    آخرین ویرایش: چهارشنبه 23 بهمن 1398 06:26 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • جمعه 27 دی 1398 09:32 ب.ظ نظرات ()
    28 زوئن 1914 ، سارایوو؛ ولیعهد اتریش در حال بازدید از این شهر (که در آن زمان قسمتی از امپراطوری اتریش-مجارستان بود) توسط یک صرب متعصب ترور می شود. اتریش برای صربستان ضرب الأجلی تعیین کرد تا قاتلین ولیعهد را دستگیر کرده و تحویل این کشور بدهد. پس از اتمام مهلت ضرب الأجل، و عدم توجه به آن توسط صربها، دولت اتریش رسما به صربستان اعلان جنگ می کند و نیروهای نظامی خود را وارد مرزهای صربستان می کند. متحد اصلی صربستان اما خرس بزرگ اروپا است: روسیه. روسیه بلافاصله به اتریش اعلان جنگ می کند و در نتیجه آلمان (که در آن زمان متحد اتریش-مجارستان بود) به روسیه اعلان جنگ می کنند و فرانسه و بریتانیا هم (که متحد روسیه بودند) به آلمان اعلان جنگ می کنند و در نهایت عثمانی (که متحد آلمان بود) به روسیه و فرانسه و بریتانیا اعلان جنگ می کند و جنگ جهانی اول یا جنگ بزرگ آغاز می شود.
    اما عواقب شوم این جنگ خانمان برانداز در حوزه ی اروپا نماند. قدرتهای منطقه ی خاورمیانه بلافاصله نیروهای خود را وارد خاک ضعیف ترین کشور منطقه کردند: ایران. برای اینکه وضعیت ژئوپولتیک ایران را در آن زمان بفهمید بد نیست نگاهی به نقشه ی زیر بیندازید:
    http://s7.picofile.com/file/8385181542/2d92f4c6e5893212113dda63b496a6a1.jpg
    همانطور که دیده می شود شرق و جنوب ایران در اشغال نظامی بریتانیا، شمال در اختیار روسیه و غرب ایران تحت حکومت عثمانی بود. هر سه قدرت خاک ایران را با آغاز جنگ در اروپا صحنه ی ترکتازی خود کردند؛ صدها فرسنگ دورتر از خاک اروپا. زمانی که روسها از یک طرف، ترکها از یک طرف و انگلیسیها از طرف دیگر وارد خاک ایران شدند به خود زحمت ندادند که از هیچ ایرانی نظر خواهی کنند. آنها به یک بهانه وارد ایران شدند: امنیت. اینکه چرا هر سه قدرت امنیت خود را در لگدکوب کردن مردمی می دیدند که رسما در جنگ جهانی اعلان بی طرفی کردند و حتا کوچکترین شانسی نداشتند که از خود دفاع کنند سوالی است که پاسخ آن را در جای دیگر خواهم داد. 
    فعلا به نتیجه ی جنگی برسیم که واقعا سزاوار لقب "جنگ تحمیلی" است. نتیجه ی درگیری کشورهای اروپایی فرسنگها دور از خاک ایران برای حفظ امنیت شان این بود: فرزندان بی پدر شده، خانواده های از هم پاشیده، زنان بی شوهر، دخترهای هتک حیثیت شده، اقتصاد از هم پاشیده، زیربناهای تخریب شده، شهرهای ویران شده، دهات خالی شده، زمینهای بایرشده و در یک کلام: نکبت، بلا و مصیبت
    چشمان خود را ببندید و سفری در زمان کنید. خود را در میانه ی جنگ جهانی اول فرض کنید. سوال: واقعا آیا اگر روسیه، بریتانیا و عثمانی وارد خاک ایران نمی شدند امنیت شان به خطر می افتاد؟ در حالیکه میلیون ها میلیون سرباز در اروپا همدیگر را قتل عام می کردند، قدرتهای بزرگ هزاران تن بمب شیمیایی را بر سر هم می ریختند، بمب افکنها و بالنهای بزرگ شهرهای غیرنظامی را زیر بمباران خود له می کردند واقعا درگیری نظامی این سه قدرت در خاورمیانه و در خاک یک کشور بی طرف برای آنها امنیت بوجود می آورد؟
    تصور کنید که در آن زمان زندگی می کردید و شغلتان خوانندگی بود اگر می خواستید برای غمخواری در اندوه سترگی که به بهانه ی امنیتِ همسایه های قدرتمندتان بر پدران و پدربزرگان تان وارد شد ترانه ای بخواندید چه می خواندید جز این ترانه:
    حال و حوصله ندارم برای عاشق شدن و جدایی
    آتش عشق تمام وجود انسان را می سوزاند
    ما در سرزمینی زندگی می کنیم سراسر سختی، سراسر درد، لبریز از فتنه
    زمامداران این زمانه توافق کرده اند، که اتحادی بین بشریت صورت نگیرد
    حال و حوصله ندارم برای عاشق شدن و جدایی
    آتش عشق تمام وجود انسان را می سوزاند
    همه آواره و پناهنده شده ایم در این جهان
    از راست و چپ هر دو چشم گریان است
    خدا به دادمان برسد
    درود بر شما
    با کمال احترام می گویم
    حیف است وطن ما نابود شود
    یا به سرقت رود، به خدا قسمت حیف است
    حال و حوصله ندارم برای عاشق شدن و جدایی
    آتش عشق تمام وجود انسان را می سوزاند
    یک قلب صاف و صاده پاک و وفادار است
    آیا نمی دانید این چنین قلبی دوستدار بشریت است
    دوستدار تمام انسان هاست
    زمامداران این زمانه توافق کرده اند که اتحادی بین ما صورت نگیرد
    حال و حوصله ندارم برای عاشق شدن و جدایی
    آتش عشق تمام وجود انسان را می سوزاند
    چشمان خود را بازکنید و دگر بار ببندید. ایین بار خود را جای کودک عراقی بگذارید. در روز نهم آوریل 2003 حکومت بعثی صدام با حمله ی آمریکا و بریتانیا به عراق سقوط کرد. فروپاشی سریع سازمان اداری عراق همان وضعی را برای عراق ایجاد کرد که 90 سال قبل از آن برای ایران ایجاد شده بود. قدرتهای منطقه ای به بهانه ی امنیتِ مردم خود به صورت مستقیم و غیرمستقیم عملیات نظامی خود را در عراق آغاز کردند. بسیاری از مردم عراق به طرفداری از ایران، عربستان سعودی، قطر، ترکیه و اسرائیل مسلح شدند و شروع کردند به کشتار یکدیگر: کرد در برابر سنی، سنی در برابر شیعه، شیعه در برابر کرد، برادر در برابر برادر.
    امروز که این نوشته را می خوانید سال 2020 میلادی است و نتیجه ی دخالتهای مستقیم و غیرمستقیم نظامی قدرتهای منطقه ای و فرامنطقه ای در عراق مشابه است با وضعیت ایران در زمان جنگ جهانی اول، در یک کلام: نکبت، بلا و مصیبت. ترانه ای که در بالامتن آن را خواندید و می توانید آن را در اینجا ببینید گوشه ی کوچکی است از درد و رنج مردمی که داشتند زندگی خود را می کردند ولی زمانه با آنها خوب تا نکرد. 

    برای سوم بار چشمان ت را ببند و تصور کن اگر جرج بوش به جای حمله به عراق اول تصمیم گرفته بود که به ایران حمله کند شاید این ترانه را امروز فرزند تو می خواند. شاید آنکه آواره بود همسر تو بود. 
    هموطن انصاف داشته باش. به جای اینکه شریک درد و غم همسایه ی خود بشوی باری بر دوش آنها نگذار به بهانه ی امنیتِخودامنیتِ خانواده ات را در ناامنی همسایه ات نیاب. امنیت چیزی نیست که کیلومترها دورتر از خاک وطن ت آن را بیابی. 
    روا مدار که سیاستمداران کشورت به بهانه ی امنیت، تو را شریک دخالتها ی نظامی خود در خاک همسایه کنند. پشتیبانی خود را دریغ کن از آنکه می گوید اگر ما در عراق عملیات نظامی نکرده بودیم الان فلانی و بهمانی در خاک ایران بودند. چشمان ت را بازکن هموطن؛ اندکی ، فقط اندکی انصاف داشته باش.
    رضا کیانی موحد

    آخرین ویرایش: جمعه 27 دی 1398 10:51 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • سه شنبه 19 آذر 1398 04:26 ب.ظ نظرات ()

    فارغ از جوک ها و لطفه هایی که ملت ساخته اند در باب قطع چند روزه ی اینترنت صادقانه اعتراف می کنم که این توفیق اجباری سبب شد تا سرانه ی مطالعه ی من جهشی معنادار داشته باشد. از جمله کتابهایی که در این فرصت توانستم آن را به پایان ببرم یکی هم کتاب پوپولیسم ایرانی نوشته ی دکتر علی سرزعیم بود که بارها و بارها از ایشان در این مکان نام برده ایم و یادکرده ایم.
    دکتر سرزعیم را چون چندین بار معرفی کرده ام دیگر معرفی نمی کنم و صاف می روم سراغ معرفی خود کتاب البته به صورت خیلی خلاصه و ضربتی. نگرانی و دغدغه ای که دکتر سرزعیم نسبت به زمامداری پوپولیستها دارند سبب شده تا با صرف وقت زیادی یک نمونه ی دم دستی (برای ما ملت ایران) را در باب اینکه چگونه یک پوپولیست می تواند از پله های قدرت بالا برود تجزیه و تحلیل کند تا خواننده بتواند خود را برای موارد بعدی آماده کند و از انتخابهای بد بپرهیزد. دکتر سرزعیم محمود احمدی نژاد را به عنوان یک نمونه ی معاصر و کاملا قابل بررسی انتخاب و معرفی کرده است و پس از آن در ضمیمه ی کتاب چند مورد از پوپولیسم در کشورهای دیگر را هم معرفی کرده است.
    لازم به ذکر است که برکشیدن پوپولیستها در کشورهای مختلف از درون صندوق رأی آغاز می شود و اصولا این افراد از نقاط ضعف سیستمهای مبتنی بر رأی گیری استفاده می کنند تا بتوانند سر بزنگاه همان صندوق را زیر پای بگذارند. تعریف دکتر سرزعیم از پوپولیست را می توان به صورت زیر خلاصه کرد: سیاستمداری که وعده ای می دهد و این وعده هزینه بر است بدون اینکه بیان کند هزینه یا هزینه های احتمالی این وعده اش را چگونه می خواهد پوشش بدهد.(جمله بندی از من است) با این تعریف، دکتر سرزعیم نمونه های مختلفی از رفتارهای احمدی نژاد را چه در زمانی که هنوز رئیس جمهور نشده بود و چه پس از اینکه به مقام ریاست جمهوری رسید توصیف و تحلیل می کند.
    نکته ی مثبت این کتاب علاوه بر پرداختن به مسئله ی پوپولیسم این است که دکتر سرزعیم با دقتی شگفت انگیز ادوار انتخاباتی که احمدی نژاد در آن شرکت کرده است تجزیه و تحلیل کرده و به ذکر علتهای پیروزی انتخاباتی احمدی نژاد در دو دوره ی انتخابات ریاست جمهوری پرداخته است. شاید هنوز بعد از 6-7 سال عده ی زیادی اعتقاد داشته باشند که احمدی نژاد برکشیده ی نظام بوده است و هنوز سر حرفشان ایستاده باشند که «رأی منو پس بده» اما دکتر سرزعیم (همچون من) معتقد است که پیروزی های احمدی نژاد بیشتر بر پایه ی کنش رأی دهندگان بوده است نه تقلب در سر صندوقهای انتخاباتی. و اتفاقا همین دلیل اصلی نوشتن کتاب پوپولیسم ایرانی بوده است: اینکه ملت اگر مواظب و مراقب نباشند ممکن است که بازهم افسار قوه ی مجریه را به یک پوپولیست دیگر بدهند. پوپولیستی که این بار ممکن است از جناح راست، ملی-مذهبی ها و حتی اپوزیسیون برآمده باشد.
    ظرفیت بسیار بالای ایران و ایرانی در ارج نهادن به افراد پوپولیست و نادیده گرفتن خدمتکاران واقعی خود سبب می شود که این حقیر به مسئولین آموزش و پرورش توصیه کنم این کتاب را به صورت خلاصه درآورده و در دوره ی دوم متوسطه به تمام فرزندان ایران زمین تدریس کنند. حتی اگر این قدر هم مقدور نبود می توانند یک فصل در کتابهای اجتماعی دوره ی متوسطه را به مسئله ی پوپولیسم و راه های شناسایی افراد پوپولیست اختصاص بدهند. 
    شما عزیزان هم بهتر است که چند جلد از این کتاب را بخرید و شب عید به عنوان عیدی به کسانی که دوستشان دارید کادو بدهید. من که امسال عید همین کار را خواهم کرد...
    باشد که دیگر شاهد پدیده هایی نباشیم که صاف صاف توی چشم ملت زل بزنند و هاله ی نور را منکر شوند و یا صاف صاف توی چشم ملت زل بزنند و بگویند که خبر گران شدن بنزین را همانند بقیه ی مردم از برنامه ی صبح جمعه با شما شنیده اند.
    فبشرعبادالذین یستمعون القول ویتبعون احسنه
    رضا کیانی موحد
    آخرین ویرایش: جمعه 15 آذر 1398 04:53 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • جمعه 13 اردیبهشت 1398 08:25 ب.ظ نظرات ()
    دکتر تفرشی سندپژوهی هستند که تخصص اصلی ایشان پیداکردن سندهای مربوط به ایران از آرشیوهای بریتانیا (وزارت امور خارجه....) است. ایشان دو نامه از شیخ شارجه به وزارت امورخارجه بریتانیا پیدا کرده اند که شیخ شارجه از بریتانیا به خاطر میانجیگری بر سر حل و فصل جزایر سه گانه با شاه تشکر کرده است. دیدن این اسناد خالی از لطف نیست.





     
    آخرین ویرایش: جمعه 20 اردیبهشت 1398 09:28 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • جمعه 9 فروردین 1398 09:26 ق.ظ نظرات ()
    رسانه ی معاند بی.بی.سی گزارش خلاصه ای درباره فعالیتهای فضایی ایران در سال 97 به قلم بابک تقوی ارائه کرده است. تمام گزارش را می توانید در اینجا بخوانید اما چیزی که برای من در این گزارش جالب است این جملات زیر است:

    «سازمان فضایی و صنایع هوافضا وابسته به وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح ایران در چهلمین سالگرد انقلاب، از دو ماهواره‌بر سیمرغ و سفیر برای پرتاب ماهواره‌های بومی امیرکبیر و دوستی استفاده کرد که هر دو با شکست مواجه شدند.

    با وجود ناکامی هر دو پرتاب، کشورهای غربی به خصوص ایالات متحده و اسرائیل نگرانی خودشان را از پرتاب این ماهواره‌برها نشان دادند و آنها را تهدیدی برای امنیت ملی کشورشان و متحدانشان قلمداد کردند. آنها ادعا می‌کنند که تکنولوژی ساخت و توسعه ماهواره‌برها و اطلاعات به دست آمده از پرتاب آنها به توسعه و ساخت موشک قاره پیما در سازمان جهاد خودکفایی سپاه پاسداران کمک می‌کند اما از دیدگاه تخصصی چنین نیست و بیشتر این انتقادها و اعتراض‌ها جنبه سیاسی و روانی دارند

    توجه کنید که در متن فوق به وضوح از بایاس و جهتگیری سیاسی و اغراض لجوجانه و عنودانه ی استکبار جهانی بر علیه پیشرفتهای علمی ایران اسلامی پرده برداشته شده است.



    آخرین ویرایش: یکشنبه 4 فروردین 1398 09:31 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • سه شنبه 18 دی 1397 06:46 ب.ظ نظرات ()
    درگذشت استاد شطرنج خسرو هرندی را بتمامی مردم ایران مخصوصا انهایی که علاقمند شطرنج هستند تسلیت می گویم. بهترین بازی های ان مرحوم را می توانید در اینجا بیابید.
    آخرین ویرایش: چهارشنبه 19 دی 1397 09:51 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
تعداد صفحات : 6 1 2 3 4 5 6
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو